شهید قاسم نوراله مقدم: تفاوت بین نسخه‌ها

 
سطر ۱۷: سطر ۱۷:
 
شهید در فعالیتهای انقلابی نیز ‌شرکت داشت.‌در اوایل انقلاب در همه‌ی شهرها، علی‌الخصوص شهرهای بزرگ تظاهرات و راهپیمایی برگزار می‌شد. شیراز نیز یکی از همان شهرهای بزرگ بود که شورش عجیبی در آن برپا بود. مردم فوج فوج به خیابان‌ها ریخته بودند و بر علیه نظام طاغوتی اعتراض می کردند. شهید نیز با عده‌ای از دوستانش هر روز در‌تظاهرات شرکت داشت و از رویدادهای آن زمان عکس‌برداری می‌کرد تا جایی که یک بار به دست ساواک دستگیر شد و در زندان شکنجه نیز دیده بود. اما زیاد درباره‌ی شکنجه‌ها و دوران زندان با ما صحبت نمی‌کرد. ما از دوستانش این موضوع را شنیدیم و با اصرار ما بعد‌ها گوشه‌ای از مشکلات و مشقاتی که کشیده‌بود برایمان تعریف کرد. بعد از اینکه انقلاب‌ به پیروزی رسید، او باز هم با ارگانهای انقلابی همکاری می‌کرد تا جایی که همراه دوستانش شبها را نگهبانی می‌دادند.‌باشروع جنگ تحمیلی عراق ‌برعلیه ایران، ‌شهید این وظیفه را برخود واجب دانست و کارش را رها نمود و به جبهه رفت و دین خود را بیشتر به انقلاب و میهن ادا کرد. او همیشه کارش ایثار و از خود‌گذشتگی بود. اینها نمونه‌ای از فعالیت‌های آن شهید می باشد . <ref>[http://ajashohada.ir/home/martyrdetails/28025 سایت شهدای ارتش]</ref>
 
شهید در فعالیتهای انقلابی نیز ‌شرکت داشت.‌در اوایل انقلاب در همه‌ی شهرها، علی‌الخصوص شهرهای بزرگ تظاهرات و راهپیمایی برگزار می‌شد. شیراز نیز یکی از همان شهرهای بزرگ بود که شورش عجیبی در آن برپا بود. مردم فوج فوج به خیابان‌ها ریخته بودند و بر علیه نظام طاغوتی اعتراض می کردند. شهید نیز با عده‌ای از دوستانش هر روز در‌تظاهرات شرکت داشت و از رویدادهای آن زمان عکس‌برداری می‌کرد تا جایی که یک بار به دست ساواک دستگیر شد و در زندان شکنجه نیز دیده بود. اما زیاد درباره‌ی شکنجه‌ها و دوران زندان با ما صحبت نمی‌کرد. ما از دوستانش این موضوع را شنیدیم و با اصرار ما بعد‌ها گوشه‌ای از مشکلات و مشقاتی که کشیده‌بود برایمان تعریف کرد. بعد از اینکه انقلاب‌ به پیروزی رسید، او باز هم با ارگانهای انقلابی همکاری می‌کرد تا جایی که همراه دوستانش شبها را نگهبانی می‌دادند.‌باشروع جنگ تحمیلی عراق ‌برعلیه ایران، ‌شهید این وظیفه را برخود واجب دانست و کارش را رها نمود و به جبهه رفت و دین خود را بیشتر به انقلاب و میهن ادا کرد. او همیشه کارش ایثار و از خود‌گذشتگی بود. اینها نمونه‌ای از فعالیت‌های آن شهید می باشد . <ref>[http://ajashohada.ir/home/martyrdetails/28025 سایت شهدای ارتش]</ref>
  
 +
==نگارخانه تصاویر==
 +
<gallery>
 +
 +
Image:1795442KAKA003-001.jpg
 +
Image:1795442KAKA002-001.jpg
 +
 +
</gallery>
  
 
==پانویس==
 
==پانویس==
 
<references />
 
<references />

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۵ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۳۷

شهید قاسم نوراله مقدم

تاریخ تولد : 1340/04/02 تاریخ شهادت : 1360/12/19

محل شهادت : نامشخص محل آرامگاه : خراسان شمالی - شیروان - بهشت حمزه شیروان

rId5

زندگی نامه

شهید قاسم نورالله در سال 1340 در آغوش خانواده‌ای مذهبی در شهرستان شیروان بدنیا آمد و از همان کودکی با مشقات و مشکلات زندگی آشنا شد. او برای ‌موفقیت در تمامی امور تلاش می‌کرد. ‌تا کلاس پنجم را در دبستان سوم اسفند واقع در انتهای خیابان سعدی درس خواند اما به دلایلی نتوانست، ادامه‌ی تحصیل بدهد. لذا برای امرار معاش وکمک به معیشت خانواده ‌در عکاسی شیوا مشغول به کار شد. او در ایام بیکاری برای دیدار پدر ومادرش به روستا می‌رفت و به پدر و مادرش در کار باغداری کمک می‌کرد. بعد از مدتی ‌ بلحاظ علاقه‌ی زیادی به هنر عکاسی داشت؛ همین کار را نیز ادامه دادتا درآن تبحر خاصی یافت. در ایام سال تحصیلی نیز به روستا می‌رفت و از دانش آموزان بی‌بضاعت پایه‌ی پنجم که امتحان نهایی داشتند، جهت کارنامه‌هایشان‌ ‌عکس می‌گرفت. او مدت 3 الی 4 سال نیز به شهر شیراز عزیمت کرد و‌‌کار عکاسی را نیز در آنجا ادامه داد. درست روزهای اوایل انقلاب بود که از صحنه‌های تظاهرات مردم علیه شاه عکس می‌گرفت و خود نیز در راهپیمایی شرکت می‌کرد. او بخاطر اینکار توسط ساواک منحله دستگیر و زندانی هم شد. تا اینکه جنگ تحمیلی علیه ایران آغاز شد. ‌شهید نیز برای خدمت مقدس سربازی عازم جبهه شد. او در آنجا هم مسئولیتهایی بر عهده داشت،تا آنجایی که ‌هر دو یا سه ماه یکبار برای دیدار خانواده به مرخصی می‌آمد و قبل از ‌اتمام مدت مرخصی ‌‌مجدداً به جبهه برمی‌گشت. او می‌گفت در آنجا بیشتر به من نیاز دارند. هر بار که به مرخصی می‌آمد‌ بیشتر صحبتش درباره‌ی دلاوری‌های ‌رزمندگان بود ولی از امور مربوط به خودشان سخنی به میان نمی‌‌آوردند. او علاقه‌ی زیادی به خانواده داشت و به همه احترام می گذاشت حتی گاهی وقتها با بچه‌های کوچک ‌بازی می‌کرد. او ‌در مقابل کمکی که به دیگران ‌می‌کرد ‌ انتظار ‌ پاداشی‌ نداشت. حتی یکبار که در جبهه زخمی شده‌بود ‌چیزی به خانواده نگفت چون که می ترسید که روحیه‌ی خانواده ضعیف شود. او بیشتر اوقات از آنها حلالیت می‌طلبید . تا اینکه ‌در سال 1360 بعد از یک سال خدمت صادقانه ودلاورانه برای دفاع از میهن و کشور در جبهه‌‌ی بستان به دست دشمن به درجه‌ی رفیع شهادت نائل گشت و به هدف اصلی خودیعنی شهادت رسید

خاطرات

شهید در فعالیتهای انقلابی نیز ‌شرکت داشت.‌در اوایل انقلاب در همه‌ی شهرها، علی‌الخصوص شهرهای بزرگ تظاهرات و راهپیمایی برگزار می‌شد. شیراز نیز یکی از همان شهرهای بزرگ بود که شورش عجیبی در آن برپا بود. مردم فوج فوج به خیابان‌ها ریخته بودند و بر علیه نظام طاغوتی اعتراض می کردند. شهید نیز با عده‌ای از دوستانش هر روز در‌تظاهرات شرکت داشت و از رویدادهای آن زمان عکس‌برداری می‌کرد تا جایی که یک بار به دست ساواک دستگیر شد و در زندان شکنجه نیز دیده بود. اما زیاد درباره‌ی شکنجه‌ها و دوران زندان با ما صحبت نمی‌کرد. ما از دوستانش این موضوع را شنیدیم و با اصرار ما بعد‌ها گوشه‌ای از مشکلات و مشقاتی که کشیده‌بود برایمان تعریف کرد. بعد از اینکه انقلاب‌ به پیروزی رسید، او باز هم با ارگانهای انقلابی همکاری می‌کرد تا جایی که همراه دوستانش شبها را نگهبانی می‌دادند.‌باشروع جنگ تحمیلی عراق ‌برعلیه ایران، ‌شهید این وظیفه را برخود واجب دانست و کارش را رها نمود و به جبهه رفت و دین خود را بیشتر به انقلاب و میهن ادا کرد. او همیشه کارش ایثار و از خود‌گذشتگی بود. اینها نمونه‌ای از فعالیت‌های آن شهید می باشد . [۱]

نگارخانه تصاویر

پانویس

  1. سایت شهدای ارتش
آخرین تغییر ‏۲۵ مهر ۱۳۹۸، در ‏۱۳:۳۷