شهید جمشید رییسی دانایی: تفاوت بین نسخه‌ها

(وصیت نامه)
 
(یک نسخهٔ متوسط توسط کاربر دیگری نشان داده نشده)
سطر ۱۱: سطر ۱۱:
 
ش.ش: 252
 
ش.ش: 252
 
محل‌صدورشناسنامه: مسجدسلیمان
 
محل‌صدورشناسنامه: مسجدسلیمان
تاریخ شهادت: 1366/03/28
+
تاریخ شهادت: 1366/03/28
 
نوع حادثه: حوادث‌مربوطبه‌جنگ‌تحمیلى
 
نوع حادثه: حوادث‌مربوطبه‌جنگ‌تحمیلى
 
شرح حادثه: حوادث ناشى ازدرگیرى مستقیم بادشمن-توسطدشمن‌درجبهه
 
شرح حادثه: حوادث ناشى ازدرگیرى مستقیم بادشمن-توسطدشمن‌درجبهه
سطر ۲۰: سطر ۲۰:
 
اكنون كه وصیت نامه مرا باز كرده‌اید و میخوانید، میدانم چشمانتان اشكبار است چون ذاتا در نهاد هر خانواده‌اى موجود است كه فردى از خانواده‌اش شهید و یا مرگ عادى و طبیعى بشود در لحظه اول غمگین میشوند و سپس با صبر خداوندى استقامت میكنند. این چند جمله ساده آخر است كه كتبا یادداشت كرده‌ام و شما را قسم میدهم كه با همین چند جمله ساده مرا یاد كنید زیرا این برداشت كلى است. از دوران كودكى تا جوانیم است كه یادداشت میكنم. شهادت شربتى است كه هر كس توان آنرا ندارد كه بنوشد، مگر اینكه خود را از تمام قید و بندهاى ظاهرى و از مال و جان خود گذشته و در راه حق علیه باطل فدا كند. بله این راه، راه سعادت است، راه پیروزى. به قول شهید دكتر على شریعتى: اگر میتوانى بمیران، اگر نمیتوانى بمیر. از خداى رب العالمین طلب كرده‌ام تا زمانیه لیاقت شهید شدن را نداشتم شهید نشوم. زمانیكه فیض آنرا داشتم مرا شهید كند. این را میدانم كه اخرین لحظه خوشم در این دنیا همان لحظات آخریست كه چشمانم بسته میشود و جایى باز میشود كه پسر عمویم منوچهر(امیر رییسى) باز شد و دیگر خوشحالم كه جانم را نثار اسلام و مكتب محمد(ص) و على(ع) میكنم و افتخار میكنم كه ایدئولوژیم اسلام است، اسلامى كه به من فهماند چگونه بیندیشم، چگونه راهم را انتخاب كنم. در واقع من از زمانى توانستم به راهى واقعى اسلام بیایم كه پا به سپاه پاسداران نهادم و از جو درونى سپاه استفاده كنم و عمیقتر به مكتبم آشنا شوم تا آنجا كه خونم را نثار دین مكتب الهى بكنم. در آخر خواهشى كه از برادران سپاهیم دارم آن است كه جنازه مرا زود دفن كنند و بدن هیچگونه تجملى باشد و بعد اگر زحمتى برایتان نمیشود خانواده را مطلع كنید. به امید پیروزى برادران همرزم كه از خداى رحمان و رحیم خواهانم.
 
اكنون كه وصیت نامه مرا باز كرده‌اید و میخوانید، میدانم چشمانتان اشكبار است چون ذاتا در نهاد هر خانواده‌اى موجود است كه فردى از خانواده‌اش شهید و یا مرگ عادى و طبیعى بشود در لحظه اول غمگین میشوند و سپس با صبر خداوندى استقامت میكنند. این چند جمله ساده آخر است كه كتبا یادداشت كرده‌ام و شما را قسم میدهم كه با همین چند جمله ساده مرا یاد كنید زیرا این برداشت كلى است. از دوران كودكى تا جوانیم است كه یادداشت میكنم. شهادت شربتى است كه هر كس توان آنرا ندارد كه بنوشد، مگر اینكه خود را از تمام قید و بندهاى ظاهرى و از مال و جان خود گذشته و در راه حق علیه باطل فدا كند. بله این راه، راه سعادت است، راه پیروزى. به قول شهید دكتر على شریعتى: اگر میتوانى بمیران، اگر نمیتوانى بمیر. از خداى رب العالمین طلب كرده‌ام تا زمانیه لیاقت شهید شدن را نداشتم شهید نشوم. زمانیكه فیض آنرا داشتم مرا شهید كند. این را میدانم كه اخرین لحظه خوشم در این دنیا همان لحظات آخریست كه چشمانم بسته میشود و جایى باز میشود كه پسر عمویم منوچهر(امیر رییسى) باز شد و دیگر خوشحالم كه جانم را نثار اسلام و مكتب محمد(ص) و على(ع) میكنم و افتخار میكنم كه ایدئولوژیم اسلام است، اسلامى كه به من فهماند چگونه بیندیشم، چگونه راهم را انتخاب كنم. در واقع من از زمانى توانستم به راهى واقعى اسلام بیایم كه پا به سپاه پاسداران نهادم و از جو درونى سپاه استفاده كنم و عمیقتر به مكتبم آشنا شوم تا آنجا كه خونم را نثار دین مكتب الهى بكنم. در آخر خواهشى كه از برادران سپاهیم دارم آن است كه جنازه مرا زود دفن كنند و بدن هیچگونه تجملى باشد و بعد اگر زحمتى برایتان نمیشود خانواده را مطلع كنید. به امید پیروزى برادران همرزم كه از خداى رحمان و رحیم خواهانم.
 
برادر حقیر جمشید رییسى
 
برادر حقیر جمشید رییسى
1359/07/07<ref>[http://%20%20http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/39319 سایت شهدای ارتش]</ref>
+
1359/07/07<ref>[http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/39319 سایت شهدای ارتش]</ref>
  
 
==پانویس==
 
==پانویس==

نسخهٔ کنونی تا ‏۹ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۰۱

شهید جمشید رییسی دانایی تاریخ تولد :1341/12/27 تاریخ شهادت : 1366/03/28 محل شهادت : نامشخص محل آرامگاه :خوزستان - رامهرمز – رامهرمز

وصیت نامه

نام: جمشید نام خانوادگى: رییسى‌دانایى نام پدر: محمدحسین تاریخ‌تولد: 1341/12/27 ش.ش: 252 محل‌صدورشناسنامه: مسجدسلیمان تاریخ شهادت: 1366/03/28 نوع حادثه: حوادث‌مربوطبه‌جنگ‌تحمیلى شرح حادثه: حوادث ناشى ازدرگیرى مستقیم بادشمن-توسطدشمن‌درجبهه استان: بنیادشهیداستان‌خوزستان شهر: اداره‌بنیادشهیداهواز بسم الله الرحـمن الرحیم انـالله و انـاالیه راجعون اكنون كه وصیت نامه مرا باز كرده‌اید و میخوانید، میدانم چشمانتان اشكبار است چون ذاتا در نهاد هر خانواده‌اى موجود است كه فردى از خانواده‌اش شهید و یا مرگ عادى و طبیعى بشود در لحظه اول غمگین میشوند و سپس با صبر خداوندى استقامت میكنند. این چند جمله ساده آخر است كه كتبا یادداشت كرده‌ام و شما را قسم میدهم كه با همین چند جمله ساده مرا یاد كنید زیرا این برداشت كلى است. از دوران كودكى تا جوانیم است كه یادداشت میكنم. شهادت شربتى است كه هر كس توان آنرا ندارد كه بنوشد، مگر اینكه خود را از تمام قید و بندهاى ظاهرى و از مال و جان خود گذشته و در راه حق علیه باطل فدا كند. بله این راه، راه سعادت است، راه پیروزى. به قول شهید دكتر على شریعتى: اگر میتوانى بمیران، اگر نمیتوانى بمیر. از خداى رب العالمین طلب كرده‌ام تا زمانیه لیاقت شهید شدن را نداشتم شهید نشوم. زمانیكه فیض آنرا داشتم مرا شهید كند. این را میدانم كه اخرین لحظه خوشم در این دنیا همان لحظات آخریست كه چشمانم بسته میشود و جایى باز میشود كه پسر عمویم منوچهر(امیر رییسى) باز شد و دیگر خوشحالم كه جانم را نثار اسلام و مكتب محمد(ص) و على(ع) میكنم و افتخار میكنم كه ایدئولوژیم اسلام است، اسلامى كه به من فهماند چگونه بیندیشم، چگونه راهم را انتخاب كنم. در واقع من از زمانى توانستم به راهى واقعى اسلام بیایم كه پا به سپاه پاسداران نهادم و از جو درونى سپاه استفاده كنم و عمیقتر به مكتبم آشنا شوم تا آنجا كه خونم را نثار دین مكتب الهى بكنم. در آخر خواهشى كه از برادران سپاهیم دارم آن است كه جنازه مرا زود دفن كنند و بدن هیچگونه تجملى باشد و بعد اگر زحمتى برایتان نمیشود خانواده را مطلع كنید. به امید پیروزى برادران همرزم كه از خداى رحمان و رحیم خواهانم. برادر حقیر جمشید رییسى 1359/07/07[۱]

پانویس

  1. سایت شهدای ارتش

رده‌ها

آخرین تغییر ‏۹ مهر ۱۳۹۸، در ‏۰۸:۰۱