شهید محمد اسماعیل غلامی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای جدید حاوی «شه ی د محمداسمع ی ل غلام ی تار ی خ تولد :1323/01/09 تار ی خ شهادت : 1367/05/29 محل شهادت :...» ایجاد کرد)
 
(زندگی نامه)
 
(۲ نسخه‌های متوسط توسط ۲ کاربران نشان داده نشده)
سطر ۱۰: سطر ۱۰:
  
  
زندگی نامه: هر چند درباره شهدا و ايثارگران سخن گفتن سخت است ولي به ناچار اين بنده حقير در حد توان خود قدري از زندگي‌نامه شه ی د محمد اسمع ی ل غلام ی را به سمع و نظرتان مي‌رسانم و اميدوارم قدمي در راه اهداف او برداشته و مرا به بزرگي خود ببخشد .
+
==زندگی نامه==
 +
هر چند درباره شهدا و ايثارگران سخن گفتن سخت است ولي به ناچار اين بنده حقير در حد توان خود قدري از زندگي‌نامه شه ی د محمد اسمع ی ل غلام ی را به سمع و نظرتان مي‌رسانم و اميدوارم قدمي در راه اهداف او برداشته و مرا به بزرگي خود ببخشد .
  
 
او در اوايل خدمت كه مسئوليت ميدان تير چيتگر را بر عهده داشت با پدرم آشنا شده بود و پس از مدتي از پدرم مي‌خواهد براي او همسري بگ ی رد . پدرم فكر مي‌كرد كه شوخي مي‌كند و مجدداً بعد از چند روز موضوع را پيگيري مي‌نمايد و پدرم از او مي‌خواهد به منزل ما بيايد تا خو اهر و خواهر زن خودش را به او نشان دهد و از وي خواسته بود با توجه به اين‌ كه خواهرش ازدواج كرده و با دو فرزند طلاق گرفته با او ازدواج كند. وقتي دليل موضوع را پرسيد، گفت: من در شهرستان زندگي كردم و پدر نداشتم و او با توجه به تجربه‌اي كه در زندگي دارد راحت‌تر مي‌تواند مرا خوشبخت كند. در زمان خواستگاري همه فاميل كه او را نمي‌شناختند مي‌گفتند به او زن ندهيد؛ زيرا او امروز اينجا زن مي‌گيرد و با به‌ جا گذاشتن فرزند خواهد رفت، اما پدرم كه مدت ی بود او را م ی شناخت گفت: آن‌طور كه شما فكر مي‌كنيد نخواهد بود .
 
او در اوايل خدمت كه مسئوليت ميدان تير چيتگر را بر عهده داشت با پدرم آشنا شده بود و پس از مدتي از پدرم مي‌خواهد براي او همسري بگ ی رد . پدرم فكر مي‌كرد كه شوخي مي‌كند و مجدداً بعد از چند روز موضوع را پيگيري مي‌نمايد و پدرم از او مي‌خواهد به منزل ما بيايد تا خو اهر و خواهر زن خودش را به او نشان دهد و از وي خواسته بود با توجه به اين‌ كه خواهرش ازدواج كرده و با دو فرزند طلاق گرفته با او ازدواج كند. وقتي دليل موضوع را پرسيد، گفت: من در شهرستان زندگي كردم و پدر نداشتم و او با توجه به تجربه‌اي كه در زندگي دارد راحت‌تر مي‌تواند مرا خوشبخت كند. در زمان خواستگاري همه فاميل كه او را نمي‌شناختند مي‌گفتند به او زن ندهيد؛ زيرا او امروز اينجا زن مي‌گيرد و با به‌ جا گذاشتن فرزند خواهد رفت، اما پدرم كه مدت ی بود او را م ی شناخت گفت: آن‌طور كه شما فكر مي‌كنيد نخواهد بود .
سطر ۲۲: سطر ۲۳:
 
با توجه به اين‌ كه پس از پيروزي انقلاب اسلامي خواستند ارزشي براي درجه‌داران قائل‌گردند و مدت زيادي يك درجه در ارتش نمانند، درجه‌هاي ستوان‌ياري را به مورد اجرا گذاردند و ايشان به درجه ستوان‌يار سومي و دومي نيز مفتخر گرديد و با همين درجه در منطقه عملياتي اسي ر و به شهادت رسيد .
 
با توجه به اين‌ كه پس از پيروزي انقلاب اسلامي خواستند ارزشي براي درجه‌داران قائل‌گردند و مدت زيادي يك درجه در ارتش نمانند، درجه‌هاي ستوان‌ياري را به مورد اجرا گذاردند و ايشان به درجه ستوان‌يار سومي و دومي نيز مفتخر گرديد و با همين درجه در منطقه عملياتي اسي ر و به شهادت رسيد .
  
شه ی د محمد اسمع ی ل غلام ی در تاريخ 1367/05/29 بعد از يك هفته اسارت به درجه رفيع شهادت نائل‌ گرديد كه بدن پاكش را در بغداد به خاك سپردند. ا ی ن موضوع پس از يك‌ سال توسط سازمان ملل و بنياد شهيد به اطلاع خانواده اش رس ی د . و ی در وصيت‌ نامه اش خواسته بود كه پس‌ از شه ادت، او را در مزار شهرك وردآورد به خاك بسپارند. به ناچار سنگ يادبودي جهت تکر ی م ا ی ن بزرگوار در قطعه شهداي وردآورد نصب‌ گرديد.
+
شه ی د محمد اسمع ی ل غلام ی در تاريخ 1367/05/29 بعد از يك هفته اسارت به درجه رفيع شهادت نائل‌ گرديد كه بدن پاكش را در بغداد به خاك سپردند. ا ی ن موضوع پس از يك‌ سال توسط سازمان ملل و بنياد شهيد به اطلاع خانواده اش رس ی د . و ی در وصيت‌ نامه اش خواسته بود كه پس‌ از شه ادت، او را در مزار شهرك وردآورد به خاك بسپارند. به ناچار سنگ يادبودي جهت تکر ی م ا ی ن بزرگوار در قطعه شهداي وردآورد نصب‌ گرديد.<ref>[http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/41378 سایت شهدای ارتش]</ref>
 +
==نگارخانه تصاویر==
 +
<gallery>
  
 +
Image:1547533KAKC016-001.jpg
 +
Image:1547533KAKC002-001.jpg
 +
Image:1547533KAKA007-001.jpg
 +
Image:غلامی.jpg
  
منبع:سایت شهدای ارتش
+
</gallery>
  
http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/41378
+
==پانویس==
 +
<references />

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۹ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۵۷

شه ی د محمداسمع ی ل غلام ی

تار ی خ تولد :1323/01/09

تار ی خ شهادت : 1367/05/29

محل شهادت : نامشخص

محل آرامگاه :نامشخص


زندگی نامه

هر چند درباره شهدا و ايثارگران سخن گفتن سخت است ولي به ناچار اين بنده حقير در حد توان خود قدري از زندگي‌نامه شه ی د محمد اسمع ی ل غلام ی را به سمع و نظرتان مي‌رسانم و اميدوارم قدمي در راه اهداف او برداشته و مرا به بزرگي خود ببخشد .

او در اوايل خدمت كه مسئوليت ميدان تير چيتگر را بر عهده داشت با پدرم آشنا شده بود و پس از مدتي از پدرم مي‌خواهد براي او همسري بگ ی رد . پدرم فكر مي‌كرد كه شوخي مي‌كند و مجدداً بعد از چند روز موضوع را پيگيري مي‌نمايد و پدرم از او مي‌خواهد به منزل ما بيايد تا خو اهر و خواهر زن خودش را به او نشان دهد و از وي خواسته بود با توجه به اين‌ كه خواهرش ازدواج كرده و با دو فرزند طلاق گرفته با او ازدواج كند. وقتي دليل موضوع را پرسيد، گفت: من در شهرستان زندگي كردم و پدر نداشتم و او با توجه به تجربه‌اي كه در زندگي دارد راحت‌تر مي‌تواند مرا خوشبخت كند. در زمان خواستگاري همه فاميل كه او را نمي‌شناختند مي‌گفتند به او زن ندهيد؛ زيرا او امروز اينجا زن مي‌گيرد و با به‌ جا گذاشتن فرزند خواهد رفت، اما پدرم كه مدت ی بود او را م ی شناخت گفت: آن‌طور كه شما فكر مي‌كنيد نخواهد بود .

آنها زندگي را با ساده‌ترين وسايل آغاز نمودند و حاصل زندگ ی آنها چهار فرزند دختر بود كه سه نفر آن‌ها را زمان حيات خود سر و سامان داد. اين زن و شوهر با هم خيلي خوب و با تفاهم كامل زندگي مي‌كردند و هيچ‌گونه مشكلي در زندگي زناشويي خود نداشتند. او پدر بزرگوارش ر ا در كودكي از دست داده بود و داراي دو خواهر بزرگ‌تر از خود بود كه ازدواج كرده بودند و يك مادر پير داشت. وي براي امرار معاش از بيرجند به تهران آمد و به استخدام ارتش درآمد و زندگي خود را بدون كمك د ی گران از صفر شروع كرد و الحمدالله زندگي خوبي داشتند. شه ی د غلا م ی با كمك همسرش كه او نيز ضمن خانه دار ی در بيرون از منزل مغازه خياطي زنانه داشت كه هر دو دست در دست هم زندگي موفقي داشتند؛ يعني سادگي، صداقت، پاكي،‌ منش، ايمان، صبر و حوصله، گذشت، دورانديشي، احترام گذاردن به ديگران، روي باز، اخلاق خوب و وي زبانزد همگان بود. به راستي كه يك انسان كامل بود .

شه ی د غلام ی را همه فاميل، دوست و آشنا دوست مي‌داشتند و احترام خاصي برا ی همه قائل بود. حركات او مي‌توانست براي همه الگو باشد با بچه،‌ بچه بود و با جوان، جوان بود. با پيرمرد، پيرمرد بود. هنگامي‌ كه مي‌خواست خانه بخرد يك تخته فرش و پنكه روميزي را نصف قيمت فروخ ت و مقداري نيز از اقوام قرض گرفت و يك حياط 90 متري آن‌هم با يكي از دوستان همكارش به‌ طور شريك ی خريد و هر كدام يك اتاق كلاً داشتند و خيلي خوشحال بودند كه توانسته‌اند در جوان ی چنين كاري بكنند .

از همان اوايل خدمت صله رحم را انجام مي‌داد حتي اگر بازديد او را پس نمي‌دادند باز هم مي‌رفت و همه را سر مي‌زد. او توانست در زمان حيات خود چند نفر از همكاران، زيردستانش، فاميل و آشنايان را صاحب خانه كند كه آنها خود و خانواده‌شان هميشه دعاگوي او هستند و يادش را گرامي مي‌دارند. او در ارتش با درجه گروهبان سومي استخدام و به ترتيب به درجه گروهبان دومي، گروهبان يكمي،‌ استواردومي و استوار يكمي نائل‌گرديد .

با توجه به اين‌ كه پس از پيروزي انقلاب اسلامي خواستند ارزشي براي درجه‌داران قائل‌گردند و مدت زيادي يك درجه در ارتش نمانند، درجه‌هاي ستوان‌ياري را به مورد اجرا گذاردند و ايشان به درجه ستوان‌يار سومي و دومي نيز مفتخر گرديد و با همين درجه در منطقه عملياتي اسي ر و به شهادت رسيد .

شه ی د محمد اسمع ی ل غلام ی در تاريخ 1367/05/29 بعد از يك هفته اسارت به درجه رفيع شهادت نائل‌ گرديد كه بدن پاكش را در بغداد به خاك سپردند. ا ی ن موضوع پس از يك‌ سال توسط سازمان ملل و بنياد شهيد به اطلاع خانواده اش رس ی د . و ی در وصيت‌ نامه اش خواسته بود كه پس‌ از شه ادت، او را در مزار شهرك وردآورد به خاك بسپارند. به ناچار سنگ يادبودي جهت تکر ی م ا ی ن بزرگوار در قطعه شهداي وردآورد نصب‌ گرديد.[۱]

نگارخانه تصاویر

پانویس

  1. سایت شهدای ارتش