Hosinyfard9711 (بحث | مشارکتها) (صفحهای جدید حاوی «نام : اکبری فرتخونی / جعفر نام پدر : على تاریخ تولد : ۱۳۴۳-۰۹-۳۰ محل تولد : فرتخو...» ایجاد کرد) |
Jafarnezhad98 (بحث | مشارکتها) |
||
| (۳ نسخههای متوسط توسط ۳ کاربران نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱۴: | سطر ۱۴: | ||
| − | زندگینامه | + | ==زندگینامه== |
همه از پاکدامنى و سخاوت و شجاعت و صبرش مى گفتند و از همه مهمتر از صداقت و درستکاریش! شغل هاى زیادى را آزموده بود: طلبگى، کشاورزى، رشته مکانیک در دوره دیپلم، | همه از پاکدامنى و سخاوت و شجاعت و صبرش مى گفتند و از همه مهمتر از صداقت و درستکاریش! شغل هاى زیادى را آزموده بود: طلبگى، کشاورزى، رشته مکانیک در دوره دیپلم، | ||
تخریب چى، خدمه توپ ضد هوایى چهار لول، و از همه مهمتر عاشقى! | تخریب چى، خدمه توپ ضد هوایى چهار لول، و از همه مهمتر عاشقى! | ||
فعالیت هاى جعفر در دوره انقلاب اسلامى، گرم کردن تنور راهپیمایى بود و مبارزه با رژیم پهلوى. جنگ هم که پیش آمد حوزه را رها کرد و به فرمان رهبر و مقتدایش گردن نهاد. در اکثر عملیات هاى رزمندگان اسلام حاضر میشد. یک بار هم به شدت از ناحیه کمر مجروح گردید و از گازهاى شیمیایى آزار مى دید. پزشکان به او سفارش کردند براى استفاده از هوایى بهتر به شمال برود امّا او نه شمال که راه جنوب را برگزید... و چه انتخابى! عملیات والفجر 8 شد. عاشقانه در جهت جهاد و مبارزه شتافت تا تیر مستقیم صدامیان کافر سینه او را شکافت. | فعالیت هاى جعفر در دوره انقلاب اسلامى، گرم کردن تنور راهپیمایى بود و مبارزه با رژیم پهلوى. جنگ هم که پیش آمد حوزه را رها کرد و به فرمان رهبر و مقتدایش گردن نهاد. در اکثر عملیات هاى رزمندگان اسلام حاضر میشد. یک بار هم به شدت از ناحیه کمر مجروح گردید و از گازهاى شیمیایى آزار مى دید. پزشکان به او سفارش کردند براى استفاده از هوایى بهتر به شمال برود امّا او نه شمال که راه جنوب را برگزید... و چه انتخابى! عملیات والفجر 8 شد. عاشقانه در جهت جهاد و مبارزه شتافت تا تیر مستقیم صدامیان کافر سینه او را شکافت. | ||
| − | وصیتنامه | + | ==وصیتنامه== |
فرازی از وصیت نامه: | فرازی از وصیت نامه: | ||
| − | خدایا اگر خواست تو این است که مرا زنده بدارى، بدار در حالى که سراسر عمر من در خدمت تو باشد و اگر قصد تو این است که مرا بمیرانى، مرگ مرا در شهادتم که بهترین مر گها و همان مقام لقاى تو است قرار بده. | + | خدایا اگر خواست تو این است که مرا زنده بدارى، بدار در حالى که سراسر عمر من در خدمت تو باشد و اگر قصد تو این است که مرا بمیرانى، مرگ مرا در شهادتم که بهترین مر گها و همان مقام لقاى تو است قرار بده.<ref>[http://khayyen.ir/shahid/643 سایت خین]</ref> |
| + | ==نگارخانه تصاویر== | ||
| + | <gallery> | ||
| − | + | Image:643 (1).jpg | |
| − | + | ||
| + | </gallery> | ||
| + | ==پانویس== | ||
| + | <references /> | ||
| + | |||
| + | == ردهها == | ||
| + | {{ترتیبپیشفرض:_جعفر_اکبری_فرتخونی}} | ||
| + | [[رده: شهدا]] | ||
| + | [[رده: شهدای دفاع مقدس]] | ||
| + | [[رده: شهدای ایران]] | ||
| + | [[رده: شهدای استان اصفهان]] | ||
| + | [[رده: شهدای شهرستان فلاورجان]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲۳ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۴۲
نام : اکبری فرتخونی / جعفر نام پدر : على تاریخ تولد : ۱۳۴۳-۰۹-۳۰ محل تولد : فرتخون فلاورجان تاریخ شهادت : ۱۳۶۵-۲-۱۳ محل شهادت : فاو عراق – پدافندى شهرستان : فلاورجان یگان : مسئولیت : تحصیلات : محل تحصیل : مدرسه امام باقر (ع) قم گلزار : گلزار شهداى فرتخون
زندگینامه
همه از پاکدامنى و سخاوت و شجاعت و صبرش مى گفتند و از همه مهمتر از صداقت و درستکاریش! شغل هاى زیادى را آزموده بود: طلبگى، کشاورزى، رشته مکانیک در دوره دیپلم، تخریب چى، خدمه توپ ضد هوایى چهار لول، و از همه مهمتر عاشقى! فعالیت هاى جعفر در دوره انقلاب اسلامى، گرم کردن تنور راهپیمایى بود و مبارزه با رژیم پهلوى. جنگ هم که پیش آمد حوزه را رها کرد و به فرمان رهبر و مقتدایش گردن نهاد. در اکثر عملیات هاى رزمندگان اسلام حاضر میشد. یک بار هم به شدت از ناحیه کمر مجروح گردید و از گازهاى شیمیایى آزار مى دید. پزشکان به او سفارش کردند براى استفاده از هوایى بهتر به شمال برود امّا او نه شمال که راه جنوب را برگزید... و چه انتخابى! عملیات والفجر 8 شد. عاشقانه در جهت جهاد و مبارزه شتافت تا تیر مستقیم صدامیان کافر سینه او را شکافت.
وصیتنامه
فرازی از وصیت نامه: خدایا اگر خواست تو این است که مرا زنده بدارى، بدار در حالى که سراسر عمر من در خدمت تو باشد و اگر قصد تو این است که مرا بمیرانى، مرگ مرا در شهادتم که بهترین مر گها و همان مقام لقاى تو است قرار بده.[۱]
