شهید محمد جعفریان: تفاوت بین نسخه‌ها

(زندگینامه)
 
(۲ نسخه‌های متوسط توسط کاربر دیگری نشان داده نشده)
سطر ۵: سطر ۵:
 
محل آرامگاه :خراسان رضوی - مشهد - بهشت رضا
 
محل آرامگاه :خراسان رضوی - مشهد - بهشت رضا
 
   
 
   
==زندگی نامه==
+
==خاطرات==
 
بسمه تعالی
 
بسمه تعالی
  
در ده سالگی خوابی دیده بود که سخت او را تحت تاثیر گذاشته بود. خواب دیده بود که از پل صراط که به باریکی مویی است گذرکرده است. سالها بعدکه برای امرار معاش قالی بافی می کرد. شب ها را به درس خواندن مشغول شد و دوره های مدرسه را به صورت شبانه طی کرد و روزها در کارگاهای مشغول به کار بود. برای انکه خواهرش به مکتب برود و خواندن و مطالع متون دینی را فراگیرد او روزانه سهمیه خواهرش را نیز می بافت. تا خواهر بتواند به تحصیل ادامه دهد. در هنگام وداع رو به مادرش کرد و گفت اگر من شهید شدم لباس سفید بپوشیدد و شیرینی پخش کنید.سرانجام پس از رشادت های فراوان درجبهه درتاریخ 1360/04/10 درماهشهر بر اثر اصابت ترکش خمپاره به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
+
در ده سالگی خوابی دیده بود که سخت او را تحت تاثیر گذاشته بود. خواب دیده بود که از پل صراط که به باریکی مویی است گذرکرده است. سالها بعدکه برای امرار معاش قالی بافی می کرد. شب ها را به درس خواندن مشغول شد و دوره های مدرسه را به صورت شبانه طی کرد و روزها در کارگاهای مشغول به کار بود. برای انکه خواهرش به مکتب برود و خواندن و مطالع متون دینی را فراگیرد او روزانه سهمیه خواهرش را نیز می بافت. تا خواهر بتواند به تحصیل ادامه دهد. در هنگام وداع رو به مادرش کرد و گفت اگر من شهید شدم لباس سفید بپوشیدد و شیرینی پخش کنید.سرانجام پس از رشادت های فراوان درجبهه درتاریخ 1360/04/10 درماهشهر بر اثر اصابت ترکش خمپاره به درجه رفیع شهادت نائل آمد.<ref>[http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/6968 سایت شهدای ارتش]</ref>
منبع:سایت شهدای ارتش
+
==نگارخانه تصاویر==
http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/6968
+
<gallery>
 +
 
 +
Image:1187774KAKA001-001 (1).jpg
 +
 
 +
 
 +
</gallery>
 +
==پانویس==
 +
<references />

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۴ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۲۳

شهید محمد جعفریان تاریخ تولد :1340/04/02 تاریخ شهادت : 1360/03/27 محل شهادت : نامشخص محل آرامگاه :خراسان رضوی - مشهد - بهشت رضا

خاطرات

بسمه تعالی

در ده سالگی خوابی دیده بود که سخت او را تحت تاثیر گذاشته بود. خواب دیده بود که از پل صراط که به باریکی مویی است گذرکرده است. سالها بعدکه برای امرار معاش قالی بافی می کرد. شب ها را به درس خواندن مشغول شد و دوره های مدرسه را به صورت شبانه طی کرد و روزها در کارگاهای مشغول به کار بود. برای انکه خواهرش به مکتب برود و خواندن و مطالع متون دینی را فراگیرد او روزانه سهمیه خواهرش را نیز می بافت. تا خواهر بتواند به تحصیل ادامه دهد. در هنگام وداع رو به مادرش کرد و گفت اگر من شهید شدم لباس سفید بپوشیدد و شیرینی پخش کنید.سرانجام پس از رشادت های فراوان درجبهه درتاریخ 1360/04/10 درماهشهر بر اثر اصابت ترکش خمپاره به درجه رفیع شهادت نائل آمد.[۱]

نگارخانه تصاویر

پانویس

  1. سایت شهدای ارتش
آخرین تغییر ‏۱۴ مهر ۱۳۹۹، در ‏۱۱:۲۳