شهید محمد ابراهیمی خردمردی: تفاوت بین نسخه‌ها

(صفحه‌ای جدید حاوی «شهید محمد ابراهیمی خردمردی شهرستان : بابلسر استان : مازندران جنسیت : مرد وضع...» ایجاد کرد)
 
 
سطر ۴۶: سطر ۴۶:
 
منبع سایت جنگ و درنگ
 
منبع سایت جنگ و درنگ
 
http://jangoderang.ir/shohada/information/36
 
http://jangoderang.ir/shohada/information/36
 +
== رده‌ها ==
 +
{{ترتیب‌پیش‌فرض:محمد_ابراهیمی_خردمدری}}
 +
[[رده: شهدا]]
 +
[[رده: شهدای دفاع مقدس]]
 +
[[رده: شهدای ایران]]
 +
[[رده: شهدای استان مازندران]]
 +
[[رده: شهدای شهرستان بابلسر]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۳ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۰۵:۴۶

شهید محمد ابراهیمی خردمردی


شهرستان : بابلسر استان : مازندران جنسیت : مرد وضعیت تاهل : متاهل شغل : فرهنگی یگان : لشگر 25 کربلا نوع عضویت : بسیج مذهب : شیعه دین : اسلام‌‌ نام پدر : خلیل مسئولیت : رشته تحصیلی : تحصیلات : متوسطه تخصص : کد شهید : 36 رسته : پیاده نام مادر : نگین پور فرج موضوع شهادت : جبهه عملیات : عملیات کربلای 5 محل شهادت : شلمچه تاریخ شهادت : 1365/10/22 نحوه شهادت : اصابت ترکش به سینه شهرستان : بابلسر استان : مازندران گلزار : - تاریخ تدفین : آبادی :

زندگینامه

ایشان در تاریخ 01/01/1337در روستای ولیک دان بابلسربه دنیا آمد.از لحاظ اعتقادی در خانواده مذهبی و متدین رشد و نمو کردکه در همان دوران کودکی و نوجوانی پایبند به مسائل دینی و احکام شرعی بود.و از لحاظ اقتصادی در خانواده ای پر جمعیت بود که از طریق کشاورزی و فروش ماهی امرار معاش می کردند، به رشد و تکامل رسید. از دوران کودکی توسط پدرش به مکتب خانه رفت و قرآن را فرا گرفت. تا مقطع فوق دیپلم ادامه تحصیل دادند و با مدرک دیپلم به استخدام آموزش و پرورش در آمدند و سپس مدرک فوق دیپلم اخذ کردند ، به دورس حوزوی هم علاقه داشتند تا حدی که در خصوص کتب حوزوی به کلاس می رفتند. ایشان در تاریخ 1357 ازدواج کردند و دارای سه فرزند بودند.رابطه محمد با اعضای خانواده بسیار خوب و صمیمی بود ، خصوصاً به پدر و مادر علاقه فراوان داشت و عشق می ورزید و نهایت احترام را می گذاشت . مأمن خانواده در برابر مشکلات بود و نسبت به همسر و فرزندش علاقه وافری داشت. پس از آنکه در آموزش و پرورش به عنوان معلم استخدام شد با دانشجویان متعهد و مذهبی آشنا شد ، پس از آن تحول خوبی در زندگیش پیدا شدکه متأثر از نام حضرت امام خمینی (ره) هم بود. به خاطر رابطه صمیمی و تنگاتنگی که با دیگران داشت ، همه جذب رفتار و حرکاتش می شدند.در بحبوحه ی شکل گیری انقلاب ، شبانه اعلامیه پخش می کردند.بعد از پیروزی انقاب به عنوان مؤسس و بنیانگذار پایگاه مقاومت محل بودند. در جبهه حضور داشت ، اولین بار در سن 23 یا 24 سالگی همراه با برادران فدائیان اسلام به جبهه آبادان رفت و در فتح ذوالفقار نقش بسیار خوبی داشت.طی سه مرحله از تاریخ 27/11/1362 تا 22/10/1365 ، از سپاه بابلسر، لشکر 25 کربلا با عضویت بسیجی ( در چهار عملیات بزرگ حضور داشت : طرح لبیک والفجر، والفجر 8 ، عملیات کربلای 5 ، عملیات فتح ذوالفقار) در عملیات والفجر 6 آرپی جی زن ، تیربارچی ، و در عملیات والفجر 8 فرمانده دسته بود، و برای اطلاعات عملیات از وجودش نهایت استفاده را می کردند.تک تیرانداز، و در قسمت تدارکات و پشتیبانی هم بودند. نهایتا در تاریخ 22/10/1365 در شلمچه عملیات کربلای 5 بر اثر اصبت ترکش به شهادت رسید.و پنج الی شش روز بعد از شهادت ، در گلزار شهدای امامزاده ابراهیم بابلسر خاکسپاری شد.

خاطرات

نسبت به حق الناس خیلی حساس بود چنانکه همرزمش – ناصر فرجی – در این خصوص می گوید : من مسئول تدارکات بودم، در حین بردن غذا بودم که یکی از همرزمانش گفت: ابراهیم دشمن در نزدیکی توست، گفت : این گلوله نزد من امانت است. خیلی به بیت امال اهمیت می داد. می گفت: آن دنیا باید پاسخگو باشیم.

درزمینه امر به معروف و نهی از منکر بسیار مقید بود تا جایی که دوست شهید – جمال فرجی – می گوید: یک روز بعد از خواندن نماز به دنبالم آمد و گفت برویم فلان جا ، دختر و پسری را دیدم که اهل این محل نیستند و باهم اینجا هستند.رفتیم و او خیلی محترمانه با آنها برخورد کرد و گفت : «باهم بودن شما که نامحرم هستید اشکال شرعی دارد و درست نیست، بروید و ازدواج کنید.» و آن پسر و دختر اظهار پشیمانی کردندو عذر خواستند.


منبع سایت جنگ و درنگ http://jangoderang.ir/shohada/information/36

رده‌ها

آخرین تغییر ‏۱۳ شهریور ۱۳۹۸، در ‏۰۵:۴۶