شهید سید محمود ابراهیمیان: تفاوت بین نسخه‌ها

(صفحه‌ای جدید حاوی «شهید سید محمود ابراهیمیان rId6 مشخصات شهرستان : بابل استان : مازندران جنسیت...» ایجاد کرد)
 
جز
 
(۳ نسخه‌های متوسط توسط ۳ کاربران نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
 
شهید سید محمود ابراهیمیان
 
شهید سید محمود ابراهیمیان
 
 
rId6
 
  
 
مشخصات
 
مشخصات
سطر ۱۴: سطر ۱۱:
 
وضعیت تاهل :  
 
وضعیت تاهل :  
  
شغل : دانش آموزی آبادی :
+
شغل : دانش آموزی  
  
 
یگان : لشگر 25 کربلا  
 
یگان : لشگر 25 کربلا  
سطر ۲۰: سطر ۱۷:
 
نوع عضویت : بسیج  
 
نوع عضویت : بسیج  
  
مذهب : شعه
+
مذهب : شیعه
  
 
دین : اسلام‌‌
 
دین : اسلام‌‌
سطر ۵۵: سطر ۵۲:
  
  
زندگی نامه
+
==زندگی نامه==
  
 
ایشان در تاریخ 14/9/1348 در بابل به دنیا آمد. نزد پدرش قرآن را آموخت. و تحصیلات را تا مقطع دبیرستان ادامه داد.
 
ایشان در تاریخ 14/9/1348 در بابل به دنیا آمد. نزد پدرش قرآن را آموخت. و تحصیلات را تا مقطع دبیرستان ادامه داد.
سطر ۶۴: سطر ۶۱:
  
  
خاطرات
+
==خاطرات==
  
-  مادر شه ی د : آقا سید محمود که به دنیا آمد یک دستش 6 تا انگشت داشت که چون عموهای آقای ما روحانی بودند می آمدند این جا می گفتن این یک نشانه بزرگ در او است . حالا این یک نشانه بود نمی دانم وقتی به شهید می گفتم ، انگشتتو باید ببریم می گفت : نه ، خدا خودش میدانست که به من داد هیچ وقت این کار را نمی کنم.
+
-  مادر شهید : آقا سید محمود که به دنیا آمد یک دستش 6 تا انگشت داشت که چون عموهای آقای ما روحانی بودند می آمدند این جا می گفتن این یک نشانه بزرگ در او است . حالا این یک نشانه بود نمی دانم وقتی به شهید می گفتم ، انگشتتو باید ببریم می گفت : نه ، خدا خودش میدانست که به من داد هیچ وقت این کار را نمی کنم.
  
  
-  دوستان شهید :در دوران فعالیت شهید در پایگاه با توجه به این که ایشان از نظر سنی از ما و بعضی از افراد پایگاه کوچکتر بود اما به عنوان مربی رزمی کار با ما کار می کرد و هر زمانی  که وقت تمرین کردن شروع می شد بچه ها منتظر ایشان می ماندند . چون فردی مظلوم ، متین ، دلسوز و باهوش بود .
+
-  دوستان شهید :در دوران فعالیت شهید در پایگاه با توجه به این که ایشان از نظر سنی از ما و بعضی از افراد پایگاه کوچکتر بود اما به عنوان مربی رزمی کار با ما کار می کرد و هر زمانی  که وقت تمرین کردن شروع می شد بچه ها منتظر ایشان می ماندند . چون فردی مظلوم ، متین ، دلسوز و باهوش بود .<ref>[http://jangoderang.ir/shohada/information/%2096 سایت جنگ و درنگ]</ref>
  
 +
==پانویس==
 +
<references />
  
منبع سایت جنگ و درنگ
 
  
http://jangoderang.ir/shohada/information/ 96
+
== رده‌ها ==
 +
{{ترتیب‌پیش‌فرض:سید_محمود_ابراهیمیان}}
 +
[[رده: شهدا]]
 +
[[رده: شهدای دفاع مقدس]]
 +
[[رده: شهدای ایران]]
 +
[[رده: شهدای استان مازندران]]
 +
[[رده: شهدای شهرستان بابل]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۸ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۵۲

شهید سید محمود ابراهیمیان

مشخصات

شهرستان : بابل

استان : مازندران

جنسیت : مرد

وضعیت تاهل :

شغل : دانش آموزی

یگان : لشگر 25 کربلا

نوع عضویت : بسیج

مذهب : شیعه

دین : اسلام‌‌

نام پدر : سید خلیل

رشته : -

تحصیلات : متوسطه

کد شهید : 96

رسته : پیاده

نام مادر : سیده معصومه خالص

جبهه عملیات : عملیات کربلای 4

محل شهادت : ام الرصاص

تاریخ شهادت : 1365/10/05

نحوه شهادت : اصابت گلوله تانک به کل بدن

شهر : امل

شهرستان : آمل

استان : مازندران

گلزار : شهدای امامزاده ابراهیم

تاریخ تدفین : 1365/10/8


زندگی نامه

ایشان در تاریخ 14/9/1348 در بابل به دنیا آمد. نزد پدرش قرآن را آموخت. و تحصیلات را تا مقطع دبیرستان ادامه داد.

شهید با پدر ومادر بسیار مهربان و خوش رفتار بود هرگز آن ها را عصبانی نمی کرد . تحول فکری شهید از بزرگانی چون : امام (ره) ، شهید دستغیب ، شهید بهشتی و حسن زاده آملی بود . شهید در راهپیمایی ها شرکت فعال داشت. عضو فعال بسیج بود .

در سال های 1363 ـ آمل ـ سپاه ـ اهواز هفت تپه و 1364 ـ آمل ـ سپاه ـ شهید بیگلو اهواز و 1365 ـ آمل ـ سپاه ـ ام الرصاص به جبهه اعزام شد و تیربارچی بود. ایشان در ام الرصاص در تاریخ 10/10/65 بر اثر اصابت گلوله تانک در عملیات کربلا ی 4 به شهادت رسید.پیکر پاکش در تاریخ 10/65 در گلزار شهدای امام زاده ابراهیم آمل به خاک سپرده شد.


خاطرات

- مادر شهید : آقا سید محمود که به دنیا آمد یک دستش 6 تا انگشت داشت که چون عموهای آقای ما روحانی بودند می آمدند این جا می گفتن این یک نشانه بزرگ در او است . حالا این یک نشانه بود نمی دانم وقتی به شهید می گفتم ، انگشتتو باید ببریم می گفت : نه ، خدا خودش میدانست که به من داد هیچ وقت این کار را نمی کنم.


- دوستان شهید :در دوران فعالیت شهید در پایگاه با توجه به این که ایشان از نظر سنی از ما و بعضی از افراد پایگاه کوچکتر بود اما به عنوان مربی رزمی کار با ما کار می کرد و هر زمانی که وقت تمرین کردن شروع می شد بچه ها منتظر ایشان می ماندند . چون فردی مظلوم ، متین ، دلسوز و باهوش بود .[۱]

پانویس

  1. سایت جنگ و درنگ


رده‌ها

آخرین تغییر ‏۸ فروردین ۱۳۹۹، در ‏۱۱:۵۲