شهید رحیم دلال جعفر نژاد: تفاوت بین نسخه‌ها

 
(۳ نسخه‌های متوسط توسط ۳ کاربران نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
شه ی د رح ی م دلال جعفرنژاد
+
شهید رحیم دلال جعفرنژاد
 
+
تاریخ تولد :1344/04/01
تار ی خ تولد :1344/04/01
+
تاریخ شهادت : 1366/11/18
 
+
تار ی خ شهادت : 1366/11/18
+
 
+
 
محل شهادت : نامشخص
 
محل شهادت : نامشخص
 +
محل آرامگاه :آذربایجان شرقی - تبریز – عباسی
  
محل آرامگاه :آذربا ی جان شرق ی - تبر ی ز – عباس ی
+
==زندگی نامه==
 
+
شهید رحیم دلال جعفر نژاد در سال 1344 در خانواده متوسط در منطقه 2 تبریز در محله میلاب چشم به جهان گشود. شهید رحیم فرزند چهارم خانواده بود. اوایل زندگی خود مثل بچه ها شروع به درس خواندن مراحل اول ابتدایی و ... دبیرستان حدود 12 سال عمر خود را صرف دیپلم گرفتن خود نمود و پس از گرفتن دیپلم خود با شروع انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام کبیر و لبیک گفتن به دستورات امام شروع به فعالیت در انقلاب کرد و اولین قدم خود را در نهضت سوادآموزی استان خود در منطقه (چوان) نزدیکی تبریز شروع به تدریس در اول ابتدایی نمود و بعد از یکسال به خدمت سربازی رفت و در سال 1364 در پایگاه هوایی تبریز شروع به خدمت نمود و بعد از آن به لشگر 16 زرهی قزوین اعزام و از آنجا به نتطقه جنگی مهران در خط مقدم جبهه در مقابل دشمن صهونیسیتی عراق مشغول دفاع از کشورمان شد. در حدود یکسال در جبهه بود که در سال 1366 بر اثر اصابت خمپاره به درجه رفیع شهادت رسید. زندگی یعنی خاطره ما اگر از اول زندگی بخواهیم ازهمه خاطرات وی برای شما بازگو کنیم دفتری است بی پایان مثل همه خاطره های شهدا ولی من برادر شهید از مختصر خاطرات او برای شما بازگو می کنم که شهید پسری بود نمازخوان و سر به زیر که همیشه به حرف های پدر و مادر گوش داده و از حرف های آن ها پیروی می کرد و همه اهل محله می دانند که او به کسی حننی به حیوانی هم آزار و اذیت نرسانده بود. آخرین خاطره ای که می خواهم بازگو کنم از آخوند دیدارمان که داغش هنوز بر سینه مادرم است ؟؟؟؟ که به دیدار خانواده آمده بود در موقع اعزام دوباره اش به ما گفت: " شاید این آخرین دیدارمان باشد شاید برم و دیگر برنگردم. شاید دیگر شما مرا نبینید"
 
+
این آخرین حرفی بود که شهید رحیم به ما گفت
==زندگینامه==
+
این جمله همیشه در ذهن همه ما مانده یادش گرامی و مادرم چشم هایش به گریه نشسته اش و دیگر شهادت....
 
+
دل ما همیشه با اوست. او افتخار ماست.<ref>[http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/40213 سایت شهدای ارتش]</ref>
شه ی د رح ی م دلال جعفر نژاد در سال 1344 در خانواده متوسط در منطقه 2 تبر ی ز در محله م ی لاب چشم به جهان گشود. شه ی د رح ی م فرزند چهارم خانواده بود. اوا ی ل زندگ ی خود مثل بچه ها شروع به درس خواندن مراحل اول ابتدا یی و ... دب ی رستان حدود 12 سال عمر خود را صرف د ی پلم گرفتن خود نمود و پس از گرفتن د ی پلم خود با شروع انقلاب اسلام ی ا ی ران به رهبر ی امام کب ی ر و لب ی ک گفتن به دستورات امام شروع به فعال ی ت در انقلاب کرد و اول ی ن قدم خود را در نهضت سوادآموز ی استان خود در منطقه (چوان) نزد ی ک ی تبر ی ز شروع به تدر ی س در اول ابتدا یی نمود و بعد از ی کسال به خدمت سرباز ی رفت و در سال 1364 در پا ی گاه هوا یی تبر ی ز شروع به خدمت نمود و بعد از آن به لشگر 16 زره ی قزو ی ن اعزام و از آنجا به نتطقه جنگ ی مهران در خط مقدم جبهه در مقابل دشمن صهون ی س ی ت ی عراق مشغول دفاع از کشورمان شد. در حدود ی کسال در جبهه بود که در سال 1366 بر اثر اصابت خمپاره به درجه رف ی ع شهادت رس ی د . زندگ ی ی عن ی خاطره ما اگر از اول زندگ ی بخواه ی م ازهمه خاطرات و ی برا ی شما بازگو کن ی م دفتر ی است ب ی پا ی ان مثل همه خاطره ها ی شهدا ول ی من برادر شه ی د از مختصر خاطرات او برا ی شما بازگو م ی کنم که شه ی د پسر ی بود نمازخوا ن و سر به ز ی ر که هم ی شه به حرف ها ی پدر و مادر گوش داده و از حرف ها ی آن ها پ ی رو ی م ی کرد و همه اهل محله م ی دانند که او به کس ی حنن ی به ح ی وان ی هم آزار و اذ ی ت نرسانده بود. آخر ی ن خاطره ا ی که م ی خواهم بازگو کنم از آخوند د ی دارمان که داغش هنوز بر س ی نه مادرم است ؟؟؟؟ که به د ی دار خانواده آمده بود در موقع اعزام دوباره اش به ما گفت: " شا ی د ا ی ن آخر ی ن د ی دارمان باشد شا ی د برم و د ی گر برنگردم. شا ی د د ی گر شما مرا نب ی ن ی د "
+
==نگارخانه تصاویر==
 
+
<gallery>
ا ی ن آخر ی ن حرف ی بود که شه ی د رح ی م به ما گفت
+
 
+
ا ی ن جمله هم ی شه در ذهن همه ما مانده ی ادش گرام ی و مادرم چشم ها ی ش به گر ی ه نشسته اش و د ی گر شهادت ....
+
 
+
دل ما هم ی شه با اوست. او افتخار ماست .
+
  
 +
Image:1299179KAKA013-001.jpg
 +
Image:1299179KAKA014-001.jpg
 +
Image:1299179KAKA011-001.jpg
 +
Image:1299179KAKA006-001.jpg
  
منبع:سایت شهدای ارتش
+
</gallery>
 +
==پانویس==
 +
<references />
 +
== رده‌ها ==
 +
{{ترتیب‌پیش‌فرض:رحیم_دلال_جعفرنژاد}}
 +
[[رده: شهدا]]
 +
[[رده: شهدای ارتش جمهوری اسلامی ایران]]
 +
[[رده: شهدای ایران]]
 +
[[رده: شهدای استان آذربایجان شرقی]]
 +
[[رده: شهدای شهرستان تبریز]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۷ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۰۱

شهید رحیم دلال جعفرنژاد تاریخ تولد :1344/04/01 تاریخ شهادت : 1366/11/18 محل شهادت : نامشخص محل آرامگاه :آذربایجان شرقی - تبریز – عباسی

زندگی نامه

شهید رحیم دلال جعفر نژاد در سال 1344 در خانواده متوسط در منطقه 2 تبریز در محله میلاب چشم به جهان گشود. شهید رحیم فرزند چهارم خانواده بود. اوایل زندگی خود مثل بچه ها شروع به درس خواندن مراحل اول ابتدایی و ... دبیرستان حدود 12 سال عمر خود را صرف دیپلم گرفتن خود نمود و پس از گرفتن دیپلم خود با شروع انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام کبیر و لبیک گفتن به دستورات امام شروع به فعالیت در انقلاب کرد و اولین قدم خود را در نهضت سوادآموزی استان خود در منطقه (چوان) نزدیکی تبریز شروع به تدریس در اول ابتدایی نمود و بعد از یکسال به خدمت سربازی رفت و در سال 1364 در پایگاه هوایی تبریز شروع به خدمت نمود و بعد از آن به لشگر 16 زرهی قزوین اعزام و از آنجا به نتطقه جنگی مهران در خط مقدم جبهه در مقابل دشمن صهونیسیتی عراق مشغول دفاع از کشورمان شد. در حدود یکسال در جبهه بود که در سال 1366 بر اثر اصابت خمپاره به درجه رفیع شهادت رسید. زندگی یعنی خاطره ما اگر از اول زندگی بخواهیم ازهمه خاطرات وی برای شما بازگو کنیم دفتری است بی پایان مثل همه خاطره های شهدا ولی من برادر شهید از مختصر خاطرات او برای شما بازگو می کنم که شهید پسری بود نمازخوان و سر به زیر که همیشه به حرف های پدر و مادر گوش داده و از حرف های آن ها پیروی می کرد و همه اهل محله می دانند که او به کسی حننی به حیوانی هم آزار و اذیت نرسانده بود. آخرین خاطره ای که می خواهم بازگو کنم از آخوند دیدارمان که داغش هنوز بر سینه مادرم است ؟؟؟؟ که به دیدار خانواده آمده بود در موقع اعزام دوباره اش به ما گفت: " شاید این آخرین دیدارمان باشد شاید برم و دیگر برنگردم. شاید دیگر شما مرا نبینید" این آخرین حرفی بود که شهید رحیم به ما گفت این جمله همیشه در ذهن همه ما مانده یادش گرامی و مادرم چشم هایش به گریه نشسته اش و دیگر شهادت.... دل ما همیشه با اوست. او افتخار ماست.[۱]

نگارخانه تصاویر

پانویس

  1. سایت شهدای ارتش

رده‌ها

آخرین تغییر ‏۷ تیر ۱۳۹۹، در ‏۱۸:۰۱