Norsalehi9710 (بحث | مشارکتها) (صفحهای جدید حاوی «شهید رضا رمضان زاده تاریخ تولد :1346/06/02 تاریخ شهادت : 1365/10/24 محل شهادت : نامشخص م...» ایجاد کرد) |
Jafarnezhad98 (بحث | مشارکتها) |
||
| (۲ نسخههای متوسط توسط ۲ کاربران نشان داده نشده) | |||
| سطر ۶: | سطر ۶: | ||
==خاطرات== | ==خاطرات== | ||
| − | بالاخره روز پایان دوره آموزشی فرا رسید و رضا به مریوان تقسیم شد. درست به خاطر دارم روزی را که رضا را میخواستند اعزام نمایند، که رضا با نگرانی پدرمان مواجه شد و رضا همچون گوی ایمان رو به پدرمان کرد و گفت: این راه را خودم انتخاب کردم، خواهش میکنم با رفتن من موافقت کنید و برای من پیش هیچکس گردن خم نکنید، چون اگر مرگی باشد زیر لحاف در منزل نیز مرگ به سراغ انسان میآید، ولی چه بهتر که این مرگ با سعادت و در راه رضای خدا باشد. | + | بالاخره روز پایان دوره آموزشی فرا رسید و رضا به مریوان تقسیم شد. درست به خاطر دارم روزی را که رضا را میخواستند اعزام نمایند، که رضا با نگرانی پدرمان مواجه شد و رضا همچون گوی ایمان رو به پدرمان کرد و گفت: این راه را خودم انتخاب کردم، خواهش میکنم با رفتن من موافقت کنید و برای من پیش هیچکس گردن خم نکنید، چون اگر مرگی باشد زیر لحاف در منزل نیز مرگ به سراغ انسان میآید، ولی چه بهتر که این مرگ با سعادت و در راه رضای خدا باشد.<ref>[http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/39808 سایت شهدای ارتش]</ref> |
| + | ==نگارخانه تصاویر== | ||
| + | <gallery> | ||
| − | + | Image:1349708KAKA002-001.jpg | |
| − | + | Image:1349708KAKA001-001.jpg | |
| + | |||
| + | </gallery> | ||
| + | ==پانویس== | ||
| + | <references /> | ||
| + | == ردهها == | ||
| + | {{ترتیبپیشفرض:رضا_رمضان_زاده}} | ||
| + | [[رده: شهدا]] | ||
| + | [[رده: شهدای دفاع مقدس]] | ||
| + | [[رده: شهدای ایران]] | ||
| + | [[رده: شهدای استان خراسان شمالی]] | ||
| + | [[رده: شهدای شهرستان بجنورد]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۹ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۳۰
شهید رضا رمضان زاده تاریخ تولد :1346/06/02 تاریخ شهادت : 1365/10/24 محل شهادت : نامشخص محل آرامگاه :خراسان شمالی - بجنورد - انصار الحسین- قطعه 2
خاطرات
بالاخره روز پایان دوره آموزشی فرا رسید و رضا به مریوان تقسیم شد. درست به خاطر دارم روزی را که رضا را میخواستند اعزام نمایند، که رضا با نگرانی پدرمان مواجه شد و رضا همچون گوی ایمان رو به پدرمان کرد و گفت: این راه را خودم انتخاب کردم، خواهش میکنم با رفتن من موافقت کنید و برای من پیش هیچکس گردن خم نکنید، چون اگر مرگی باشد زیر لحاف در منزل نیز مرگ به سراغ انسان میآید، ولی چه بهتر که این مرگ با سعادت و در راه رضای خدا باشد.[۱]