شهید ولی الله بهمدی: تفاوت بین نسخه‌ها

(وصیت نامه)
 
سطر ۱۵: سطر ۱۵:
  
 
==وصیت نامه==
 
==وصیت نامه==
 
 
پدر و مادر عزیزم سلام من حالا درجبهه حق علیه باطل می جنگم. چون شهید شدم پدرم سفارش می کنم. شما می دانید که در روز عاشورا حضرت امام حسین سر نعش علی اکبر که در پیش رویش شهید صابری خود را نشان داد و در پیشگاه احدیت و تاریخ اسلام زنده ماند. شما هم امام حسین وار باشید.
 
پدر و مادر عزیزم سلام من حالا درجبهه حق علیه باطل می جنگم. چون شهید شدم پدرم سفارش می کنم. شما می دانید که در روز عاشورا حضرت امام حسین سر نعش علی اکبر که در پیش رویش شهید صابری خود را نشان داد و در پیشگاه احدیت و تاریخ اسلام زنده ماند. شما هم امام حسین وار باشید.
  
 
مادرجان شما هم مانند ام لیلا باشید و داغ فرزند خود را بسیار بسیار تحمل کنید. و برادرها مانند حضرت سجاد استقامت داشته باشید. وافتخار کنید. که چنین فرزندی وبرادری به راه خدا ودین مبین اسلام و به فرمان رهبر عزیز حضرت امام خمینی و میهن شهید شد و برای من غصه نخورید افتخار کنید. ومادرجان باید ببخشید چون موقع نامه درجلو دشمن وقت نداشتم.
 
مادرجان شما هم مانند ام لیلا باشید و داغ فرزند خود را بسیار بسیار تحمل کنید. و برادرها مانند حضرت سجاد استقامت داشته باشید. وافتخار کنید. که چنین فرزندی وبرادری به راه خدا ودین مبین اسلام و به فرمان رهبر عزیز حضرت امام خمینی و میهن شهید شد و برای من غصه نخورید افتخار کنید. ومادرجان باید ببخشید چون موقع نامه درجلو دشمن وقت نداشتم.
 
 
یادگاری برای مادر و پدرم.
 
یادگاری برای مادر و پدرم.
 
 
والسلام.
 
والسلام.
  
1362/05/20
+
1362/05/20<ref>[http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/4736 سایت شهدای ارتش]</ref>
<ref>[http://%20http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/4736 سایت شهدای ارتش]</ref>
+
 
+
  
 
==پانویس==
 
==پانویس==
 
<references />
 
<references />

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۰ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۵۲

شهید ولی اله بهمدی تاریخ تولد :1340/09/10 تاریخ شهادت : 1362/06/23 محل شهادت : نامشخص محل آرامگاه :خراسان رضوی - کاشمر – سنجدک



زندگینامه

شهید در سال 1340 در خانواده مذهبی و متدین به دنیا آمد. ایشان از همان دوران کودکی سختی و دشواری های زیادی را تحمل کرده بود. شهید کم کم بزرگ شد تا اینکه به سن 7 سالگی رسید و روانه مدرسه ابتدایی روستا شد. شهید تا کلاس پنجم را د رهمان روستا مشغول تحصیل شد شهید پس از اتمام دوران ابتدایی بعلت فقر وتنگدستی پدر مجبور شد مدرسه را رها کرده وبه کار کشاورزی کمک پدر بود. کم کم که بزرگ می شد درجهت مسائل مذهبی هم رشد می کرد. همزمان با شروع انقلاب از آنجا که زیاد علاقه به حضرت امام و انقلاب واسلام داشت. اعلامیه ها و اشعار را از روستای مجاور می رساند و مردم این روستا را آگاه می ساخت در این رابطه یک بار با ضد انقلاب در گیر شده بود. که با آنها با قاطعیت برخورد کرده شهید در این هنگام شبها می رفت اتاق بیرون می آمد چشمانش قرمز می شد و از خوف خدا گریه می کرد او کم کم که بزرگ شد و در کنار پدر کشاورز می کرد و در مسجد ها مشغول فعالیت بود. تا اینکه ماه رمضان می رسید. شبها تا سحر بیدار بود د رمسجد مشغول نماز خواندن و دعا خواندن بود سحر که می شد با صدای دلنشین نمود مردم را برای میهمانی خدا آماده می کرد. د رزمان قبل از انقلاب شهید کتابهای قاچاق مراجع تقلید و روحانیون را که یکی از ورستای برایش می آورد مطالعه می کرد و محیط دوستان را آگاه می ساخت دوبار درسخنرانی حاج آقا کافی حضور را داشته د از نزدیک بعضی مسائل را با او در میان می گذاشت سرانجام هنگام خدمت مقدس سرابازی فرا رسید شهید که روانه جبهه شد و این امر باعث دگرگونی عظیم در محیط کار و خانواده شد و با شهادت وی دیگر دوستان و خویشان با الهام از نصیتهای وی بسیاری از دوستان ایشان به جبهه رفتند و از خود رشادت های فراوانی نشان دادند.


وصیت نامه

پدر و مادر عزیزم سلام من حالا درجبهه حق علیه باطل می جنگم. چون شهید شدم پدرم سفارش می کنم. شما می دانید که در روز عاشورا حضرت امام حسین سر نعش علی اکبر که در پیش رویش شهید صابری خود را نشان داد و در پیشگاه احدیت و تاریخ اسلام زنده ماند. شما هم امام حسین وار باشید.

مادرجان شما هم مانند ام لیلا باشید و داغ فرزند خود را بسیار بسیار تحمل کنید. و برادرها مانند حضرت سجاد استقامت داشته باشید. وافتخار کنید. که چنین فرزندی وبرادری به راه خدا ودین مبین اسلام و به فرمان رهبر عزیز حضرت امام خمینی و میهن شهید شد و برای من غصه نخورید افتخار کنید. ومادرجان باید ببخشید چون موقع نامه درجلو دشمن وقت نداشتم. یادگاری برای مادر و پدرم. والسلام.

1362/05/20[۱]

پانویس

  1. سایت شهدای ارتش
آخرین تغییر ‏۱۰ مهر ۱۳۹۸، در ‏۱۲:۵۲