شهید حاج امیر کشاورزی: تفاوت بین نسخهها
| (۵ نسخههای متوسط توسط ۲ کاربران نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| − | + | {{جعبه اطلاعات افراد نظامی | |
| − | + | |نام فرد = حاج امیر کشاورزی | |
| − | + | |تصویر = امیر خان.jpg | |
| − | + | |توضیح تصویر = | |
| − | محل دفن | + | |ملیت = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی |
| − | + | |شهرت = | |
| + | |دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]] | ||
| + | |تولد = [[1300]] ، [[خرامه]] | ||
| + | |شهادت = [[الگو:شهدای 26 تیر|1366/05/09 | ||
| + | ]] | ||
| + | |وفات = | ||
| + | |مرگ = | ||
| + | |محل دفن = گلزار شهدای امامزاده اسحاق (ع) خرامه | ||
| + | |مفقود = | ||
| + | |جانباز = | ||
| + | |اسارت = | ||
| + | |نیرو = | ||
| + | |یگانهای خدمت = | ||
| + | |طول خدمت = | ||
| + | |درجه = | ||
| + | |سمتها = | ||
| + | |جنگها = | ||
| + | |نشانهای لیاقت = | ||
| + | |عملیات = | ||
| + | |فعالیتها = | ||
| + | |تحصیلات = | ||
| + | |تخصصها = | ||
| + | |شغل = | ||
| + | |خانواده = | ||
| + | }} | ||
| + | |||
| + | |||
==زندگی نامه== | ==زندگی نامه== | ||
شهید بزرگوار حاج امیر کشاورزی در خانواده ای مذهبی به دنیا آمد . پنج ماه بیشتر از عمرش نگذشته بود که پدرش حاج حسین از دنیا رفت و حاج امیر تحت سرپرستی مادرش بزرگ شد و به علت مشکلات زندگی و اقتصاد نا مناسب خانواده نتوانست به مدرسه برود. زندگی خود را با کاسبی و باغداری شروع کرد و با همان درآمد اندک حاصل از زحمات خود ، امرار معاش می کرد تا اینکه ازدواج کرد .و صاحب هفت فرزند ( یک دختر و شش پسر ) شد. او که در زمان جنگ نتوانست به جبهه برود در جمع آوری کمکهای مردمی برای جبهه ها و سفر به پشت جبهه ها فعالیت می کرد، اما چون سرنوشت او جز با شهادت ختم نمی شد خداوند کریم او را در دومین سفرش به مکه معظمه ، در کنار خانه امن خودش به حضور پذیرفت. | شهید بزرگوار حاج امیر کشاورزی در خانواده ای مذهبی به دنیا آمد . پنج ماه بیشتر از عمرش نگذشته بود که پدرش حاج حسین از دنیا رفت و حاج امیر تحت سرپرستی مادرش بزرگ شد و به علت مشکلات زندگی و اقتصاد نا مناسب خانواده نتوانست به مدرسه برود. زندگی خود را با کاسبی و باغداری شروع کرد و با همان درآمد اندک حاصل از زحمات خود ، امرار معاش می کرد تا اینکه ازدواج کرد .و صاحب هفت فرزند ( یک دختر و شش پسر ) شد. او که در زمان جنگ نتوانست به جبهه برود در جمع آوری کمکهای مردمی برای جبهه ها و سفر به پشت جبهه ها فعالیت می کرد، اما چون سرنوشت او جز با شهادت ختم نمی شد خداوند کریم او را در دومین سفرش به مکه معظمه ، در کنار خانه امن خودش به حضور پذیرفت. | ||
| سطر ۱۳: | سطر ۳۹: | ||
ایشان فردی مقید ، مومن و متدین بودند که اقوام و خویشان و فرزندان و تمام مردمی که او را می شناختند به وی افتخار می کردند . ایشان در امر مهم دید و بازدید از اقوام و آشنایان بسیار دقت می کردند. از همان اوایل زندگی مردی زحمت کش و فداکار بودند و با وجود نداشتن هیچ نوع سوادی ذهنی باز و فکری روشن داشتند. | ایشان فردی مقید ، مومن و متدین بودند که اقوام و خویشان و فرزندان و تمام مردمی که او را می شناختند به وی افتخار می کردند . ایشان در امر مهم دید و بازدید از اقوام و آشنایان بسیار دقت می کردند. از همان اوایل زندگی مردی زحمت کش و فداکار بودند و با وجود نداشتن هیچ نوع سوادی ذهنی باز و فکری روشن داشتند. | ||
==خاطرات== | ==خاطرات== | ||
| − | روزی که شهید ( کمال ایزدی ) بدست وی دفن می شد پس از اتمام کار تدفین و تلقین شهید ، دستها را بالا برد و با چشمان اشک بار گفت : خدا دیگر بس است ، این تکه زمین هم برای من. چند روزی از این قضیه نگذشته بود که ایشان در مکه به شهادت رسیدند و در همان جا دفن شدند<ref>[http://www.iranshahid.ir/?cat=5&paged=48 سایت شهدای استان فارس]</ref> | + | روزی که شهید ( کمال ایزدی ) بدست وی دفن می شد پس از اتمام کار تدفین و تلقین شهید ، دستها را بالا برد و با چشمان اشک بار گفت : خدا دیگر بس است ، این تکه زمین هم برای من. چند روزی از این قضیه نگذشته بود که ایشان در مکه به شهادت رسیدند و در همان جا دفن شدند.<ref>[http://www.iranshahid.ir/?cat=5&paged=48 سایت شهدای استان فارس]</ref> |
| + | ==نگارخانه تصاویر== | ||
| + | <gallery> | ||
| + | |||
| + | Image:حاج-امير-خان-كشاورز-217x300.jpg | ||
| + | |||
| + | </gallery> | ||
| + | ==پانویس == | ||
<references /> | <references /> | ||
| + | |||
| + | == ردهها == | ||
| + | {{ترتیبپیشفرض:شهید حاج امیر کشاورزی }} | ||
| + | [[رده: شهدا]] | ||
| + | [[رده: شهدای جمعه خونین مکه ]] | ||
| + | [[رده: شهدای ایران]] | ||
| + | [[رده: شهدای استان فارس ]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲۶ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۳۸
| حاج امیر کشاورزی | |
|---|---|
| | |
| ملیت | |
| دین و مذهب | مسلمان، شیعه |
| تولد | 1300 ، خرامه |
| شهادت | 1366/05/09 |
| محل دفن | گلزار شهدای امامزاده اسحاق (ع) خرامه |
زندگی نامه
شهید بزرگوار حاج امیر کشاورزی در خانواده ای مذهبی به دنیا آمد . پنج ماه بیشتر از عمرش نگذشته بود که پدرش حاج حسین از دنیا رفت و حاج امیر تحت سرپرستی مادرش بزرگ شد و به علت مشکلات زندگی و اقتصاد نا مناسب خانواده نتوانست به مدرسه برود. زندگی خود را با کاسبی و باغداری شروع کرد و با همان درآمد اندک حاصل از زحمات خود ، امرار معاش می کرد تا اینکه ازدواج کرد .و صاحب هفت فرزند ( یک دختر و شش پسر ) شد. او که در زمان جنگ نتوانست به جبهه برود در جمع آوری کمکهای مردمی برای جبهه ها و سفر به پشت جبهه ها فعالیت می کرد، اما چون سرنوشت او جز با شهادت ختم نمی شد خداوند کریم او را در دومین سفرش به مکه معظمه ، در کنار خانه امن خودش به حضور پذیرفت. آری این شهید عزیز در کنار خانه خدا در بیت الحرام ، در خانه امن خدا که جنگ و جهاد در آنجا حرام است و کشتن شکست حریم حرمت خداست مورد قهر و کینه وهابیون قرار گرفت. آنانی که طاقت شنیدن فریاد برائت از مشرکین او و دیگر شهدای جمعه خونین مکه ( ۹/۵/۶۶) را نداشتند او را مورد ضرب و شتم قرار دادند و در کنار خانه خدا او را بسوی خدایش خونین فرستادند و او که آرزوی شهادت داشت در نزدیکترین مکان به خدا پیوست. شهید حاج امیر کشاورزی در تمام امور جامعه و منطقه کوچک خود فعالیت می کرد. از جمله خصائص بارز شهید : مردم داری و همکاری در رفع مشکلات و گرفتاریهای مردم ، شرکت در مراسم و مجالس خیریه ، به هم رساندن جوانان دم بخت ، ایجاد صلح و صفا بین مردم و آشنایان ، صله رحم و کمک به فقرا ، شرکت در مراسم های مذهبی از جمله برپایی مجالس عزاداری در ماه محرم ، جمع آوری کمکهای مردمی و کمک رسانی به جبهه ها ، شرکت در فعالیتهای عام المنفعه ، شرکت در تشییع و تدفین شهدا . ایشان فردی مقید ، مومن و متدین بودند که اقوام و خویشان و فرزندان و تمام مردمی که او را می شناختند به وی افتخار می کردند . ایشان در امر مهم دید و بازدید از اقوام و آشنایان بسیار دقت می کردند. از همان اوایل زندگی مردی زحمت کش و فداکار بودند و با وجود نداشتن هیچ نوع سوادی ذهنی باز و فکری روشن داشتند.
خاطرات
روزی که شهید ( کمال ایزدی ) بدست وی دفن می شد پس از اتمام کار تدفین و تلقین شهید ، دستها را بالا برد و با چشمان اشک بار گفت : خدا دیگر بس است ، این تکه زمین هم برای من. چند روزی از این قضیه نگذشته بود که ایشان در مکه به شهادت رسیدند و در همان جا دفن شدند.[۱]