شهید علی ابوالقاسم تبار گنجی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
 
سطر ۱: سطر ۱:
 
شهید علی ابوالقاسم تبار گنجی
 
شهید علی ابوالقاسم تبار گنجی
 
rId6
 
  
 
*مشخصات
 
*مشخصات
سطر ۴۴: سطر ۴۲:
  
  
- خواهر شهید : برادرم بسیار مرد صبور ، با وقار و با محبت بود حجب و حیای خاصی داشت که زبانزد اقوام و فامیل بود . امانتدار خوبی بود چه در خانواده ، بسیج و یا در جبهه و جنگ .به نظم اهمیت زیادی می داد کسی حق نداشت به وسایلش دست بزند کمتر حرف می زد و بیشتر عمل می کرد. هیچگاه شعار نمی داد و اخلاقی که داشت اگر به کسی کمک می کرد هیچ گاه آن را عنوان نمی کرد .
+
- خواهر شهید : برادرم بسیار مرد صبور ، با وقار و با محبت بود حجب و حیای خاصی داشت که زبانزد اقوام و فامیل بود . امانتدار خوبی بود چه در خانواده ، بسیج و یا در جبهه و جنگ .به نظم اهمیت زیادی می داد کسی حق نداشت به وسایلش دست بزند کمتر حرف می زد و بیشتر عمل می کرد. هیچگاه شعار نمی داد و اخلاقی که داشت اگر به کسی کمک می کرد هیچ گاه آن را عنوان نمی کرد .<ref>[http://%20http://jangoderang.ir/shohada/information/%20106 سایت جنگ ودرنگ]</ref>
  
منبع سایت جنگ ودرنگ
+
==پانویس==
 +
<references />
  
http://jangoderang.ir/shohada/information/ 106
 
 
==رده==
 
==رده==
 
{{ترتیب‌پیش‌فرض:علی_ابو القاسم_تبار_گنجی}}
 
{{ترتیب‌پیش‌فرض:علی_ابو القاسم_تبار_گنجی}}

نسخهٔ کنونی تا ‏۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۱۴

شهید علی ابوالقاسم تبار گنجی

  • مشخصات

شهر: بابل

استان : مازندران

جنسیت : مرد

وضعیت تاهل : مجرد

یگان : لشگر 25 کربلا

مذهب : شیعه

دین : اسلام‌‌

نام پدر : عبدالرحیم

جبهه عملیات : عملیات والفجر 8

محل شهادت : فاو

تاریخ شهادت : 1364/12/22

نحوه شهادت : اصابت تیر مستقیم

زندگی نامه

شهید عبدالرحیم ابوالقاسم تبار گنجی در تاریخ 5/7/1346 در روستای گلوگاه از توابع بندپی شرقی ـ بابل به دنیا آمد.وی در خانواده مومن، مذهبی در دامان پدر و مادری متدین با اوضاع اقتصادی متوسط که با کسب روزی حلال تامین می شد به رشد و تکامل رسید . در کار کشاورزی و خانه به پدر و مادر کمک می کرد و به دلیل رفتن به جبهه در مقطع دوم راهنمایی ترک تحصیل کرد .

رفتارش با پدر و مادر و اعضای خانواده بسیار خوب بود .

ایشان در گلزار شهدای حضرت نظام الدین (ره) روستای پاشا امیر دفن گردید.

خاطرات

- مادر شهید : در دوران کودکی بسیار پر جنب و جوش بود. یکی از روزها روی حصار پله، نمدی قرار داد و روی نمد پتو و زیرانداز قرار داد و روی آن نشست و ادای اسب سوار ها را در می آورد در حالی که مشغول بازی کردن بود از روی حصار سر خورد و به زمین افتاد من که او را زیر نظر داشتم سراسیمه به نزد او رفتم و او را بغل کردم و به درمانگاه آوردم دکتر معاینه کرد و گفت استخوان دست چپ او جا به جا شده سپس با آب گرم مشغول گرم کردن دستش شد و آرام دستش را جا انداخت بعد از دو هفته پانسمان دست علی را باز کردیم و دستش خوب شد .


- خواهر شهید : برادرم بسیار مرد صبور ، با وقار و با محبت بود حجب و حیای خاصی داشت که زبانزد اقوام و فامیل بود . امانتدار خوبی بود چه در خانواده ، بسیج و یا در جبهه و جنگ .به نظم اهمیت زیادی می داد کسی حق نداشت به وسایلش دست بزند کمتر حرف می زد و بیشتر عمل می کرد. هیچگاه شعار نمی داد و اخلاقی که داشت اگر به کسی کمک می کرد هیچ گاه آن را عنوان نمی کرد .[۱]

پانویس

  1. سایت جنگ ودرنگ

رده