Mirdadi9705 (بحث | مشارکتها) |
Parsasirat98 (بحث | مشارکتها) جز |
||
| (یک نسخهٔ متوسط توسط کاربر دیگری نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱۷: | سطر ۱۷: | ||
و اين مسير را به پيروي از مولايش امام حسين (ع) تا آخرين لحظه، آخرين نفس و آخرين خون ادامه داد و با شهادت خويش امضا نمود. وي پس از 1 ماه حضور در خط مقدم جبهه سرانجام پس از طي راهي پرفراز و نشيب در سال 1362 در منطقه عملياتي فکّه با اصابت ترکش در دهانش، که منجر به قطع نخاع و عفونت شديد ريه شد، نداي ارجعي الي ربک حق را به گوش جان شنيد و به دعوتش پاسخ گفت. پيکر پاک آن شهيد در شهر قم در گلزار شهدا به خاک سپرده شد. | و اين مسير را به پيروي از مولايش امام حسين (ع) تا آخرين لحظه، آخرين نفس و آخرين خون ادامه داد و با شهادت خويش امضا نمود. وي پس از 1 ماه حضور در خط مقدم جبهه سرانجام پس از طي راهي پرفراز و نشيب در سال 1362 در منطقه عملياتي فکّه با اصابت ترکش در دهانش، که منجر به قطع نخاع و عفونت شديد ريه شد، نداي ارجعي الي ربک حق را به گوش جان شنيد و به دعوتش پاسخ گفت. پيکر پاک آن شهيد در شهر قم در گلزار شهدا به خاک سپرده شد. | ||
شهد شيرين شهادت بر او و بر همه ي شهيدان راه حق گوارا باد. | شهد شيرين شهادت بر او و بر همه ي شهيدان راه حق گوارا باد. | ||
| + | |||
ـ فعاليت هاي مهم عبادي و معنوي: | ـ فعاليت هاي مهم عبادي و معنوي: | ||
انجام فريضه ي نماز در اول وقت، رفتن به نماز جمعه و شركت در راهپيمايي به همراه صاحب كارش. | انجام فريضه ي نماز در اول وقت، رفتن به نماز جمعه و شركت در راهپيمايي به همراه صاحب كارش. | ||
| + | |||
ـ ويژگي هاي بارز اخلاقي: مادر با وجود مشکلات فراوان از اخلاق شهيد خيلي تعريف مي کند و به او نمره ي 20 مي دهد. | ـ ويژگي هاي بارز اخلاقي: مادر با وجود مشکلات فراوان از اخلاق شهيد خيلي تعريف مي کند و به او نمره ي 20 مي دهد. | ||
در حال حاضر مادر شهيد مريض احوال است. او ناراحتي اعصاب و آسم دارد. | در حال حاضر مادر شهيد مريض احوال است. او ناراحتي اعصاب و آسم دارد. | ||
| سطر ۲۸: | سطر ۳۰: | ||
مادر شهيد مي گويد: من و پدر محسن در سن جواني (25 ساله بودم) که از هم جدا زندگي کرديم. محسن بيشتر پيش خانواه ي پدري اش بود. اما با اين حال خيلي مرا دوست داشت و وقتي پيش من مي آمد با گريه و ناراحتي مي رفت. | مادر شهيد مي گويد: من و پدر محسن در سن جواني (25 ساله بودم) که از هم جدا زندگي کرديم. محسن بيشتر پيش خانواه ي پدري اش بود. اما با اين حال خيلي مرا دوست داشت و وقتي پيش من مي آمد با گريه و ناراحتي مي رفت. | ||
مادر مي گويد:با دائي کوچکش خيلي دوست بود. وقتي مي خواستم به مشهد يا شهرستان بروم دايي اش محسن را مي آورد و با هم به مسافرت مي رفتيم.<ref>[http://ajashohada.ir/Home/Martyrdetails/5707 سایت شهدای ارتش]</ref> | مادر مي گويد:با دائي کوچکش خيلي دوست بود. وقتي مي خواستم به مشهد يا شهرستان بروم دايي اش محسن را مي آورد و با هم به مسافرت مي رفتيم.<ref>[http://ajashohada.ir/Home/Martyrdetails/5707 سایت شهدای ارتش]</ref> | ||
| + | ==نگارخانه تصاویر== | ||
| + | <gallery> | ||
| + | |||
| + | Image:1154787KAKA003-001.jpg | ||
| + | Image:1154787KAKA002-001.jpg | ||
| + | |||
| + | </gallery> | ||
| + | |||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
<references /> | <references /> | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۱ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۱۴
شهید محسن پوستچی
تاریخ تولد : 1341/06/30
تاریخ شهادت : 1362/02/26
محل شهادت : نامشخص
محل آرامگاه : قم - علی ابن جعفر
زندگی نامه
خلاصه اي از زندگي شهيد شهيد محسن پوستچي، در تاريخ، 1347/6/30 در يکي از محله هاي شهر مقدس قم ديده به جهان گشود. وي پس از طي دوران کودکي وارد دبستان شد و در همان شهر قم در محله ي چهار راه سجاديه، مشغول به تحصيل شد. وي دوران راهنمايي خود را در همان شهر به اتمام رسانيد و بعد از آن به دليل مشکلات اقتصادي خانواده، از قم به تهران آمد و در ميدان خراسان، نزد يکي از دوستان خانوادگي مشغول به فعاليت و کار در حرفه ي کانال سازي کولر شد. صاحب كارش به او اتاقي داد تا در همان جا شب ها استراحت و در آن زندگي كند. از آنجايي که صاحب کار شهيد محسن، مردي مومن و مذهبي بود او را به کارهاي مذهبي و رفتن به جبهه و شرکت در فعاليت هاي مساجد و راهپيمايي ها تشويق مي کرد. وي پس از مدتي تصميم گرفت به سربازي برود، او بعد از گذراندن سه ماه آموزش نظامي، سرانجام راه جديد را در رسيدن به معبود و معشوق خويش آغاز کرد. و اين مسير را به پيروي از مولايش امام حسين (ع) تا آخرين لحظه، آخرين نفس و آخرين خون ادامه داد و با شهادت خويش امضا نمود. وي پس از 1 ماه حضور در خط مقدم جبهه سرانجام پس از طي راهي پرفراز و نشيب در سال 1362 در منطقه عملياتي فکّه با اصابت ترکش در دهانش، که منجر به قطع نخاع و عفونت شديد ريه شد، نداي ارجعي الي ربک حق را به گوش جان شنيد و به دعوتش پاسخ گفت. پيکر پاک آن شهيد در شهر قم در گلزار شهدا به خاک سپرده شد. شهد شيرين شهادت بر او و بر همه ي شهيدان راه حق گوارا باد.
ـ فعاليت هاي مهم عبادي و معنوي: انجام فريضه ي نماز در اول وقت، رفتن به نماز جمعه و شركت در راهپيمايي به همراه صاحب كارش.
ـ ويژگي هاي بارز اخلاقي: مادر با وجود مشکلات فراوان از اخلاق شهيد خيلي تعريف مي کند و به او نمره ي 20 مي دهد. در حال حاضر مادر شهيد مريض احوال است. او ناراحتي اعصاب و آسم دارد.
خاطرات
خاطرات والدين: مادر شهيد مي گويد: من و پدر محسن در سن جواني (25 ساله بودم) که از هم جدا زندگي کرديم. محسن بيشتر پيش خانواه ي پدري اش بود. اما با اين حال خيلي مرا دوست داشت و وقتي پيش من مي آمد با گريه و ناراحتي مي رفت. مادر مي گويد:با دائي کوچکش خيلي دوست بود. وقتي مي خواستم به مشهد يا شهرستان بروم دايي اش محسن را مي آورد و با هم به مسافرت مي رفتيم.[۱]