شهید عبدالحسین لقایی: تفاوت بین نسخه‌ها

 
(یک نسخهٔ متوسط توسط کاربر دیگری نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
Ểشهید   عبدالحسین لقایی
+
شهید   عبدالحسین لقایی
  
 
تاریخ تولد : 1341/01/05  
 
تاریخ تولد : 1341/01/05  
سطر ۲۵: سطر ۲۵:
 
خاطره ای از زبان برادر شهید
 
خاطره ای از زبان برادر شهید
 
خاطره ی جالبي كه دارم این كه در سال 1360 در تاريخ 1360/10/01 در مريوان دزلي برای دیدن برادرم عبدالحسین رفته بودم. او گفت: برادرجان! اگر تير دشمن به هر جاي بدنم اصابت كند زنده مي‌مانم مگر اين كه تير دشمن به چشمم بخورد تا شهيد شوم بعد از چند روز، يعني در تاريخ 1360/10/14 عبدالحسین به درجه رفیع شهادت نائل گشت.<ref>[http://www.ajashohada.ir/home/martyrdetails/%2023637 سایت شهدای ارتش]</ref>
 
خاطره ی جالبي كه دارم این كه در سال 1360 در تاريخ 1360/10/01 در مريوان دزلي برای دیدن برادرم عبدالحسین رفته بودم. او گفت: برادرجان! اگر تير دشمن به هر جاي بدنم اصابت كند زنده مي‌مانم مگر اين كه تير دشمن به چشمم بخورد تا شهيد شوم بعد از چند روز، يعني در تاريخ 1360/10/14 عبدالحسین به درجه رفیع شهادت نائل گشت.<ref>[http://www.ajashohada.ir/home/martyrdetails/%2023637 سایت شهدای ارتش]</ref>
 +
==نگارخانه تصاویر==
 +
<gallery>
 +
 +
Image:6011536 (1).jpg
 +
 +
 +
</gallery>
 +
 
==پانویس==
 
==پانویس==
 
<references />
 
<references />

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۰ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۵۷

شهید عبدالحسین لقایی

تاریخ تولد : 1341/01/05

تاریخ شهادت : 1360/10/14

محل شهادت : نامشخص

محل آرامگاه : مرکزی - ساوه - ارجرود



زندگینامه

شهید عبدالحسين لقایي فرزند غلامحسين در سال 1341 در صفي آباد متولد شد. تحصیلات خود را تا پنجم ابتدايي ادامه داد سپس به كارگری مشغول شد. اخلاق بسیار خوبي داشت، برای والدين خيلي احترام قائل بود و سعي مي‌كرد با دوستان خود و مردم رابطه خوبي داشته باشد. هيچ زمان كسي را از خودش ناراحت نمي‌كرد. از آنجایي كه هرچه از دستش بر مي‌آمد به دیگران كمك مي‌كرد و مردم روستاي ارجرود همه از شهيد لقایی راضي بودند. او زياد به راديو گوش مي‌كرد وقتي با ضد انقلابيون مصاحبه مي‌كردند حرف هاي آنها را مي‌شنيد و ناراحت مي‌شد و مي‌گفت: شما ضد انقلابيون وطن فروش هستيد، شما را بايد نابود كرد. با آغاز جنگ تحمیلی برای سربازی با روحيه عالي به جبهه اعزام شد و قبل از اعزام هم آرزوي رفتن به جبهه را زياد داشت. او علاقه ی زیادی به حضرت امام داشت و آرزوی دیدار ایشان را و همیشه سفارش مي كرد پيرو خط امام باشيد و در نماز جماعت شركت كنيد و هيچ زمان مسجد را خالي نگذاريد چون مسجد سنگر مسلمين است و اگر من هم شهيد شدم برايم زياد گريه نكنيد. او به برادرش مي‌گفت: من خيالم راحت است كه مادر ندارم که برايم زياد ناراحت باشد ولي برادرجان از طرف من به پدرم بگو اگر من شهيد شدم برايم گريه مكن كه من راه خود را انتخاب كرده‌ام. اگر من شهيد شدم شما بايد افتخار كنيد كه در راه ميهن اسلامي و قرآن شهيد شدم. برادر عزيزم بعد از شهادت من مگزار سنگر من خالي بماند و به ياري برادران بسيجي خود بشتاب كه مگذاريد دشمن وجبي از خاك ميهن اسلامي را اشغال كند. سرانجام سرباز، عبدالحسين لقایي در تاريخ 1360/10/14 در منطقه عملياتي مريوان در حين درگيري با منافقين كوردل به درجه رفيع شهادت نائل گرديد. پیکر پاک این شهید گرامی در زادگاهش ارجرود ساوه به خاک سپرده شد. روحش شاد و یادش گرامی باد.

خاطرات

خاطره ای از زبان برادر شهید خاطره ی جالبي كه دارم این كه در سال 1360 در تاريخ 1360/10/01 در مريوان دزلي برای دیدن برادرم عبدالحسین رفته بودم. او گفت: برادرجان! اگر تير دشمن به هر جاي بدنم اصابت كند زنده مي‌مانم مگر اين كه تير دشمن به چشمم بخورد تا شهيد شوم بعد از چند روز، يعني در تاريخ 1360/10/14 عبدالحسین به درجه رفیع شهادت نائل گشت.[۱]

نگارخانه تصاویر

پانویس

  1. سایت شهدای ارتش
آخرین تغییر ‏۲۰ تیر ۱۳۹۹، در ‏۱۰:۵۷