Bagheri9711 (بحث | مشارکتها) (صفحهای جدید حاوی « شهید : حاجعلی (حاجی) رحیمی جابری فرزند : خداداد عضو : سپاه – پاسدار تاریخ تول...» ایجاد کرد) |
Jafari9809 (بحث | مشارکتها) |
||
| (۴ نسخههای متوسط توسط ۳ کاربران نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| + | {{جعبه اطلاعات افراد نظامی | ||
| + | |نام فرد = حاجعلی رحیمی جابری | ||
| + | |تصویر = حاج علی.jpg | ||
| + | |توضیح تصویر = | ||
| + | |ملیت = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی | ||
| + | |شهرت = | ||
| + | |دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]] | ||
| + | |تولد = [[1332]] ، [[روستای معزآباد جابری]] | ||
| + | |شهادت = [[الگو:شهدای 31 خرداد|1364/03/31]] | ||
| + | |وفات = | ||
| + | |مرگ = | ||
| + | |محل دفن = گلزار شهدای روستای معزآباد جابری | ||
| + | |مفقود = | ||
| + | |جانباز = | ||
| + | |اسارت = | ||
| + | |نیرو = | ||
| + | |یگانهای خدمت = | ||
| + | |طول خدمت = | ||
| + | |درجه = | ||
| + | |سمتها = | ||
| + | |جنگها = | ||
| + | |نشانهای لیاقت = | ||
| + | |عملیات = | ||
| + | |فعالیتها = | ||
| + | |تحصیلات = | ||
| + | |تخصصها = | ||
| + | |شغل = | ||
| + | |خانواده = | ||
| + | }} | ||
| − | + | ==زندگی نامه== | |
| − | فرزند | + | در یک خانواده مسلمان در روستای عشایری معز آباد جابری دیده به جهان گشود . دوران کودکی را با فقر و تنگدستی خانواده گذراند و با وجود مشکلات و مصائب سخت در سن هفت سالگی به مدرسه رفت وتا پنجم ابتدایی در روستا درس خواند . به خاطر فشار رژیم پهلوی بر قشر روستایی و کشاورزی همراه خانواده در سال های ۴۵ –۱۳۴۶ به تهران مهاجرت کرد و در کنار برادران و پدر خود به کار مشغول شد . مشکلات زیاد باعث شد که خانواده دوباره از تهران مهاجرت کنند و به مرودشت بیایند . شهید حاجعلی رحیمی در مرودشت به مدرسه رفت و سال اول راهنمایی را نیز در آنجا سپری کرد و دوباره به خاطر مشکلات ترک تحصیل کرد و به کار مشغول شد . در سال ۱۳۵۵ دوباره به تهران رفت و در کنار برادرش به کار مشغول شد تا اینکه انفلاب به پیروزی رسید و این شهید عزیز در کنار کار همدوش مردم به فعالیت مذهبی و سیاسی پرداخت و در روز ورود امام با مردم به استقبال امام رفت ، در جریان فعالیت هایش یک بار هم دستگیر شد که پس از چند روز بازداشت آزاد گردید و با پیروزی انقلاب شهید به مرودشت بازگشت و در سال ۱۳۵۹ ازدواج کرد که حاصل آن دو فرزند ( یک دختر و یک پسر ) می باشد پس از ازدواج به زادگاهش ( روستای معزآباد )برگشت و به کشاورزی مشغول شد با شروع جنگ او نیز احساس وظیفه کرد و به سپاه ملحق شد و طی دو مرحله حضور در جبهه ها به دفاع از کشور و دینش پرداخت . نخستین بار در اواسط سال ۱۳۶۲ به همراه برادر کوچکترش از طریق جهاد استان به مدت ۴۵ روز به جبهه رفت و برگشت و مدتی به کار پرداخت اما احساس وظیفه او را واداشت تا بار دیگر به جبهه اعزام شود تا آنکه برای مرتبه دوم (آخرین اعزام) به همراه تعدادی از هم محلی هایش از جمله شهید عبدالرضا میرزایی از طریق واحد مهندسی رزمی سپاه منطقه ۹ ، به عنوان جهادگر ( سنگر ساز ) به جبهه رفت و در عملیات خیبر به ساخت سنگر مشغول شد که شبانه هنگامی که در حال ساخت سنگر بود به همراه شهید عبدالرضا میرزائی در تاریخ ۲۳/۱۲/۱۳۶۲ بعد از ۲۵ روز از آخرین اعزامش در جبهه کوشک مورد اصابت ترکش خمپاره قرار گرفت و به شهادت رسید . |
| − | + | اخلاقی نیکو و پسندیده داشت ، از هر حیث نمونه بود راستگوئی را هرگز فراموش نمی کرد صداقت را سرلوحه زندگی خود قرار داده بود در استقامت و پایداری در برابر شرایط زندگی الگویی به تمام معنا بود حلم و بردباری را از پیامبرش آموخته بود ، صفا و صمیمیت را از مولایش علی (ع) به ارث برده بود و شهامت و شجاعت را از امام حسین فرا گرفته بود . آداب معاشرت را به نیکویی می دانست و برخوردی بسیار نیکو داشت در طول عمر خود هرگز با تندی با کسی برخورد نکرد و در همه حال صبور و متین بود خنده بر لبانش همیشه جاری بود فرزندانش را بسیار دوست می داشت و به اقوام احترام خیلی زیادی می گذاشت فقیران را یاری می کرد و یتیمان را نوازش می کرد در انجام فرائض دینی بسیار مفید بود و نماز را در اول وقت می خواند و دیگران را نیز به این مهم سفارش می کرد در مراسمات مذهبی شرکت فعالی داشت در روزه گرفتن از دیگران پیشی می گرفت و به ائمه معصومین عشق می ورزید و در برپائی مراسم عزاداری امام حسین (ع) بسیار فعال بود در همگام رفتن به جبهه حادثه کربلا را بیان می کرد و خانواده اش را به حمایت از جبهه ها امر می نمود شهادت را دوست می داشت و می گفت : شهادت در راه خدا پاداش است و از سوی پروردگار که نصیب هر کس نمی شود.<ref>[http://www.iranshahid.ir/?cat=17&paged=9 سایت شهدای استان فارس]</ref> | |
| + | ==نگارخانه تصاویر== | ||
| + | <gallery> | ||
| − | + | Image:حاجعلي-رحيمي-1-289x300.jpg | |
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | |||
| − | + | </gallery> | |
| + | ==پانویس== | ||
| + | <references /> | ||
| − | + | == ردهها == | |
| + | {{ترتیبپیشفرض:شهید حاجعلی رحیمی جابر}} | ||
| + | [[رده: شهدا]] | ||
| + | [[رده: شهدای دفاع مقدس]] | ||
| + | [[رده: شهدای ایران]] | ||
| + | [[رده: شهدای استان فارس ]] | ||
| + | [[رده: شهدای شهرستان معز آباد ]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۰۷
| حاجعلی رحیمی جابری | |
|---|---|
| | |
| ملیت | |
| دین و مذهب | مسلمان، شیعه |
| تولد | 1332 ، روستای معزآباد جابری |
| شهادت | 1364/03/31 |
| محل دفن | گلزار شهدای روستای معزآباد جابری |
زندگی نامه
در یک خانواده مسلمان در روستای عشایری معز آباد جابری دیده به جهان گشود . دوران کودکی را با فقر و تنگدستی خانواده گذراند و با وجود مشکلات و مصائب سخت در سن هفت سالگی به مدرسه رفت وتا پنجم ابتدایی در روستا درس خواند . به خاطر فشار رژیم پهلوی بر قشر روستایی و کشاورزی همراه خانواده در سال های ۴۵ –۱۳۴۶ به تهران مهاجرت کرد و در کنار برادران و پدر خود به کار مشغول شد . مشکلات زیاد باعث شد که خانواده دوباره از تهران مهاجرت کنند و به مرودشت بیایند . شهید حاجعلی رحیمی در مرودشت به مدرسه رفت و سال اول راهنمایی را نیز در آنجا سپری کرد و دوباره به خاطر مشکلات ترک تحصیل کرد و به کار مشغول شد . در سال ۱۳۵۵ دوباره به تهران رفت و در کنار برادرش به کار مشغول شد تا اینکه انفلاب به پیروزی رسید و این شهید عزیز در کنار کار همدوش مردم به فعالیت مذهبی و سیاسی پرداخت و در روز ورود امام با مردم به استقبال امام رفت ، در جریان فعالیت هایش یک بار هم دستگیر شد که پس از چند روز بازداشت آزاد گردید و با پیروزی انقلاب شهید به مرودشت بازگشت و در سال ۱۳۵۹ ازدواج کرد که حاصل آن دو فرزند ( یک دختر و یک پسر ) می باشد پس از ازدواج به زادگاهش ( روستای معزآباد )برگشت و به کشاورزی مشغول شد با شروع جنگ او نیز احساس وظیفه کرد و به سپاه ملحق شد و طی دو مرحله حضور در جبهه ها به دفاع از کشور و دینش پرداخت . نخستین بار در اواسط سال ۱۳۶۲ به همراه برادر کوچکترش از طریق جهاد استان به مدت ۴۵ روز به جبهه رفت و برگشت و مدتی به کار پرداخت اما احساس وظیفه او را واداشت تا بار دیگر به جبهه اعزام شود تا آنکه برای مرتبه دوم (آخرین اعزام) به همراه تعدادی از هم محلی هایش از جمله شهید عبدالرضا میرزایی از طریق واحد مهندسی رزمی سپاه منطقه ۹ ، به عنوان جهادگر ( سنگر ساز ) به جبهه رفت و در عملیات خیبر به ساخت سنگر مشغول شد که شبانه هنگامی که در حال ساخت سنگر بود به همراه شهید عبدالرضا میرزائی در تاریخ ۲۳/۱۲/۱۳۶۲ بعد از ۲۵ روز از آخرین اعزامش در جبهه کوشک مورد اصابت ترکش خمپاره قرار گرفت و به شهادت رسید .
اخلاقی نیکو و پسندیده داشت ، از هر حیث نمونه بود راستگوئی را هرگز فراموش نمی کرد صداقت را سرلوحه زندگی خود قرار داده بود در استقامت و پایداری در برابر شرایط زندگی الگویی به تمام معنا بود حلم و بردباری را از پیامبرش آموخته بود ، صفا و صمیمیت را از مولایش علی (ع) به ارث برده بود و شهامت و شجاعت را از امام حسین فرا گرفته بود . آداب معاشرت را به نیکویی می دانست و برخوردی بسیار نیکو داشت در طول عمر خود هرگز با تندی با کسی برخورد نکرد و در همه حال صبور و متین بود خنده بر لبانش همیشه جاری بود فرزندانش را بسیار دوست می داشت و به اقوام احترام خیلی زیادی می گذاشت فقیران را یاری می کرد و یتیمان را نوازش می کرد در انجام فرائض دینی بسیار مفید بود و نماز را در اول وقت می خواند و دیگران را نیز به این مهم سفارش می کرد در مراسمات مذهبی شرکت فعالی داشت در روزه گرفتن از دیگران پیشی می گرفت و به ائمه معصومین عشق می ورزید و در برپائی مراسم عزاداری امام حسین (ع) بسیار فعال بود در همگام رفتن به جبهه حادثه کربلا را بیان می کرد و خانواده اش را به حمایت از جبهه ها امر می نمود شهادت را دوست می داشت و می گفت : شهادت در راه خدا پاداش است و از سوی پروردگار که نصیب هر کس نمی شود.[۱]