Barkhordari (بحث | مشارکتها) |
Fazayemajazi (بحث | مشارکتها) (←زندگی نامه) |
||
| سطر ۲۸: | سطر ۲۸: | ||
بعد از پیروزی انقلاب در بسیج مصتضعفان ثبت نام نمود و فعالیت گسترده ای در این زمینه شروع کرد . | بعد از پیروزی انقلاب در بسیج مصتضعفان ثبت نام نمود و فعالیت گسترده ای در این زمینه شروع کرد . | ||
در اسفند ۱۳۵۹ پدر گرامی اش را از دست داد . وی که به شدت تحت تاثیر سخنان و دستورات امام راحل قرار داشت از سال ۱۳۶۱ و بعد از شهادت پسر عمویش شهید نصرت اله عباسی قصد عزیمت به جبهه های حق علیه باطل نمود و نزدیک به ۳ ماه خدمت نمود . | در اسفند ۱۳۵۹ پدر گرامی اش را از دست داد . وی که به شدت تحت تاثیر سخنان و دستورات امام راحل قرار داشت از سال ۱۳۶۱ و بعد از شهادت پسر عمویش شهید نصرت اله عباسی قصد عزیمت به جبهه های حق علیه باطل نمود و نزدیک به ۳ ماه خدمت نمود . | ||
| − | + | شهید محمد حسن عباسی تا پایان جنگ پنج نوبت دیگر و هر نوبت نزدیک به سه ماه در جبهه حضور یافت و در بیشتر موارد به عنوان تخریبچی مشغول به خدمت گردید و چندین بار از ناحیه بازو و پشت دچار جراحات سطحی گردید. | |
در خردادماه ۱۳۶۷ به فرمان فرمانده کل قوا حضرت امام خمینی (ره) یک اعزام سراسری در کشور صورت گرفت و | در خردادماه ۱۳۶۷ به فرمان فرمانده کل قوا حضرت امام خمینی (ره) یک اعزام سراسری در کشور صورت گرفت و | ||
| − | + | همه بسیجیان و دل دادگان به مکتب ولایت به جبهه اعزام شدند و شهید بزرگوار محمد حسن عباسی نیز برای هفتمین بار به جبهه اعزام گردید و به عنوان کمک تیربارچی مشغول به خدمت گردید . | |
وی در منطقه شلمچه خدمت می نمود و در عملیات شلمچه شرکت داشت و از آن عملیات سالم بیرون آمده و خبر سلامت خود را توسط تلفنگرام به خانواده ارسال می نماید (البته خبر شهادتش زودتر به خانواده رسید ) و به گفته همرزمانش درحالی که اکثر نیروها برای تجدید قوا به مرخصی رفتند، لیکن ایشان از شلمچه به جزیره مجنون می روند و در آنجا مشغول به خدمت می گردند که بر اثر تک دشمن و استفاده از سلاح شیمیایی در این منطقه از سوی دشمن ، غالفگیر می گردند و با انفجار نارنجک درون سنگرشان از ناحیه پا مجروح می گردند و امکان انتقال به پشت جبهه برایشان ممکن نمی گردد . | وی در منطقه شلمچه خدمت می نمود و در عملیات شلمچه شرکت داشت و از آن عملیات سالم بیرون آمده و خبر سلامت خود را توسط تلفنگرام به خانواده ارسال می نماید (البته خبر شهادتش زودتر به خانواده رسید ) و به گفته همرزمانش درحالی که اکثر نیروها برای تجدید قوا به مرخصی رفتند، لیکن ایشان از شلمچه به جزیره مجنون می روند و در آنجا مشغول به خدمت می گردند که بر اثر تک دشمن و استفاده از سلاح شیمیایی در این منطقه از سوی دشمن ، غالفگیر می گردند و با انفجار نارنجک درون سنگرشان از ناحیه پا مجروح می گردند و امکان انتقال به پشت جبهه برایشان ممکن نمی گردد . | ||
ایشان به اسارت نیروهای عراقی درمی آیند و حدود چهارکیلومتر وی را به داخل خاک عراق می کشانند که احتمالا از شدت خونریزی در همانجا به شهادت می رشد. | ایشان به اسارت نیروهای عراقی درمی آیند و حدود چهارکیلومتر وی را به داخل خاک عراق می کشانند که احتمالا از شدت خونریزی در همانجا به شهادت می رشد. | ||
پیکر مطهر شهید حدود چهار سال در منطقه جزیره مجنون مدفون بود و خانواده و مادرش را چشم به راه گذاشته بود تا اینکه در سال ۱۳۷۰توسط گروه تفحص شهدا که اکثرا از همرزمان شهید بودند مورد شناسایی قرار گرفته و به زادگاهش شهرستان خرامه منتقل گردید و برای همیشه در جوار امامزاده اسحاق (ع) و سایر شهدا خرامه آرام گرفت . | پیکر مطهر شهید حدود چهار سال در منطقه جزیره مجنون مدفون بود و خانواده و مادرش را چشم به راه گذاشته بود تا اینکه در سال ۱۳۷۰توسط گروه تفحص شهدا که اکثرا از همرزمان شهید بودند مورد شناسایی قرار گرفته و به زادگاهش شهرستان خرامه منتقل گردید و برای همیشه در جوار امامزاده اسحاق (ع) و سایر شهدا خرامه آرام گرفت . | ||
<ref>[http://www.iranshahid.ir/?cat=5&paged=21 سایت شهدای استان فارس]</ref> | <ref>[http://www.iranshahid.ir/?cat=5&paged=21 سایت شهدای استان فارس]</ref> | ||
| + | |||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
<references /> | <references /> | ||
نسخهٔ کنونی تا ۳۱ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۰۲
شهید : محمد حسن عباسی
فرزند : محمد رضا
عضو : بسیج ۰۲/۰۵/۱۳۶۲
تاریخ تولد : ۱۰/۲/۱۳۴۲
محل تولد : خرامه
تاریخ شهادت : ۴/۴/۶۷
محل شهادت : جزیره مجنون
عملیات : تک دشمن
محل دفن : گلزار شهدای امامزاده اسحاق (ع) – خرامه
rId4
زندگی نامه
شهید محمد حسن عباسی در اردیبهشت ماه ۱۳۴۲ در یک خانواده مذهبی و متدین در شهر خرامه به دنیا آمد. و تنها موفق به گذراندن نیمی از دوران ابتدایی گردید و به ناچار وارد بازار کار و کسب درآمد به منظور رفع نیاز معیشت و زندگی خود و خانواده شد . در این دوران با انواع مشاغل از جمله دست فروشی ؛ کار در کوره های آجر پزی ، کار در زمین های کشاورزی و شالی کاری و کارگری ساختمان آشنا شد و کمک زیادی به خانواده خود نمود . وی همگام با جوانان هم سن و سال خود در عرصه راهپیمایی ها و تحرکات انقلابی شرکت می نمود و در این راستا چندین بار مورد ضرب و شتم نیروهای نظامی و غیر نظامی طرف دار رژیم شاهنشاهی قرار گرفت تا حدی که از ناحیه بینی مورد حمله قرار گرفت که آثار روی بینی وی تا پایان عمر کوتاهش نمایان بود . بعد از پیروزی انقلاب در بسیج مصتضعفان ثبت نام نمود و فعالیت گسترده ای در این زمینه شروع کرد . در اسفند ۱۳۵۹ پدر گرامی اش را از دست داد . وی که به شدت تحت تاثیر سخنان و دستورات امام راحل قرار داشت از سال ۱۳۶۱ و بعد از شهادت پسر عمویش شهید نصرت اله عباسی قصد عزیمت به جبهه های حق علیه باطل نمود و نزدیک به ۳ ماه خدمت نمود . شهید محمد حسن عباسی تا پایان جنگ پنج نوبت دیگر و هر نوبت نزدیک به سه ماه در جبهه حضور یافت و در بیشتر موارد به عنوان تخریبچی مشغول به خدمت گردید و چندین بار از ناحیه بازو و پشت دچار جراحات سطحی گردید. در خردادماه ۱۳۶۷ به فرمان فرمانده کل قوا حضرت امام خمینی (ره) یک اعزام سراسری در کشور صورت گرفت و همه بسیجیان و دل دادگان به مکتب ولایت به جبهه اعزام شدند و شهید بزرگوار محمد حسن عباسی نیز برای هفتمین بار به جبهه اعزام گردید و به عنوان کمک تیربارچی مشغول به خدمت گردید . وی در منطقه شلمچه خدمت می نمود و در عملیات شلمچه شرکت داشت و از آن عملیات سالم بیرون آمده و خبر سلامت خود را توسط تلفنگرام به خانواده ارسال می نماید (البته خبر شهادتش زودتر به خانواده رسید ) و به گفته همرزمانش درحالی که اکثر نیروها برای تجدید قوا به مرخصی رفتند، لیکن ایشان از شلمچه به جزیره مجنون می روند و در آنجا مشغول به خدمت می گردند که بر اثر تک دشمن و استفاده از سلاح شیمیایی در این منطقه از سوی دشمن ، غالفگیر می گردند و با انفجار نارنجک درون سنگرشان از ناحیه پا مجروح می گردند و امکان انتقال به پشت جبهه برایشان ممکن نمی گردد . ایشان به اسارت نیروهای عراقی درمی آیند و حدود چهارکیلومتر وی را به داخل خاک عراق می کشانند که احتمالا از شدت خونریزی در همانجا به شهادت می رشد. پیکر مطهر شهید حدود چهار سال در منطقه جزیره مجنون مدفون بود و خانواده و مادرش را چشم به راه گذاشته بود تا اینکه در سال ۱۳۷۰توسط گروه تفحص شهدا که اکثرا از همرزمان شهید بودند مورد شناسایی قرار گرفته و به زادگاهش شهرستان خرامه منتقل گردید و برای همیشه در جوار امامزاده اسحاق (ع) و سایر شهدا خرامه آرام گرفت . [۱]