شهید مهدی پاتیمار: تفاوت بین نسخهها
Fazayemajazi (بحث | مشارکتها) |
|||
| (۲ نسخههای متوسط توسط ۲ کاربران نشان داده نشده) | |||
| سطر ۶۹: | سطر ۶۹: | ||
| − | + | <ref>[http://http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/38830 سایت شهدای ارتش]</ref> | |
| − | + | ==پانویس== | |
| − | http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/38830 | + | <references /> |
| + | == ردهها == | ||
| + | {{ترتیبپیشفرض:مهدی_پاتیمار}} | ||
| + | [[رده: شهدا]] | ||
| + | [[رده: شهدای دفاع مقدس]] | ||
| + | [[رده: شهدای ایران]] | ||
| + | [[رده: شهدای استان تهران]] | ||
| + | [[رده: شهدای شهرستان تهران]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۳۱ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۱۸
شه ی د مهد ی پات ی مار
تار ی خ تولد :1346/02/14
تار ی خ شهادت : 1366/03/15
محل شهادت : نامشخص
محل آرامگاه :تهران - بهشت زهرا
زندگی نامه
بسم الله الرحمن الرحيم
نام شهيد: مهدي پاتيمار
نام پدر: حسن
محل تولد: تهران
تاريخ تولد: 1346
مدرك تحصيلي: سوم راهنمايي
وضعيت تأهل: مجرد
شغل شهيد: محصل
تاريخ شهادت: 1366/03/15
نحوه شهادت: اصابت گلوله
محل شهادت: ميمك
نشاني مزار: بهشت زهرا قطعه29
مدت حضور در جبهه: 10ماه
ارگان اعزام كننده: نيروي زميني
يگان خدمتي: ارتش
آخرين مسئوليت در جبهه: امدادگر
« خلاصهاي از زندگي نامه شهيد »
شهيد مهدي پاتيمار فرزند حسن، در تهران در سال 1346، در خانوادهاي مذهبي و متوسط چشم به جهان گشود و دوران كودكي خود را گذراند و در هفت سالگي در سال 1353 به مدرسه رفت، درس را تا كلاس سوم راهنمايي ادامه داد و توانست سيكل بگيرد. او در زمان انقلاب كه سن كمي هم داشت در فعاليت هاي ضد رژيم شاه نيز حضور داشت و پس از آن، با شروع جنگ تحميلي و موقع رفتن به خدمت مقدس سربازي از طريق نيروي زميني ارتش به جبهه اعزام شد كه در آنجا امدادگر بود. او در تاريخ، 1366/3/15 بر اثر اصابت گلوله در ميمك به درجه رفيع شهادت رسيد كه اين شهيد گرانقدر و بزرگوار را در بهشت زهرا قطعه 29 به خاك سپردند .
روحش شاد و يادش گرامي باد
1 - نكات برجسته در زندگي شهيد :
الف) فعاليت هاي مهم عبادي و معنوي :
انجام نمازهاي يوميه در اول وقت، گرفتن روزهها به طور كامل .
ب) فعاليت هاي مهم سياسي و اجتماعي :
حضور فعال در تظاهرات زمان انقلاب، و شركت در نمازجمعه .
ج) ويژگي هاي بارز اخلاقي (با ارائه نمونه رفتاري ):
بسيار مهربان و دلسوز، علاقمند به ياري ديگران .
2ـ خاطرات والدين/همسر/فرزند/دوست/همرزم :
او كه در زمان سربازي در ميمك در بهداري خدمت ميكرد يك شب تعدادي از اجساد شهدا را آورده بودند، مادري آمده بود و به اسرار ميخواست شبانه جسد پسرش را پيدا كند، با اين كه خلاف مقررات بود اما مهدي به حرف او گوش كرد .