شهیدحسین عادلی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای جدید حاوی «شه ی د حس ی ن عادل ی تار ی خ تولد :1344/02/01 تار ی خ شهادت : 1364/03/20 محل شهادت : نامشخ...» ایجاد کرد)
 
جز (Salehi98 صفحهٔ شهید حسین عادلی را به شهیدحسین عادلی منتقل کرد)
 
(۴ نسخه‌های متوسط توسط ۳ کاربران نشان داده نشده)
سطر ۹: سطر ۹:
 
محل آرامگاه :خراسان رضو ی - ن ی شابور – جنداب
 
محل آرامگاه :خراسان رضو ی - ن ی شابور – جنداب
  
 +
==زندگی نامه==
 +
شه ی د درسال 1344 در روستا ی از بخش تربت ح ی در ی ه به دن ی اآمد . از نظر اخلاق ی پسر ی بس ی ار مومن با استداد و مظلوم بود به طور ی که درخطاط ی شهرت نسبتاً خوب ی داشت. تحص ی لات ابتدا یی خود را که توام با مشکلات و دشوار ی ز ی اد ی بود درهم ی ن روستا به پا ی ان رسان ی د . و از اوقات ب ی کار ی حدکثر استفاده را نموده و به کارها ی قال ی باف ی و کشاورز ی برا ی کمک به خانواده رو ی م ی آورد. و به علت نبودن امکانات کاف ی ترک تحص ی ل کرد و برا ی کمک خرج خانواده به کارگاه قال ی بااف ی رو ی آورد و ی از 12 سالگ ی به مسائل د ی ن ی علاقه وافر ی نشان داد بطور ی که درشبها ی سخن ران ی درمجالس شرکت کرد و زا سخنران ی روحان ی ون حداکثر استفاده را م ی کرد . دراوا ی ل انقلاب که هنوز شا ی د ن ی م ی از مردم درخواب غفلت بسر م ی برند با بس ی ار ی از برادان و پردان رزمنده اسلام ی به روستاها رفته و شعار داده و در ده که مجلس تشک ی ل م ی شود و ی ا بخش ی تشک ی ل م ی شد ش رکت م ی کرد و کش ی ک م ی داد و با ضد انقلاب ها ی دهستانها ی اطراف و شهرستان ن ی شابور درگ ی ر ی داشته است شه ی د نام برده جون علاقه ز ی اد ی به شهادت نابود ی دشمن و پ ی روز ی خون بر شمش ی ر و باز کردن راه کربلا داشته سه ماه ازطر ی ق بس ی ج به جبهه اعزام شد و بعد از اتمام شدن جبهه ب ه خاطر کم ی سن اقدام به بزرگ کردن شناسنامه اش کرد تا هر چه زودتر به سرباز ی رفته و به د ی گر برادران رزمنده اش کمک کند و درموقع بس ی ج درجبهه اسلام آباد غرب و در هنگام سرباز ی درجبهه آذربا ی جان مشغول به خدمت به اسلام بوده است. درهنگام سرباز ی و رفتن به جبهه به د ی گر برادران روستا یی را تشو ی ق به رفتن به جبهه م ی کرد و هم ی شه سفارش م ی کرد تا باز کردن راه کربلا و پ ی روز ی نها ی با ی د جنگ ی د . که گاه ی اوقات در گفته ها ی ش م ی گفت انشاء الله راه کربلا را باز م ی کن ی م و به کربلا ی حس ی ن م ی رو ی م و بارها گفته بود که اگر من در ا ی ن راه شه ی د نشوم انشاءالله د ی گر برادران رزمنده به ا ی ن نام مشهور م ی شوند. چون من امکان دارد به صورت ی گل ی پرپر به دستتان برسد ول ی بدان ی د که ا ی ن گل پر پرجمع آور ی شد و انشاء اله روحش به سمت کربلا پرواز م ی کند.. تنها شعر ی که در ی ک ی از نامه ها ی آخرش ی عن ی سه روز قبل از شهادت ش به دستمان رس ی د چن ی ن نوشته بود نه از کشتن نه از بستن ندارم ه ی چ پروا یی  من از روز ی که ا ی نجا پا نهادم...<ref>[http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/37419 سایت شهدای ارتش]</ref>
  
زندگی نامه: شه ی د درسال 1344 در روستا ی از بخش تربت ح ی در ی ه به دن ی اآمد . از نظر اخلاق ی پسر ی بس ی ار مومن با استداد و مظلوم بود به طور ی که درخطاط ی شهرت نسبتاً خوب ی داشت. تحص ی لات ابتدا یی خود را که توام با مشکلات و دشوار ی ز ی اد ی بود درهم ی ن روستا به پا ی ان رسان ی د . و از اوقات ب ی کار ی حدکثر استفاده را نموده و به کارها ی قال ی باف ی و کشاورز ی برا ی کمک به خانواده رو ی م ی آورد. و به علت نبودن امکانات کاف ی ترک تحص ی ل کرد و برا ی کمک خرج خانواده به کارگاه قال ی بااف ی رو ی آورد و ی از 12 سالگ ی به مسائل د ی ن ی علاقه وافر ی نشان داد بطور ی که درشبها ی سخن ران ی درمجالس شرکت کرد و زا سخنران ی روحان ی ون حداکثر استفاده را م ی کرد . دراوا ی ل انقلاب که هنوز شا ی د ن ی م ی از مردم درخواب غفلت بسر م ی برند با بس ی ار ی از برادان و پردان رزمنده اسلام ی به روستاها رفته و شعار داده و در ده که مجلس تشک ی ل م ی شود و ی ا بخش ی تشک ی ل م ی شد ش رکت م ی کرد و کش ی ک م ی داد و با ضد انقلاب ها ی دهستانها ی اطراف و شهرستان ن ی شابور درگ ی ر ی داشته است شه ی د نام برده جون علاقه ز ی اد ی به شهادت نابود ی دشمن و پ ی روز ی خون بر شمش ی ر و باز کردن راه کربلا داشته سه ماه ازطر ی ق بس ی ج به جبهه اعزام شد و بعد از اتمام شدن جبهه ب ه خاطر کم ی سن اقدام به بزرگ کردن شناسنامه اش کرد تا هر چه زودتر به سرباز ی رفته و به د ی گر برادران رزمنده اش کمک کند و درموقع بس ی ج درجبهه اسلام آباد غرب و در هنگام سرباز ی درجبهه آذربا ی جان مشغول به خدمت به اسلام بوده است. درهنگام سرباز ی و رفتن به جبهه به د ی گر برادران روستا یی را تشو ی ق به رفتن به جبهه م ی کرد و هم ی شه سفارش م ی کرد تا باز کردن راه کربلا و پ ی روز ی نها ی با ی د جنگ ی د . که گاه ی اوقات در گفته ها ی ش م ی گفت انشاء الله راه کربلا را باز م ی کن ی م و به کربلا ی حس ی ن م ی رو ی م و بارها گفته بود که اگر من در ا ی ن راه شه ی د نشوم انشاءالله د ی گر برادران رزمنده به ا ی ن نام مشهور م ی شوند. چون من امکان دارد به صورت ی گل ی پرپر به دستتان برسد ول ی بدان ی د که ا ی ن گل پر پرجمع آور ی شد و انشاء اله روحش به سمت کربلا پرواز م ی کند.. تنها شعر ی که در ی ک ی از نامه ها ی آخرش ی عن ی سه روز قبل از شهادت ش به دستمان رس ی د چن ی ن نوشته بود نه از کشتن نه از بستن ندارم ه ی چ پروا یی  من از روز ی که ا ی نجا پا نهادم...
 
  
 
+
==پانویس==
منبع:سایت شهدای ارتش
+
<references />
 
+
http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/37419
+

نسخهٔ کنونی تا ‏۷ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۱۵

شه ی د حس ی ن عادل ی

تار ی خ تولد :1344/02/01

تار ی خ شهادت : 1364/03/20

محل شهادت : نامشخص

محل آرامگاه :خراسان رضو ی - ن ی شابور – جنداب

زندگی نامه

شه ی د درسال 1344 در روستا ی از بخش تربت ح ی در ی ه به دن ی اآمد . از نظر اخلاق ی پسر ی بس ی ار مومن با استداد و مظلوم بود به طور ی که درخطاط ی شهرت نسبتاً خوب ی داشت. تحص ی لات ابتدا یی خود را که توام با مشکلات و دشوار ی ز ی اد ی بود درهم ی ن روستا به پا ی ان رسان ی د . و از اوقات ب ی کار ی حدکثر استفاده را نموده و به کارها ی قال ی باف ی و کشاورز ی برا ی کمک به خانواده رو ی م ی آورد. و به علت نبودن امکانات کاف ی ترک تحص ی ل کرد و برا ی کمک خرج خانواده به کارگاه قال ی بااف ی رو ی آورد و ی از 12 سالگ ی به مسائل د ی ن ی علاقه وافر ی نشان داد بطور ی که درشبها ی سخن ران ی درمجالس شرکت کرد و زا سخنران ی روحان ی ون حداکثر استفاده را م ی کرد . دراوا ی ل انقلاب که هنوز شا ی د ن ی م ی از مردم درخواب غفلت بسر م ی برند با بس ی ار ی از برادان و پردان رزمنده اسلام ی به روستاها رفته و شعار داده و در ده که مجلس تشک ی ل م ی شود و ی ا بخش ی تشک ی ل م ی شد ش رکت م ی کرد و کش ی ک م ی داد و با ضد انقلاب ها ی دهستانها ی اطراف و شهرستان ن ی شابور درگ ی ر ی داشته است شه ی د نام برده جون علاقه ز ی اد ی به شهادت نابود ی دشمن و پ ی روز ی خون بر شمش ی ر و باز کردن راه کربلا داشته سه ماه ازطر ی ق بس ی ج به جبهه اعزام شد و بعد از اتمام شدن جبهه ب ه خاطر کم ی سن اقدام به بزرگ کردن شناسنامه اش کرد تا هر چه زودتر به سرباز ی رفته و به د ی گر برادران رزمنده اش کمک کند و درموقع بس ی ج درجبهه اسلام آباد غرب و در هنگام سرباز ی درجبهه آذربا ی جان مشغول به خدمت به اسلام بوده است. درهنگام سرباز ی و رفتن به جبهه به د ی گر برادران روستا یی را تشو ی ق به رفتن به جبهه م ی کرد و هم ی شه سفارش م ی کرد تا باز کردن راه کربلا و پ ی روز ی نها ی با ی د جنگ ی د . که گاه ی اوقات در گفته ها ی ش م ی گفت انشاء الله راه کربلا را باز م ی کن ی م و به کربلا ی حس ی ن م ی رو ی م و بارها گفته بود که اگر من در ا ی ن راه شه ی د نشوم انشاءالله د ی گر برادران رزمنده به ا ی ن نام مشهور م ی شوند. چون من امکان دارد به صورت ی گل ی پرپر به دستتان برسد ول ی بدان ی د که ا ی ن گل پر پرجمع آور ی شد و انشاء اله روحش به سمت کربلا پرواز م ی کند.. تنها شعر ی که در ی ک ی از نامه ها ی آخرش ی عن ی سه روز قبل از شهادت ش به دستمان رس ی د چن ی ن نوشته بود نه از کشتن نه از بستن ندارم ه ی چ پروا یی من از روز ی که ا ی نجا پا نهادم...[۱]


پانویس

  1. سایت شهدای ارتش