Ghanbari9706 (بحث | مشارکتها) |
Fazayemajazi (بحث | مشارکتها) (←وصیتنامه) |
||
| سطر ۱۰: | سطر ۱۰: | ||
| − | |||
نام: حسین | نام: حسین | ||
نام خانوادگى: گوشى | نام خانوادگى: گوشى | ||
| سطر ۲۲: | سطر ۲۱: | ||
استان: بنیادشهیداستاناصفهان | استان: بنیادشهیداستاناصفهان | ||
شهر: ادارهبنیادشهیدگلپایگان | شهر: ادارهبنیادشهیدگلپایگان | ||
| + | ==وصیتنامه== | ||
بسم الله الرحمن الرحیم | بسم الله الرحمن الرحیم | ||
بیائید فرمانبر او باشیم كه فرمانبر (فرمانبر)خداست و این امام بت شكن را یارى كنیم. | بیائید فرمانبر او باشیم كه فرمانبر (فرمانبر)خداست و این امام بت شكن را یارى كنیم. | ||
| سطر ۳۰: | سطر ۳۰: | ||
بار دیگر مطلبى كوتاه براى مادرانى كه جگر گوشه خود را از دست داده اند.مادر اى زینب زمانه اى مادران كه با شیر دادن پاك جوانى را با همه نظریههاى جامعه بشرى این گونه ساختى كه برپا خیزد و جان شیرین خود را فداى میهن خود كند. ما هم به پا خواستیم و یاد آنها را گرامى مى داریم امروز 1361/12/20 روز جمعه است و ما جمعى از دیگر برادران دلیر و آنهائیكه آمدند تا بار دیگر حماسه اى تاریخى را مى افروزند و من هم یكى از این برادران هستم آمده ام تا با دادن جان شیرین و ناقابل خود براى این مرزوبوم بلكه كارى انجام دهم به امید خدا انشاء الله. | بار دیگر مطلبى كوتاه براى مادرانى كه جگر گوشه خود را از دست داده اند.مادر اى زینب زمانه اى مادران كه با شیر دادن پاك جوانى را با همه نظریههاى جامعه بشرى این گونه ساختى كه برپا خیزد و جان شیرین خود را فداى میهن خود كند. ما هم به پا خواستیم و یاد آنها را گرامى مى داریم امروز 1361/12/20 روز جمعه است و ما جمعى از دیگر برادران دلیر و آنهائیكه آمدند تا بار دیگر حماسه اى تاریخى را مى افروزند و من هم یكى از این برادران هستم آمده ام تا با دادن جان شیرین و ناقابل خود براى این مرزوبوم بلكه كارى انجام دهم به امید خدا انشاء الله. | ||
خدمت خانواده ام دیگر بیشتر از این عرضى ندارم بجز دورى شما آن هم انشاء الله بزودى با شهادتم همه شما را شاد مى كنم اگر من هم اجرى داشتم و در نزد دیگر شهیدان این كشور اسلامى شهید شدم خواهشمند هستم كسى براى من ناراحت نشود به امید اینكه هر چه زودتر خدا به این دلیران حق، سلحشوران قرن و حماسه آفرین هاى آزادى از صدر اسلام تاكنون پیروزى عطا كند. شما همه را به خداى بزرگ و بلند مرتبه مى سپارم. | خدمت خانواده ام دیگر بیشتر از این عرضى ندارم بجز دورى شما آن هم انشاء الله بزودى با شهادتم همه شما را شاد مى كنم اگر من هم اجرى داشتم و در نزد دیگر شهیدان این كشور اسلامى شهید شدم خواهشمند هستم كسى براى من ناراحت نشود به امید اینكه هر چه زودتر خدا به این دلیران حق، سلحشوران قرن و حماسه آفرین هاى آزادى از صدر اسلام تاكنون پیروزى عطا كند. شما همه را به خداى بزرگ و بلند مرتبه مى سپارم. | ||
| − | از پدر و مادرم و خواهرم و برادران هم تقاضا دارم كه اگر ناراحتى از من دارند مرا ببخشند خدمت برادر گرامى خود و زن برادرم انشاء الله كه همیشه شاد باشید و از هرگونه ناراحتى و هر گونه بیمارى همیشه بدور باشد انشاء الله | + | از پدر و مادرم و خواهرم و برادران هم تقاضا دارم كه اگر ناراحتى از من دارند مرا ببخشند خدمت برادر گرامى خود و زن برادرم انشاء الله كه همیشه شاد باشید و از هرگونه ناراحتى و هر گونه بیمارى همیشه بدور باشد انشاء الله . خدمت دائى ها و زندائى ها هم سلام فراوان مى رسانم و آرزوى سلامتى شما را از درگاه خداوند بزرگ میكنم و هیچ یك از شماها از من حسین گوشى هیچ گونه ناراحتى نداشته باشید و همه با شادى مرا ببخشید بار دیگر خدمت برادران اگر شهید شدم خواهشى كه دارم این است كه هیچ كس براى من گریه نكند چون روح من شادتر است |
| − | خدمت دائى ها و زندائى ها هم سلام فراوان مى رسانم و آرزوى سلامتى شما را از درگاه خداوند بزرگ میكنم و هیچ یك از شماها از من حسین گوشى هیچ گونه ناراحتى نداشته باشید و همه با شادى مرا ببخشید بار دیگر خدمت برادران اگر شهید شدم خواهشى كه دارم این است كه هیچ كس براى من گریه نكند چون روح من شادتر است | + | |
اى مادر در غم من گریه نكن كه دشمن شاد شود. مگر خون من سرختر از خون على اكبر و على اصغرهاى زمانه هست من هم بر پا خواستم و جان فدا مى كنم تا دیگران هم با دیدن این گلهاى پرپر همه برپا خیزند و با فدا كردن جان خود جلو این استعمارگران وامپریالیستهاى زمانه بایستند و نهضت خود را كه همان نهضت حسین و محمدى است زنده و جاودان دارند. | اى مادر در غم من گریه نكن كه دشمن شاد شود. مگر خون من سرختر از خون على اكبر و على اصغرهاى زمانه هست من هم بر پا خواستم و جان فدا مى كنم تا دیگران هم با دیدن این گلهاى پرپر همه برپا خیزند و با فدا كردن جان خود جلو این استعمارگران وامپریالیستهاى زمانه بایستند و نهضت خود را كه همان نهضت حسین و محمدى است زنده و جاودان دارند. | ||
به امید آن روز كه تمام كشورهاى اسلامى از زیر چكمه پوشان استعمار و استعمارگران آزاد شوند شما را به خداى بزرگ مى سپارم. | به امید آن روز كه تمام كشورهاى اسلامى از زیر چكمه پوشان استعمار و استعمارگران آزاد شوند شما را به خداى بزرگ مى سپارم. | ||
برادر حسین گوشى عضویت قدس گردان ضربت جندالله | برادر حسین گوشى عضویت قدس گردان ضربت جندالله | ||
| − | والسلام كردستان تاریخ: 1361/12/18 | + | والسلام كردستان تاریخ: 1361/12/18<ref>[http://www.ajashohada.ir/home/martyrdetails/23467 سایت شهدای ارتش]</ref> |
| − | + | ||
| − | <ref>[http | + | |
==پانویس== | ==پانویس== | ||
<references /> | <references /> | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۰ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۰۵
شهید حسین گوشی دهقی
تاریخ تولد :1342/04/03
تاریخ شهادت : 1362/01/25
محل شهادت : نامشخص
محل آرامگاه :اصفهان - گلپایگان - گلپایگان
نام: حسین
نام خانوادگى: گوشى
نام پدر: على
تاریختولد: 1342/04/03
ش.ش: 57
محلصدورشناسنامه: نجفاباد
تاریخ شهادت: 1362/01/25
نوع حادثه: توسط اشرار و قاچاقچیان
شرح حادثه: درگیرىبااشرار-درگیرىمسلحانه
استان: بنیادشهیداستاناصفهان
شهر: ادارهبنیادشهیدگلپایگان
وصیتنامه
بسم الله الرحمن الرحیم بیائید فرمانبر او باشیم كه فرمانبر (فرمانبر)خداست و این امام بت شكن را یارى كنیم. با سلام و درود بیكران به رهبر كبیر انقلاب اسلامى ایران حضرت آیت الله امام خمینى و درود بیكران بر شهیدان زنده تاریخ این جان فشانان آزادى كه به خاطر قرآن و اسلام و میهن عزیز و ناموس و هستى خود چه جانهاى گرانى را فدا كرده. امروز وقت آن رسیده است كه ما فرزندان این كشور اسلامى بخاطر حرمت خون حسینیان زمانه و على اصغرها و على اكبرها از صدر اسلام تاكنون بر پا خیزیم و یاد آنها را گرامى داریم و اسلام گرانبها را جاودانه و بار دیگرحكومت عدل على را پیاده كنیم. ما فرزندان این كشور اسلامى براى آزادى قرآن و مسلمانان از یوغ چكمه پوشان استعمار به پا مى خیزیم و بار دیگر حماسه مى آفرینیم بر پا مى خیزیم و با یك دست قرآن محمدى را در دست مى گیریم و با دست دیگر سلاح آتشین را در دست مى گیریم و همه با هم به طرف استعمارگران زمانه هجوم خواهیم برد. و با سلاح ایمان به الله و به قرآن آنها را نابود و ذلیل خواهیم كرد. انا لله و انا الیه راجعون (56بقره) گمان مبرید كسانى كه در راه خدا كشته شده اند مرده اند بلكه عمر جاودانه خود را نزد خداى خود آغاز مى كنند.(169آل عمران) بار دیگر مطلبى كوتاه براى مادرانى كه جگر گوشه خود را از دست داده اند.مادر اى زینب زمانه اى مادران كه با شیر دادن پاك جوانى را با همه نظریههاى جامعه بشرى این گونه ساختى كه برپا خیزد و جان شیرین خود را فداى میهن خود كند. ما هم به پا خواستیم و یاد آنها را گرامى مى داریم امروز 1361/12/20 روز جمعه است و ما جمعى از دیگر برادران دلیر و آنهائیكه آمدند تا بار دیگر حماسه اى تاریخى را مى افروزند و من هم یكى از این برادران هستم آمده ام تا با دادن جان شیرین و ناقابل خود براى این مرزوبوم بلكه كارى انجام دهم به امید خدا انشاء الله. خدمت خانواده ام دیگر بیشتر از این عرضى ندارم بجز دورى شما آن هم انشاء الله بزودى با شهادتم همه شما را شاد مى كنم اگر من هم اجرى داشتم و در نزد دیگر شهیدان این كشور اسلامى شهید شدم خواهشمند هستم كسى براى من ناراحت نشود به امید اینكه هر چه زودتر خدا به این دلیران حق، سلحشوران قرن و حماسه آفرین هاى آزادى از صدر اسلام تاكنون پیروزى عطا كند. شما همه را به خداى بزرگ و بلند مرتبه مى سپارم. از پدر و مادرم و خواهرم و برادران هم تقاضا دارم كه اگر ناراحتى از من دارند مرا ببخشند خدمت برادر گرامى خود و زن برادرم انشاء الله كه همیشه شاد باشید و از هرگونه ناراحتى و هر گونه بیمارى همیشه بدور باشد انشاء الله . خدمت دائى ها و زندائى ها هم سلام فراوان مى رسانم و آرزوى سلامتى شما را از درگاه خداوند بزرگ میكنم و هیچ یك از شماها از من حسین گوشى هیچ گونه ناراحتى نداشته باشید و همه با شادى مرا ببخشید بار دیگر خدمت برادران اگر شهید شدم خواهشى كه دارم این است كه هیچ كس براى من گریه نكند چون روح من شادتر است اى مادر در غم من گریه نكن كه دشمن شاد شود. مگر خون من سرختر از خون على اكبر و على اصغرهاى زمانه هست من هم بر پا خواستم و جان فدا مى كنم تا دیگران هم با دیدن این گلهاى پرپر همه برپا خیزند و با فدا كردن جان خود جلو این استعمارگران وامپریالیستهاى زمانه بایستند و نهضت خود را كه همان نهضت حسین و محمدى است زنده و جاودان دارند. به امید آن روز كه تمام كشورهاى اسلامى از زیر چكمه پوشان استعمار و استعمارگران آزاد شوند شما را به خداى بزرگ مى سپارم. برادر حسین گوشى عضویت قدس گردان ضربت جندالله والسلام كردستان تاریخ: 1361/12/18[۱]