شهید مهدی نوابی: تفاوت بین نسخهها
Mehtari9705 (بحث | مشارکتها) (صفحهای جدید حاوی «نام : نوابی / مهدی نام پدر : حسن تاریخ تولد : ۱۳۴۲-۱۰-۵ محل تولد : اصفهان - كردآبا...» ایجاد کرد) |
|||
| (یک نسخهٔ متوسط توسط کاربر دیگری نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱۴: | سطر ۱۴: | ||
| − | زندگینامه | + | ==زندگینامه== |
»...پله پله تا ملاقات خدا... « در سلام كردن پيشى مى گرفت، سنجيده سخن مى گفت و مراقب | »...پله پله تا ملاقات خدا... « در سلام كردن پيشى مى گرفت، سنجيده سخن مى گفت و مراقب | ||
بود كلماتى كه به پدر و مادر مى گويد، حالت دستورى و امرى نباشد. به بچه هاى محله آموزش | بود كلماتى كه به پدر و مادر مى گويد، حالت دستورى و امرى نباشد. به بچه هاى محله آموزش | ||
| سطر ۲۸: | سطر ۲۸: | ||
وصیتنامه | وصیتنامه | ||
| − | خدايا! اينك می دانى اكنون كه اين چند سطر را می نويسم، هنوز قلمم از قيد و بندهاى دنيا رها نگشته ولى چه كنم بايد بنويسم و لااقل بدهكاری هاى خود را به خدا و خلق خدا روى كاغذ آورم زيرا وقت تنگ است و حساب الهى همه را در بر می گيرد. | + | خدايا! اينك می دانى اكنون كه اين چند سطر را می نويسم، هنوز قلمم از قيد و بندهاى دنيا رها نگشته ولى چه كنم بايد بنويسم و لااقل بدهكاری هاى خود را به خدا و خلق خدا روى كاغذ آورم زيرا وقت تنگ است و حساب الهى همه را در بر می گيرد.<ref>[http://khayyen.ir/shahid/536 سایت شهدای خین]</ref> |
| − | + | ==پانویس== | |
| − | + | <references /> | |
| − | http://khayyen.ir/shahid/536 | + | |
نسخهٔ کنونی تا ۲ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۲۷
نام : نوابی / مهدی نام پدر : حسن تاریخ تولد : ۱۳۴۲-۱۰-۵ محل تولد : اصفهان - كردآباد تاریخ شهادت : ۱۳۶۱-۲-۱۵ محل شهادت : خرمشهر-عمليات بيت المقدس شهرستان : اصفهان یگان : مسئولیت : تحصیلات : محل تحصیل : مدرسه علميه ذوالفقار اصفهان گلزار : گلستان شهدای اصفهان
زندگینامه
»...پله پله تا ملاقات خدا... « در سلام كردن پيشى مى گرفت، سنجيده سخن مى گفت و مراقب بود كلماتى كه به پدر و مادر مى گويد، حالت دستورى و امرى نباشد. به بچه هاى محله آموزش احكام و قرآن مى داد. امر به معروف و نهى از منكر مى كرد و اگر كسى خلاف آن را انجام مى داد، ناراحت م ىشد. به دوستانش كه نيازى داشتند قرض مى داد، ... و همه اينها ملاقات محبوب را نزديك مى كرد و او را پله پله تا ملاقت خدا پيش مى برد. ...در عمليات، برادر كوچكترش با او بود، به وى سفارش مى كرد »اگر من در عمليات زخمى شدم معطل من نشو و راهت را ادامه بده... « در كشاكش انقلاب اسلامى اعلاميه هاى امام(ره) را پخش و تنور راهپيمايى ها را گرم مى كرد. عشق به دفاع از اسلام و كشور و اطاعت از فرمان امام، او را به جبهه ها كشاند و هر چه مى گذشت قبساتى از نور خدا دريافت مى كرد. سرانجام افتخار شركت در عمليات بيت المقدس را يافت و بال به بال عشق بست و تا فراخناى ابديت پرواز نمود.
وصیتنامه خدايا! اينك می دانى اكنون كه اين چند سطر را می نويسم، هنوز قلمم از قيد و بندهاى دنيا رها نگشته ولى چه كنم بايد بنويسم و لااقل بدهكاری هاى خود را به خدا و خلق خدا روى كاغذ آورم زيرا وقت تنگ است و حساب الهى همه را در بر می گيرد.[۱]