شهیدحسین دلبری جمعه: تفاوت بین نسخهها
Ghanbari9706 (بحث | مشارکتها) |
Fazayemajazi (بحث | مشارکتها) (←وصیت نامه) |
||
| (یک نسخهٔ متوسط توسط کاربر دیگری نشان داده نشده) | |||
| سطر ۶: | سطر ۶: | ||
==وصیت نامه== | ==وصیت نامه== | ||
| − | با درود و سلام بر شهیدان كه جان خود بر كف نهادند و در راه ایمان و اعتقاد به یگانگى خداوند و رسالت محمد و رهبرى امام عزیزمان از هستى و آنچه در وجودشان بود گذشته و به دیار معشوق خود شتافتند. | + | با درود و سلام بر شهیدان كه جان خود بر كف نهادند و در راه ایمان و اعتقاد به یگانگى خداوند و رسالت محمد و رهبرى امام عزیزمان از هستى و آنچه در وجودشان بود گذشته و به دیار معشوق خود شتافتند.امروز مورخ 1362/01/21 حدود ساعت 03:05 بعد از ظهر است كه دارم این پیام یا بهتر بگویم وصیت نامه ام را مى نویسم.قبل از هر چیز از خداوند مى خواهم كه از گناهان و لغزش هاى این بنده حقیر و ذلیل بگذرد و به رحمت و رحمان خود ببخشد و بعد از آن آرزوى رضایت پدر و مادرم را دارم و از آنها مى خواهم كه مرا ببخشند و عفو بفرمایند. |
| − | + | الان كه دارم مى نویسم، چند ساعت دیگر به عملیات نمانده و بعد از چند ساعت دیگر مى رویم تا با ضربه اى كارى بر پیكر قواى كفر جهانى به آنها بفهمانیم كه مى میریم و سازش نمى پذیریم. اگر قرار باشد كه كمبود گلوله جنگى را با تنهاى بى پناهمان جبران كنیم، این كار را مى كنیم و سازش را با كفر جهانى نمى پذیریم.پدر و مادر عزیزم! اگر من شهید شدم اصلا ناراحت نباشید كه یقین پیدا كرده ام كه شهیدان زنده اند و گواه آن سیل عظیم بسیجیانى است كه به جبهه ها سرازیر مى شوند و عاشقانه شهادت را به جان مى خرند.از مادرم كه بیشتر از جانم دوستش دارم مى خواهم اگر شهید شدم زیاد گریه و زارى نكند و همچنین از خواهرانم هم مى خواهم كه زیاد بى تابى نكنند و صبر داشته باشند.و همچنین از پدرم، كه مى دانم همچون كوهى استوار و پایدار است و به یارى خداوند متعال این كمبود مرا با اراده آهنین خود، كه واقعاً به این اراده ایمان دارم، جبران خواهد كرد.پدرم! سعى كن اگر توانستى همیشه علیرضا را زیر نظر داشته باشى تا همچون دیگر فرزندانت فردى لایق جامعه اسلامى به این مردم تحویل بدهى و از سوى دیگر كمكى هم هست. | |
| − | امروز مورخ 1362/01/21 حدود ساعت 03:05 بعد از ظهر است كه دارم این پیام یا بهتر بگویم وصیت نامه ام را مى نویسم.قبل از هر چیز از خداوند مى خواهم كه از گناهان و لغزش هاى این بنده حقیر و ذلیل بگذرد و به رحمت و رحمان خود ببخشد و بعد از آن آرزوى رضایت پدر و مادرم را دارم و از آنها مى خواهم كه مرا ببخشند و عفو بفرمایند. | + | |
| − | + | ||
| − | الان كه دارم مى نویسم، چند ساعت دیگر به عملیات نمانده و بعد از چند ساعت دیگر مى رویم تا با ضربه اى كارى بر پیكر قواى كفر جهانى به آنها بفهمانیم كه مى میریم و سازش نمى پذیریم. اگر قرار باشد كه كمبود گلوله جنگى را با تنهاى بى پناهمان جبران كنیم، این كار را مى كنیم و سازش را با كفر جهانى نمى پذیریم. | + | |
| − | + | ||
| − | پدر و مادر عزیزم! اگر من شهید شدم اصلا ناراحت نباشید كه یقین پیدا كرده ام كه شهیدان زنده اند و گواه آن سیل عظیم بسیجیانى است كه به جبهه ها سرازیر مى شوند و عاشقانه شهادت را به جان مى خرند.از مادرم كه بیشتر از جانم دوستش دارم مى خواهم اگر شهید شدم زیاد گریه و زارى نكند و همچنین از خواهرانم هم مى خواهم كه زیاد بى تابى نكنند و صبر داشته باشند. | + | |
| − | + | ||
| − | و همچنین از پدرم، كه مى دانم همچون كوهى استوار و پایدار است و به یارى خداوند متعال این كمبود مرا با اراده آهنین خود، كه واقعاً به این اراده ایمان دارم، جبران خواهد كرد. | + | |
| − | + | ||
| − | پدرم! سعى كن اگر توانستى همیشه علیرضا را زیر نظر داشته باشى تا همچون دیگر فرزندانت فردى لایق جامعه اسلامى به این مردم تحویل بدهى و از سوى دیگر كمكى هم هست. | + | |
| − | + | ||
در پایان با آرزوى موفقیت و سرافرازى براى ملت ستم دیده ایران و آرزوى سلامتى و تندرستى براى رهبر این ملت، امام عزیزمان و پیروزى هر چه زودتر رزمندگان اسلام بر قواى كفر جهانى، همه را به خدا مى سپارم. | در پایان با آرزوى موفقیت و سرافرازى براى ملت ستم دیده ایران و آرزوى سلامتى و تندرستى براى رهبر این ملت، امام عزیزمان و پیروزى هر چه زودتر رزمندگان اسلام بر قواى كفر جهانى، همه را به خدا مى سپارم. | ||
| − | خدانگهدار | + | خدانگهدار<ref>[http://www.ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/10867 سایت شهدای ارتش]</ref> |
| − | <ref>[http | + | |
| − | + | ||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
<references /> | <references /> | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۰ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۰۶
شهید حسین دلبری جمعه تاریخ تولد :1342/01/01 تاریخ شهادت : 1362/01/24 محل شهادت : نامشخص محل آرامگاه :خراسان رضوی - سبزوار – مرکزی
وصیت نامه
با درود و سلام بر شهیدان كه جان خود بر كف نهادند و در راه ایمان و اعتقاد به یگانگى خداوند و رسالت محمد و رهبرى امام عزیزمان از هستى و آنچه در وجودشان بود گذشته و به دیار معشوق خود شتافتند.امروز مورخ 1362/01/21 حدود ساعت 03:05 بعد از ظهر است كه دارم این پیام یا بهتر بگویم وصیت نامه ام را مى نویسم.قبل از هر چیز از خداوند مى خواهم كه از گناهان و لغزش هاى این بنده حقیر و ذلیل بگذرد و به رحمت و رحمان خود ببخشد و بعد از آن آرزوى رضایت پدر و مادرم را دارم و از آنها مى خواهم كه مرا ببخشند و عفو بفرمایند. الان كه دارم مى نویسم، چند ساعت دیگر به عملیات نمانده و بعد از چند ساعت دیگر مى رویم تا با ضربه اى كارى بر پیكر قواى كفر جهانى به آنها بفهمانیم كه مى میریم و سازش نمى پذیریم. اگر قرار باشد كه كمبود گلوله جنگى را با تنهاى بى پناهمان جبران كنیم، این كار را مى كنیم و سازش را با كفر جهانى نمى پذیریم.پدر و مادر عزیزم! اگر من شهید شدم اصلا ناراحت نباشید كه یقین پیدا كرده ام كه شهیدان زنده اند و گواه آن سیل عظیم بسیجیانى است كه به جبهه ها سرازیر مى شوند و عاشقانه شهادت را به جان مى خرند.از مادرم كه بیشتر از جانم دوستش دارم مى خواهم اگر شهید شدم زیاد گریه و زارى نكند و همچنین از خواهرانم هم مى خواهم كه زیاد بى تابى نكنند و صبر داشته باشند.و همچنین از پدرم، كه مى دانم همچون كوهى استوار و پایدار است و به یارى خداوند متعال این كمبود مرا با اراده آهنین خود، كه واقعاً به این اراده ایمان دارم، جبران خواهد كرد.پدرم! سعى كن اگر توانستى همیشه علیرضا را زیر نظر داشته باشى تا همچون دیگر فرزندانت فردى لایق جامعه اسلامى به این مردم تحویل بدهى و از سوى دیگر كمكى هم هست. در پایان با آرزوى موفقیت و سرافرازى براى ملت ستم دیده ایران و آرزوى سلامتى و تندرستى براى رهبر این ملت، امام عزیزمان و پیروزى هر چه زودتر رزمندگان اسلام بر قواى كفر جهانى، همه را به خدا مى سپارم.
خدانگهدار[۱]