جز (Salehi98 صفحهٔ شهید احمد حاتمی را به شهیداحمد حاتمی منتقل کرد) |
Jafarnezhad98 (بحث | مشارکتها) |
||
| (۳ نسخههای متوسط توسط ۳ کاربران نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| + | کد شهید: 6108404 تاریخ تولد : | ||
| + | نام : احمد محل تولد : مشهد | ||
| + | نام خانوادگی : حاتمی تاریخ شهادت : 1361/04/14 | ||
| + | نام پدر : حاجیاقا مکان شهادت : | ||
| + | تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : | ||
| + | شغل : یگان خدمتی : | ||
| + | گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. | ||
| + | نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده | ||
| + | گلزار : بهشترضا | ||
==خاطرات== | ==خاطرات== | ||
| − | + | حجب و حیا | |
| − | + | موضوع حجب و حيا | |
| + | راوی | ||
| + | متن کامل خاطره | ||
| + | ما تهران می نشینیم و از تهران به مشهد آمدیم ایشان دوران دبستان را تهران خوانده بودند و دوران راهنمایی را در مشهد ثبت نام کردیم بعد از دو سه رفت و آمد متوجّه شدیم که این بچّه خیلی ناراحت است از او پرسیدم چرا ناراحتی و به مدرسه نمی روی ؟ جواب داد مامان اینجا پسر و دختر باهم مخلوط می باشد گفتم حالا که ما تازه اینجا آمدیم و وارد نیستیم حالا امسال را تو بخوان برای پسر که عیب ندارد برای دخترها بد است که با پسرها مخلوط باشد گفت نه مامان دختر و پسر فرقی نمی کند من ناراحت هستم آن سال به مدرسه نرفت چونکه در مدرسه پسر و دختر مخلوط بودند تا سال آینده ماند خودش رفت و هنرستان را پیدا کرد و دید خوب است و به هنرستان رفت و بسیار علاقه داشت و خیلی درسش خوب بود .<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=6382 سایت یاران رضا]</ref> | ||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
| − | <references/> | + | <references /> |
نسخهٔ کنونی تا ۲۴ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۳۵
کد شهید: 6108404 تاریخ تولد : نام : احمد محل تولد : مشهد نام خانوادگی : حاتمی تاریخ شهادت : 1361/04/14 نام پدر : حاجیاقا مکان شهادت :
تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : شغل : یگان خدمتی : گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده گلزار : بهشترضا
خاطرات
حجب و حیا موضوع حجب و حيا راوی متن کامل خاطره
ما تهران می نشینیم و از تهران به مشهد آمدیم ایشان دوران دبستان را تهران خوانده بودند و دوران راهنمایی را در مشهد ثبت نام کردیم بعد از دو سه رفت و آمد متوجّه شدیم که این بچّه خیلی ناراحت است از او پرسیدم چرا ناراحتی و به مدرسه نمی روی ؟ جواب داد مامان اینجا پسر و دختر باهم مخلوط می باشد گفتم حالا که ما تازه اینجا آمدیم و وارد نیستیم حالا امسال را تو بخوان برای پسر که عیب ندارد برای دخترها بد است که با پسرها مخلوط باشد گفت نه مامان دختر و پسر فرقی نمی کند من ناراحت هستم آن سال به مدرسه نرفت چونکه در مدرسه پسر و دختر مخلوط بودند تا سال آینده ماند خودش رفت و هنرستان را پیدا کرد و دید خوب است و به هنرستان رفت و بسیار علاقه داشت و خیلی درسش خوب بود .[۱]