شهید علی رضا عسگری: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
 
(۳ نسخه‌های متوسط توسط ۳ کاربران نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
شه ی د عل ی رضا عسگر ی
+
شهید علی رضا عسگری
  
تار ی خ تولد :1344/06/02
+
تاریخ تولد :1344/06/02
  
تار ی خ شهادت : 1365/03/17
+
تاریخ شهادت : 1365/03/17
  
 
محل شهادت : نامشخص
 
محل شهادت : نامشخص
سطر ۱۱: سطر ۱۱:
  
 
==زندگی نامه==  
 
==زندگی نامه==  
عل ی رضا عسگر ی در خانواده ا ی مذهب ی که از نظر سطح مال ی متوسط بودند در تار ی خ 1344/06/02 در شهر بندرگز د ی ده به جهان گشود. پدرش امام قل ی و مادرش آس ی ه کلاگر نام دارد. عل ی رضا فرزند دوم از م ی ان چهار فرزند والد ی ن بود .
+
علیرضا عسگری در خانواده ای مذهبی که از نظر سطح مالی متوسط بودند در تاریخ 1344/06/02 در شهر بندرگز دیده به جهان گشود. پدرش امام قلی و مادرش آسیه کلاگر نام دارد. علیرضا فرزند دوم از میان چهار فرزند والدین بود.
  
در زمان تولد عل ی رضا، مادر دو پسر دوقلو بدن ی ا آورد. بر حسب ا ی نکه مادر خواب م ی ب ی ند که امام رضا (ع) م ی فرما ی ند : نام فرزند خود را عل ی رضا انتخاب کن ی د و مادر نام دو پسر دوقلو ی خود را، غلامرضا و عل ی رضا انتخاب م ی کند .
+
در زمان تولد علیرضا، مادر دو پسر دوقلو بدنیا آورد. بر حسب اینکه مادر خواب می بیند که امام رضا (ع) می فرمایند: نام فرزند خود را علیرضا انتخاب کنید و مادر نام دو پسر دوقلوی خود را، غلامرضا و علیرضا انتخاب می کند.
  
عل ی رضا بعد از گذراندن دوران طفول ی ت و رس ی دن به سن هفت سالگ ی در مدرسه ی ابتدا یی فرهاد ثبت نام و بعد از اتمام ا ی ن دوره تحص ی ل ی در مدرسه راهنما یی ثبت نام و ا ی ن دوره تحص ی ل ی را تا سال دوم با وضع تحص ی ل ی خوب به پا ی ان رساند و سپس ترک تحص ی ل کرده و به همراه برادر دوق لو ی خود در نانوا یی پدر، برا ی تام ی ن مخارج زندگ ی خانواده مشغول به کار شد .
+
علیرضا بعد از گذراندن دوران طفولیت و رسیدن به سن هفت سالگی در مدرسه ی ابتدایی فرهاد ثبت نام و بعد از اتمام این دوره تحصیلی در مدرسه راهنمایی ثبت نام و این دوره تحصیلی را تا سال دوم با وضع تحصیلی خوب به پایان رساند و سپس ترک تحصیل کرده و به همراه برادر دوقلوی خود در نانوایی پدر، برای تامین مخارج زندگی خانواده مشغول به کار شد.
  
عل ی رضا بس ی ار مهربان، دلسوز و آرام بود. سپس بعد از مدت ی عل ی رضا برا ی دوره ی خدمت سرباز ی ، به صورت داوطلب بس ی ج ی آماده شد و از لشکر 30 گرگان به چهل دختر شاهرود برا ی گذراندن دوره ِ آموزش ی و از آنجا به لشگر 16 زره ی قزو ی ن ت ی پ 2 پ ی اده اعزام و سپس به جبهه جنوب، اند ی مشک و از آنجا به جبهه ی مرز کردستان عراق به همراه برادر دو قلو ی خود غلامرضا اعزام شد و بعد از مدت ی فعال ی ت در جبهه کردستان عل ی رضا به مرخص ی آمده و به مادرش گفت: مادرجان، من آمدنم و رفتنم با خداست. کار من با خدا است. او وقت وص ی ت خود را به مادر م ی گو ی د و دوبار ه به جبهه ی کردستان اعزام شد ه و در جنگل آلوتان در قسمت تام ی ن جاده فعال ی ت م ی کرد که در روز 1365/03/17 در ساعت 7 غروب که خدمت سرباز ی عل ی رضا تمام شده بود و روز تسو ی ه حساب ا ی شان بود که گروه کومله به حال کم ی ن به آنها حمله کردند و با پرتاب نارنجک به طرف عل ی رضا و همرزم او، نارنجک بر پشت آنها انداخته و پشت عل ی رضا بر اثربرخورد نارنجک کنده شده و با ضربه ت ی ر خلاص به سر او به درجه رف ی ع شهادت نائل آمده .
+
علیرضا بسیار مهربان، دلسوز و آرام بود. سپس بعد از مدتی علیرضا برای دوره ی خدمت سربازی، به صورت داوطلب بسیجی آماده شد و از لشکر 30 گرگان به چهل دختر شاهرود برای گذراندن دوره ِ آموزشی و از آنجا به لشگر 16 زرهی قزوین تیپ 2 پیاده اعزام و سپس به جبهه جنوب، اندیمشک و از آنجا به جبهه ی مرز کردستان عراق به همراه برادر دو قلوی خود غلامرضا اعزام شد و بعد از مدتی فعالیت در جبهه کردستان علیرضا به مرخصی آمده و به مادرش گفت: مادرجان، من آمدنم و رفتنم با خداست. کار من با خدا است. او وقت وصیت خود را به مادر می گوید و دوباره به جبهه ی کردستان اعزام شد ه و در جنگل آلوتان در قسمت تامین جاده فعالیت می کرد که در روز 1365/03/17 در ساعت 7 غروب که خدمت سربازی علیرضا تمام شده بود و روز تسویه حساب ایشان بود که گروه کومله به حال کمین به آنها حمله کردند و با پرتاب نارنجک به طرف علیرضا و همرزم او، نارنجک بر پشت آنها انداخته و پشت علیرضا بر اثربرخورد نارنجک کنده شده و با ضربه تیر خلاص به سر او به درجه رفیع شهادت نائل آمده.
  
سپس خبر شهادت و ی را لشکر 21 حمزه برا ی خانواده آوردند و خانواده به دل ی ل ا ی نکه فرزند آنها جوان بوده و آرزو ی داماد ی او را داشتند ناراحت ول ی از طرف ی چون خود عل ی رضا راه اسلام و د ی ن را انتخاب کرده بود به او افتخار م ی کردند .
+
سپس خبر شهادت وی را لشکر 21 حمزه برای خانواده آوردند و خانواده به دلیل اینکه فرزند آنها جوان بوده و آرزوی دامادی او را داشتند ناراحت ولی از طرفی چون خود علیرضا راه اسلام و دین را انتخاب کرده بود به او افتخار می کردند.
  
پ ی کر ا ی ن شه ی د بزگوار در شهر بندر گز تش ی ع و درگلزار شهدا ی شهر بندرگز به خاک سپرده شد.
+
پیکر این شهید بزگوار در شهر بندر گز تشیع و درگلزار شهدای شهر بندرگز به خاک سپرده شد.<ref>[http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/38014 سایت شهدای ارتش]</ref>
 +
==نگارخانه تصاویر==
 +
<gallery>
  
 +
Image:1518950KAKA015-001.jpg
 +
Image:1518950KAKA013-001.jpg
 +
Image:1518950KAKA001-001.jpg
  
منبع:سایت شهدای ارتش
+
</gallery>
 
+
==پانویس==
http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/38014
+
<references />

نسخهٔ کنونی تا ‏۳۱ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۱۹

شهید علی رضا عسگری

تاریخ تولد :1344/06/02

تاریخ شهادت : 1365/03/17

محل شهادت : نامشخص

محل آرامگاه :گلستان - بندرگز – بندرگز


زندگی نامه

علیرضا عسگری در خانواده ای مذهبی که از نظر سطح مالی متوسط بودند در تاریخ 1344/06/02 در شهر بندرگز دیده به جهان گشود. پدرش امام قلی و مادرش آسیه کلاگر نام دارد. علیرضا فرزند دوم از میان چهار فرزند والدین بود.

در زمان تولد علیرضا، مادر دو پسر دوقلو بدنیا آورد. بر حسب اینکه مادر خواب می بیند که امام رضا (ع) می فرمایند: نام فرزند خود را علیرضا انتخاب کنید و مادر نام دو پسر دوقلوی خود را، غلامرضا و علیرضا انتخاب می کند.

علیرضا بعد از گذراندن دوران طفولیت و رسیدن به سن هفت سالگی در مدرسه ی ابتدایی فرهاد ثبت نام و بعد از اتمام این دوره تحصیلی در مدرسه راهنمایی ثبت نام و این دوره تحصیلی را تا سال دوم با وضع تحصیلی خوب به پایان رساند و سپس ترک تحصیل کرده و به همراه برادر دوقلوی خود در نانوایی پدر، برای تامین مخارج زندگی خانواده مشغول به کار شد.

علیرضا بسیار مهربان، دلسوز و آرام بود. سپس بعد از مدتی علیرضا برای دوره ی خدمت سربازی، به صورت داوطلب بسیجی آماده شد و از لشکر 30 گرگان به چهل دختر شاهرود برای گذراندن دوره ِ آموزشی و از آنجا به لشگر 16 زرهی قزوین تیپ 2 پیاده اعزام و سپس به جبهه جنوب، اندیمشک و از آنجا به جبهه ی مرز کردستان عراق به همراه برادر دو قلوی خود غلامرضا اعزام شد و بعد از مدتی فعالیت در جبهه کردستان علیرضا به مرخصی آمده و به مادرش گفت: مادرجان، من آمدنم و رفتنم با خداست. کار من با خدا است. او وقت وصیت خود را به مادر می گوید و دوباره به جبهه ی کردستان اعزام شد ه و در جنگل آلوتان در قسمت تامین جاده فعالیت می کرد که در روز 1365/03/17 در ساعت 7 غروب که خدمت سربازی علیرضا تمام شده بود و روز تسویه حساب ایشان بود که گروه کومله به حال کمین به آنها حمله کردند و با پرتاب نارنجک به طرف علیرضا و همرزم او، نارنجک بر پشت آنها انداخته و پشت علیرضا بر اثربرخورد نارنجک کنده شده و با ضربه تیر خلاص به سر او به درجه رفیع شهادت نائل آمده.

سپس خبر شهادت وی را لشکر 21 حمزه برای خانواده آوردند و خانواده به دلیل اینکه فرزند آنها جوان بوده و آرزوی دامادی او را داشتند ناراحت ولی از طرفی چون خود علیرضا راه اسلام و دین را انتخاب کرده بود به او افتخار می کردند.

پیکر این شهید بزگوار در شهر بندر گز تشیع و درگلزار شهدای شهر بندرگز به خاک سپرده شد.[۱]

نگارخانه تصاویر

پانویس

  1. سایت شهدای ارتش