شهید محمد نیک پور: تفاوت بین نسخه‌ها

(خاطرات)
 
(یک نسخهٔ متوسط توسط کاربر دیگری نشان داده نشده)
سطر ۲۰: سطر ۲۰:
 
هرچه از مادرم سؤال مي كردم، او هميشه به من جواب سربالا مي داد. گاهي مي گفت: پدرم در جبهه است. زماني مي گفت: به يكي از شهرها سفر كرده، برمي گردد، او را خواهي ديد. اي كاش براي يك بار هم كه شده او را مي ديدم. در دلم يك دنيا صحبت هست كه فقط به پدرم مي گويم. برادرم و خواهرم گفتند پدرم شهيد شده.
 
هرچه از مادرم سؤال مي كردم، او هميشه به من جواب سربالا مي داد. گاهي مي گفت: پدرم در جبهه است. زماني مي گفت: به يكي از شهرها سفر كرده، برمي گردد، او را خواهي ديد. اي كاش براي يك بار هم كه شده او را مي ديدم. در دلم يك دنيا صحبت هست كه فقط به پدرم مي گويم. برادرم و خواهرم گفتند پدرم شهيد شده.
 
خداوندا! من كه روي پدرم را نديدم، پس قسمتم كن كه او را در بهشت خدا و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بيابم و او را از من راضي و خشنود گردان.<ref>[http://ajashohada.ir/home/martyrdetails/%2028379 سایت شهدای ارتش]</ref>
 
خداوندا! من كه روي پدرم را نديدم، پس قسمتم كن كه او را در بهشت خدا و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بيابم و او را از من راضي و خشنود گردان.<ref>[http://ajashohada.ir/home/martyrdetails/%2028379 سایت شهدای ارتش]</ref>
 +
==نگارخانه تصاویر==
 +
<gallery>
  
 +
Image:6014062.jpg
 +
 +
</gallery>
  
 
==پانویس==
 
==پانویس==
 
<references />
 
<references />
 +
 +
== رده‌ها ==
 +
{{ترتیب‌پیش‌فرض:محمد_نیک_پور}}
 +
[[رده: شهدا]]
 +
[[رده: شهدای ارتش جمهوری اسلامی ایران]]
 +
[[رده: شهدای ایران]]
 +
[[رده: شهدای استان ایلام]]
 +
[[رده: شهدای شهرستان مهران]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۱۷

شهید محمد نیک پور

تاریخ تولد : 1323/07/01

تاریخ شهادت : 1360/03/23

محل شهادت : نامشخص

محل آرامگاه : ایلام - مهران - صالح آباد 2


زندگی نامه

ستوان يكم محمد نيك پور در سال 1323 به دنيا آمد . پس از طی دوران كودكي به مدرسه رفت و با پشت سر گذاشتن مراحل تحصیلی به دانشكده ي افسري راه يافت. او انسانی آرام، ساكت و با همه مهربان بود. درد يتيمي را كشيده بود و از همين رو بود كه به فرزندان خود، زياد محبت مي كرد . سرانجام در تاریخ 1360/03/23 در منطقه ی سرپل ذهاب به شهادت رسید. مزار اين شهيد بزرگوار هم اكنون در امامزاده صالح ايلام قرار دارد .

خاطرات

نام من همايون است، شهرتم نيك پور، زماني كه 7 ماهه بودم و مادرم هنوز مرا به دنيا نياورده بود، پدرم به شهادت رسيد. مدت زماني گذشت و من نمي دانستم پدر يعني چه؟ محبت يعني چه؟ دوست داشتن پدر يعني چه؟ اصلاً پدر چه هست و كجاست؟ تا اين كه به سن شش سالگي رسيدم و مادرم مرا به مدرسه گذاشت. روز اول كه می خواستم به مدرسه بروم، دايي ام مرا به مدرسه برد. نمي دانم چه چيزي به آقا مدير مدرسه گفت كه او هم نگاهي به من انداخت و گفت: «برو پسرم در صف بايست. » در اين زمان تكان خوردم، حالتي در خودم احساس كردم و ساعتي به فكر فرو رفتم كه پدرم كي بود؟ چه شكلي داشت، چه طور صحبت مي كرد؟ با من چه طور حرف مي زد؟ آيا مرا ديد؟ آيا او مي داند كه من هم فرزندش هستم و انتظارش را مي كشم؟ هرچه از مادرم سؤال مي كردم، او هميشه به من جواب سربالا مي داد. گاهي مي گفت: پدرم در جبهه است. زماني مي گفت: به يكي از شهرها سفر كرده، برمي گردد، او را خواهي ديد. اي كاش براي يك بار هم كه شده او را مي ديدم. در دلم يك دنيا صحبت هست كه فقط به پدرم مي گويم. برادرم و خواهرم گفتند پدرم شهيد شده. خداوندا! من كه روي پدرم را نديدم، پس قسمتم كن كه او را در بهشت خدا و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بيابم و او را از من راضي و خشنود گردان.[۱]

نگارخانه تصاویر

پانویس

  1. سایت شهدای ارتش

رده‌ها

آخرین تغییر ‏۱ آبان ۱۳۹۸، در ‏۱۶:۱۷