شهید علی رضا دنیوی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای جدید حاوی «علیرضا دنیوی� زندگینامه شهيد عليرضا دنيوي در خرداد ماه سال 1328 در يكي از روست...» ایجاد کرد)
 
 
(یک نسخهٔ متوسط توسط کاربر دیگری نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
علیرضا دنیوی�
 
زندگینامه
 
شهيد عليرضا دنيوي در خرداد ماه سال 1328 در يكي از روستاهاي اطراف شهرستان ساوه در خانواده اي متدين و متشرع چشم به جهان گشود. دوران كودكي و تحصيلات ابتدايي وي در همان روستا به اتمام رسيد. براي ادامه تحصيل به شهر تهران مهاجرت كرد. تحصيلات دبيرستان را در رشته علوم طبيعي گذراند. همزمان با گذراندن خدمت سربازي به استخدام نيروي زميني ارتش درآمد و مشغول آموختن علوم و فنون نظامي شد. پيشرفت وي در آموزش‌هاي نظامي چشم‌گير بود. در سال 1353 موفق به كسب رتبه اول تك تيرانداز مسابقات ارتش هاي جهان در كشور آلمان شد. همزمان با گذراندن دوره‌هاي سخت آموشي در دانشكده‌اي افسري با دختر عموي خويش ازدواج كرد حاصل اين ازدواج تولد 3 فرزند دختر بود. همسرش در طول زندگي كوتاه مشتركشان با صبوري و شكيبايي دوره‌هاي مأموريت هاي طولاني و پشت سر هم را به تنهايي سپري كرد و مشغول تربيت فرزندان بود. اين شهيد گرامي مومن و با خدا بود، به خواندن نماز اول وقت بسيار تأكيد مي‌كرد و فرامين ديني را به جا مي‌آورد. بسيار آرام، با غيرت و صبور بود. پس از اتمام دوره‌هاي آموزشي و كسب مدارك عاليه افسري در پادگان 01 نيروي زميني ارتش مشغول به تربيت نيروهاي جديد الورود به ارتش شد. با شروع جنگ تحميلي حق عليه باطل براي شركت در عمليات آزاد سازي خرمشهر درخواست مأموريت كرد و در آن درخواست آرزو كرد كه پيكرش با پرچم ايران اسلامي پوشيده شود. سرانجام در سحرگاه تاريخ 1361/02/14 در منطقه شلمچه به آرزويش رسيد و مفتخر به كسب درجه‌ي شهادت كه بالاترين درجه تكامل انساني است نائل شد. روحش شاد و يادش گرامي باد
 
  
وصیت نامه:
+
==زندگینامه==
بسم رب الشهدا و لا تحسبن الذين قتلوا فى سبيل الله امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون؛ البته مپنداريد كه شهيدان راه خدا مرده اند بلكه زنده به حيات ابدى شدند و در نزد خدا متنعم خواهند بود. (سوره آل عمران/آيه 169) با درود بى كران بر امام زمان (عج الله فرجه)، منجى انسان ها و نائب بر حقش امام خمينى و با درود بر شهيدان كه با ريختن خون خود درخت اسلام را آبيارى كردند و خود به لقاء الله پيوستند و با درود بر پدر و مادر عزيزم كه قلبى آكنده از محبت به دين اسلام و امام دارند و چنين فرزندى بزرگ كرده اند و به جبهه هاى حق عليه كفار فرستادند، چند جمله اى را از بابت اين كه وصيت واجب است مى نويسم. سخنى با امت انقلابى از شما مى خواهم كه امام را تنها نگذاريد و همواره گوش به فرمانش باشيد و با پيروى كردن خود از او مشت محكمى بر دهان ياوه گويانى همچون منافقين و كفار بزنيد كه اگر چنين نكنيد عذاب دنيا و آخرت از آن شما خواهد شد. جبهه را خالى نكنيد و با كمك هاى مالى و جانى از انقلاب اسلامى نگهبانى كنيد و با آغوشى باز شهادت را در بغل گيريد و بدانيد كه الدنيا مزرعة الاخره، پس در اين دنيا در راه خدا كوشش و جهاد كنيد تا در آن دنيا سرافراز باشيد. سخنى با بى تفاوت ها، مخالفين و منافقين در اين قسمت صحبتم كسانى هستند كه هنوز نمى خواهند قبول كنند كه انقلاب اسلامى شده و خود را با اين انقلاب وفق دهند و فكر مى كردند كه انقلاب براى شكم و ماديات است. با شما هستم اى كساني كه در هر مسئله هميشه مى خواهيد موضع مخالف داشته باشيد، آيا فكر مى كنيد كه مسلمان بودن يعنى فقط نماز و روزه گرفتن و از اين قبيل كارها كه اين ها را خيلي ها از قبيل طلحه و زبير انجام دادند و بعد با على از در ستيز درآمدند. نه اين راه مسلمانى نيست كه در مقابل جريانات بى تفاوت و يا احيانا منافق گونه عمل كرد، مگر ما براى چه آفريده شده ايم؟ بخوريم و بخوابيم و بميريم؟ كه اين زندگى حيوانات است. مگر خداوند نفرموده است كه انسان اشرف مخلوقات است، كه در اين سخن رمزى نهفته است كه آن رمز را امام امت به اين امت آموخت كه نبايد در مقابل ظلم و ظالم بى تفاوت باشيم و در مقابل مسئوليت ها شانه خالى كنيم و تا شهادت بايد پيش برويم. آيا در اين زمان كه تمام نيروهاى شيطانى و صدام و صداميان بر عليه اسلام به دستورات ابرقدرت ها تجهيز شده اند بايد نشست و تماشا كرد؟ كه حضرت على (عليه السلام) مى فرمايد: بايد بگويم ذليل ترين اقوام جهان مردمى هستند كه كوچه هاى شهرشان ميدان تاخت و تاز بيگانگان قرار بگيرد. پس اى برادران و اى خواهران! تا دير نشده به خود آييد و دست روى دست نگذاريد كه اگر تماشاگر و بى تفاوت باشيد خسر الدنيا و الاخرة شده و دوزخ نصيب شما خواهد شد. و اين را بدانيد كه شهادت مردن نيست بلكه به معشوق رسيدن و با روزى او در كنار او زندگى كردن است. خيلى حرف دارم و دلم از اين بى تفاوت ها و كساني كه كنترل دهانشان را ندارند پر است. از شما مى خواهم يك مقدار به خود آييد و تعقل كنيد كه اين دنيا محل آزمايش است و فردا افسوس خوردن براى شما فايده اى ندارد. سخنى با پدر و مادر عزيز و خواهران و برادران عزيزم اى پدر عزيزم! كه چون ابراهيم اسماعيلت را به قربانگاه عشق فرستادى و راضى به رضاى خدا شدى، صبر را پيشه كن كه زحمت و پاداش الهى در آخرت نصيب شما خواهد شد و از شما عاجزانه مى خواهم كه مرا حلال كنى. و تو اى مادر عزيز و دلسوزم! كه مهربانترين كسم بودى و با پروراندن من در راه اسلام، حقى بس بزرگ بر گردنم دارى. از تو مى خواهم كه صبر را پيشه كنى و اين را بدانى كه من به آرزوى خود رسيده ام و از شما و اقوام مى خواهم كه گريه نكنيد و افتخار كنند كه از خانواده تان كسى در راه خدا شهيد شده است. و در آخر از تو مادر عزيز مى خواهم كه مرا حلال كنى. اين نصيحت به برادران و خواهران عزيزم كه امام را تنها نگذاريد و با منافقين و مخالفين اسلام مبارزه كنيد و از تو هادى عزيز، برادر دلسوزم! مى خواهم كه مرا ببخشى و حلال كنى، در خاتمه از تمام اقوام، دوستان و آشنايان مى خواهم كه مرا ببخشند. ان الذين آمنوا و الذين هاجروا و جاهدوا فى سبيل الله اولئك يرجون رحمت الله و الله غفور رحيم. آنان كه بدين اسلام گرويدند و از وطن خود هجرت نمودند و در راه خدا جهاد كردند اينان اميدوار و منتظر رحمت خدا باشند كه خدا بر آنها بخشاينده و مهربان است. (سوره بقره/ آيه ي 218)
+
  
خاطرات
+
 
خاطره اي از همسر شهيد يك روز، وقتي به خانه آمد، بدون مقدمه گفت: آيا مي¬ شود پرچم اسلام بر روي جسد من هم همانند شهداي ديگر كشيده شود؟ و من، بهت زده شده بودم و نمي¬ دانستم در پاسخش چه بگويم. علي رضا كه حال مرا از چشمانم خواند گفت: آخر، امروز تشييع پيكرهاي شهدا بود و تا به حال صحنه¬ اي زيباتر از اين نديده بودم. او سرانجام به آرزوي خود رسيد و با پرچم اسلام به ديدار پيامبر (صلي الله عليه و آله) رفت. او اكنون با حسين كوچکمان كه در سن 6 سالگي، در يك سانحه¬ ي اتومبيل از دنيا رفت در كنار هم هستند و من و سه دختر او طاهره، محدّثه و زكيّه در كنار هم هستيم.
+
شهید علیرضا دنیوی در خرداد ماه سال 1328 در یكی از روستاهای اطراف شهرستان ساوه در خانواده ای متدین و متشرع چشم به جهان گشود. دوران كودكی و تحصیلات ابتدایی وی در همان روستا به اتمام رسید. برای ادامه تحصیل به شهر تهران مهاجرت كرد. تحصیلات دبیرستان را در رشته علوم طبیعی گذراند. همزمان با گذراندن خدمت سربازی به استخدام نیروی زمینی ارتش درآمد و مشغول آموختن علوم و فنون نظامی شد. پیشرفت وی در آموزش‌های نظامی چشم‌گیر بود. در سال 1353 موفق به كسب رتبه اول تك تیرانداز مسابقات ارتش های جهان در كشور آلمان شد. همزمان با گذراندن دوره‌های سخت آموشی در دانشكده‌ای افسری با دختر عموی خویش ازدواج كرد حاصل این ازدواج تولد 3 فرزند دختر بود.
 +
 
 +
 
 +
 
 +
 
 +
همسرش در طول زندگی كوتاه مشتركشان با صبوری و شكیبایی دوره‌های مأموریت های طولانی و پشت سر هم را به تنهایی سپری كرد و مشغول تربیت فرزندان بود. این شهید گرامی مومن و با خدا بود، به خواندن نماز اول وقت بسیار تأكید می‌كرد و فرامین دینی را به جا می‌آورد. بسیار آرام، با غیرت و صبور بود. پس از اتمام دوره‌های آموزشی و كسب مدارك عالیه افسری در پادگان 01 نیروی زمینی ارتش مشغول به تربیت نیروهای جدید الورود به ارتش شد. با شروع جنگ تحمیلی حق علیه باطل برای شركت در عملیات آزاد سازی خرمشهر درخواست مأموریت كرد و در آن درخواست آرزو كرد كه پیكرش با پرچم ایران اسلامی پوشیده شود. سرانجام در سحرگاه تاریخ 1361/02/14 در منطقه شلمچه به آرزویش رسید و مفتخر به كسب درجه‌ی شهادت كه بالاترین درجه تكامل انسانی است نائل شد. روحش شاد و یادش گرامی باد
 +
 
 +
 
 +
 
 +
 
 +
==وصیت نامه:==
 +
بسم رب الشهدا و لا تحسبن الذین قتلوا فى سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون؛ البته مپندارید كه شهیدان راه خدا مرده اند بلكه زنده به حیات ابدى شدند و در نزد خدا متنعم خواهند بود. (سوره آل عمران/آیه 169) با درود بى كران بر امام زمان (عج الله فرجه)، منجى انسان ها و نائب بر حقش امام خمینى و با درود بر شهیدان كه با ریختن خون خود درخت اسلام را آبیارى كردند و خود به لقاء الله پیوستند و با درود بر پدر و مادر عزیزم كه قلبى آكنده از محبت به دین اسلام و امام دارند و چنین فرزندى بزرگ كرده اند و به جبهه هاى حق علیه كفار فرستادند، چند جمله اى را از بابت این كه وصیت واجب است مى نویسم.
 +
 
 +
 
 +
 
 +
 
 +
سخنى با امت انقلابى از شما مى خواهم كه امام را تنها نگذارید و همواره گوش به فرمانش باشید و با پیروى كردن خود از او مشت محكمى بر دهان یاوه گویانى همچون منافقین و كفار بزنید كه اگر چنین نكنید عذاب دنیا و آخرت از آن شما خواهد شد. جبهه را خالى نكنید و با كمك هاى مالى و جانى از انقلاب اسلامى نگهبانى كنید و با آغوشى باز شهادت را در بغل گیرید و بدانید كه الدنیا مزرعة الاخره، پس در این دنیا در راه خدا كوشش و جهاد كنید تا در آن دنیا سرافراز باشید. سخنى با بى تفاوت ها، مخالفین و منافقین در این قسمت صحبتم كسانى هستند كه هنوز نمى خواهند قبول كنند كه انقلاب اسلامى شده و خود را با این انقلاب وفق دهند و فكر مى كردند كه انقلاب براى شكم و مادیات است.
 +
 
 +
 
 +
 
 +
 
 +
با شما هستم اى كسانی كه در هر مسئله همیشه مى خواهید موضع مخالف داشته باشید، آیا فكر مى كنید كه مسلمان بودن یعنى فقط نماز و روزه گرفتن و از این قبیل كارها كه این ها را خیلی ها از قبیل طلحه و زبیر انجام دادند و بعد با على از در ستیز درآمدند. نه این راه مسلمانى نیست كه در مقابل جریانات بى تفاوت و یا احیانا منافق گونه عمل كرد، مگر ما براى چه آفریده شده ایم؟ بخوریم و بخوابیم و بمیریم؟ كه این زندگى حیوانات است. مگر خداوند نفرموده است كه انسان اشرف مخلوقات است، كه در این سخن رمزى نهفته است كه آن رمز را امام امت به این امت آموخت كه نباید در مقابل ظلم و ظالم بى تفاوت باشیم و در مقابل مسئولیت ها شانه خالى كنیم و تا شهادت باید پیش برویم.
 +
 
 +
 
 +
 
 +
 
 +
 
 +
آیا در این زمان كه تمام نیروهاى شیطانى و صدام و صدامیان بر علیه اسلام به دستورات ابرقدرت ها تجهیز شده اند باید نشست و تماشا كرد؟ كه حضرت على (علیه السلام) مى فرماید: باید بگویم ذلیل ترین اقوام جهان مردمى هستند كه كوچه هاى شهرشان میدان تاخت و تاز بیگانگان قرار بگیرد. پس اى برادران و اى خواهران! تا دیر نشده به خود آیید و دست روى دست نگذارید كه اگر تماشاگر و بى تفاوت باشید خسر الدنیا و الاخرة شده و دوزخ نصیب شما خواهد شد. و این را بدانید كه شهادت مردن نیست بلكه به معشوق رسیدن و با روزى او در كنار او زندگى كردن است. خیلى حرف دارم و دلم از این بى تفاوت ها و كسانی كه كنترل دهانشان را ندارند پر است. از شما مى خواهم یك مقدار به خود آیید و تعقل كنید كه این دنیا محل آزمایش است و فردا افسوس خوردن براى شما فایده اى ندارد.
 +
 
 +
 
 +
 
 +
 
 +
 
 +
سخنى با پدر و مادر عزیز و خواهران و برادران عزیزم اى پدر عزیزم! كه چون ابراهیم اسماعیلت را به قربانگاه عشق فرستادى و راضى به رضاى خدا شدى، صبر را پیشه كن كه زحمت و پاداش الهى در آخرت نصیب شما خواهد شد و از شما عاجزانه مى خواهم كه مرا حلال كنى. و تو اى مادر عزیز و دلسوزم! كه مهربانترین كسم بودى و با پروراندن من در راه اسلام، حقى بس بزرگ بر گردنم دارى. از تو مى خواهم كه صبر را پیشه كنى و این را بدانى كه من به آرزوى خود رسیده ام و از شما و اقوام مى خواهم كه گریه نكنید و افتخار كنند كه از خانواده تان كسى در راه خدا شهید شده است. و در آخر از تو مادر عزیز مى خواهم كه مرا حلال كنى. این نصیحت به برادران و خواهران عزیزم كه امام را تنها نگذارید و با منافقین و مخالفین اسلام مبارزه كنید و از تو هادى عزیز، برادر دلسوزم! مى خواهم كه مرا ببخشى و حلال كنى، در خاتمه از تمام اقوام، دوستان و آشنایان مى خواهم كه مرا ببخشند. ان الذین آمنوا و الذین هاجروا و جاهدوا فى سبیل الله اولئك یرجون رحمت الله و الله غفور رحیم. آنان كه بدین اسلام گرویدند و از وطن خود هجرت نمودند و در راه خدا جهاد كردند اینان امیدوار و منتظر رحمت خدا باشند كه خدا بر آنها بخشاینده و مهربان است. (سوره بقره/ آیه ی 218)
 +
 
 +
 
 +
 
 +
 
 +
 
 +
==خاطرات==
 +
 
 +
 
 +
 
 +
خاطره ای از همسر شهید یك روز، وقتی به خانه آمد، بدون مقدمه گفت: آیا می¬ شود پرچم اسلام بر روی جسد من هم همانند شهدای دیگر كشیده شود؟ و من، بهت زده شده بودم و نمی¬ دانستم در پاسخش چه بگویم. علی رضا كه حال مرا از چشمانم خواند گفت: آخر، امروز تشییع پیكرهای شهدا بود و تا به حال صحنه¬ ای زیباتر از این ندیده بودم. او سرانجام به آرزوی خود رسید و با پرچم اسلام به دیدار پیامبر (صلی الله علیه و آله) رفت. او اكنون با حسین كوچکمان كه در سن 6 سالگی، در یك سانحه¬ ی اتومبیل از دنیا رفت در كنار هم هستند و من و سه دختر او طاهره، محدّثه و زكیه در كنار هم هستیم.

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۸ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۵۴

زندگینامه

شهید علیرضا دنیوی در خرداد ماه سال 1328 در یكی از روستاهای اطراف شهرستان ساوه در خانواده ای متدین و متشرع چشم به جهان گشود. دوران كودكی و تحصیلات ابتدایی وی در همان روستا به اتمام رسید. برای ادامه تحصیل به شهر تهران مهاجرت كرد. تحصیلات دبیرستان را در رشته علوم طبیعی گذراند. همزمان با گذراندن خدمت سربازی به استخدام نیروی زمینی ارتش درآمد و مشغول آموختن علوم و فنون نظامی شد. پیشرفت وی در آموزش‌های نظامی چشم‌گیر بود. در سال 1353 موفق به كسب رتبه اول تك تیرانداز مسابقات ارتش های جهان در كشور آلمان شد. همزمان با گذراندن دوره‌های سخت آموشی در دانشكده‌ای افسری با دختر عموی خویش ازدواج كرد حاصل این ازدواج تولد 3 فرزند دختر بود.



همسرش در طول زندگی كوتاه مشتركشان با صبوری و شكیبایی دوره‌های مأموریت های طولانی و پشت سر هم را به تنهایی سپری كرد و مشغول تربیت فرزندان بود. این شهید گرامی مومن و با خدا بود، به خواندن نماز اول وقت بسیار تأكید می‌كرد و فرامین دینی را به جا می‌آورد. بسیار آرام، با غیرت و صبور بود. پس از اتمام دوره‌های آموزشی و كسب مدارك عالیه افسری در پادگان 01 نیروی زمینی ارتش مشغول به تربیت نیروهای جدید الورود به ارتش شد. با شروع جنگ تحمیلی حق علیه باطل برای شركت در عملیات آزاد سازی خرمشهر درخواست مأموریت كرد و در آن درخواست آرزو كرد كه پیكرش با پرچم ایران اسلامی پوشیده شود. سرانجام در سحرگاه تاریخ 1361/02/14 در منطقه شلمچه به آرزویش رسید و مفتخر به كسب درجه‌ی شهادت كه بالاترین درجه تكامل انسانی است نائل شد. روحش شاد و یادش گرامی باد



وصیت نامه:

بسم رب الشهدا و لا تحسبن الذین قتلوا فى سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون؛ البته مپندارید كه شهیدان راه خدا مرده اند بلكه زنده به حیات ابدى شدند و در نزد خدا متنعم خواهند بود. (سوره آل عمران/آیه 169) با درود بى كران بر امام زمان (عج الله فرجه)، منجى انسان ها و نائب بر حقش امام خمینى و با درود بر شهیدان كه با ریختن خون خود درخت اسلام را آبیارى كردند و خود به لقاء الله پیوستند و با درود بر پدر و مادر عزیزم كه قلبى آكنده از محبت به دین اسلام و امام دارند و چنین فرزندى بزرگ كرده اند و به جبهه هاى حق علیه كفار فرستادند، چند جمله اى را از بابت این كه وصیت واجب است مى نویسم.



سخنى با امت انقلابى از شما مى خواهم كه امام را تنها نگذارید و همواره گوش به فرمانش باشید و با پیروى كردن خود از او مشت محكمى بر دهان یاوه گویانى همچون منافقین و كفار بزنید كه اگر چنین نكنید عذاب دنیا و آخرت از آن شما خواهد شد. جبهه را خالى نكنید و با كمك هاى مالى و جانى از انقلاب اسلامى نگهبانى كنید و با آغوشى باز شهادت را در بغل گیرید و بدانید كه الدنیا مزرعة الاخره، پس در این دنیا در راه خدا كوشش و جهاد كنید تا در آن دنیا سرافراز باشید. سخنى با بى تفاوت ها، مخالفین و منافقین در این قسمت صحبتم كسانى هستند كه هنوز نمى خواهند قبول كنند كه انقلاب اسلامى شده و خود را با این انقلاب وفق دهند و فكر مى كردند كه انقلاب براى شكم و مادیات است.



با شما هستم اى كسانی كه در هر مسئله همیشه مى خواهید موضع مخالف داشته باشید، آیا فكر مى كنید كه مسلمان بودن یعنى فقط نماز و روزه گرفتن و از این قبیل كارها كه این ها را خیلی ها از قبیل طلحه و زبیر انجام دادند و بعد با على از در ستیز درآمدند. نه این راه مسلمانى نیست كه در مقابل جریانات بى تفاوت و یا احیانا منافق گونه عمل كرد، مگر ما براى چه آفریده شده ایم؟ بخوریم و بخوابیم و بمیریم؟ كه این زندگى حیوانات است. مگر خداوند نفرموده است كه انسان اشرف مخلوقات است، كه در این سخن رمزى نهفته است كه آن رمز را امام امت به این امت آموخت كه نباید در مقابل ظلم و ظالم بى تفاوت باشیم و در مقابل مسئولیت ها شانه خالى كنیم و تا شهادت باید پیش برویم.



آیا در این زمان كه تمام نیروهاى شیطانى و صدام و صدامیان بر علیه اسلام به دستورات ابرقدرت ها تجهیز شده اند باید نشست و تماشا كرد؟ كه حضرت على (علیه السلام) مى فرماید: باید بگویم ذلیل ترین اقوام جهان مردمى هستند كه كوچه هاى شهرشان میدان تاخت و تاز بیگانگان قرار بگیرد. پس اى برادران و اى خواهران! تا دیر نشده به خود آیید و دست روى دست نگذارید كه اگر تماشاگر و بى تفاوت باشید خسر الدنیا و الاخرة شده و دوزخ نصیب شما خواهد شد. و این را بدانید كه شهادت مردن نیست بلكه به معشوق رسیدن و با روزى او در كنار او زندگى كردن است. خیلى حرف دارم و دلم از این بى تفاوت ها و كسانی كه كنترل دهانشان را ندارند پر است. از شما مى خواهم یك مقدار به خود آیید و تعقل كنید كه این دنیا محل آزمایش است و فردا افسوس خوردن براى شما فایده اى ندارد.



سخنى با پدر و مادر عزیز و خواهران و برادران عزیزم اى پدر عزیزم! كه چون ابراهیم اسماعیلت را به قربانگاه عشق فرستادى و راضى به رضاى خدا شدى، صبر را پیشه كن كه زحمت و پاداش الهى در آخرت نصیب شما خواهد شد و از شما عاجزانه مى خواهم كه مرا حلال كنى. و تو اى مادر عزیز و دلسوزم! كه مهربانترین كسم بودى و با پروراندن من در راه اسلام، حقى بس بزرگ بر گردنم دارى. از تو مى خواهم كه صبر را پیشه كنى و این را بدانى كه من به آرزوى خود رسیده ام و از شما و اقوام مى خواهم كه گریه نكنید و افتخار كنند كه از خانواده تان كسى در راه خدا شهید شده است. و در آخر از تو مادر عزیز مى خواهم كه مرا حلال كنى. این نصیحت به برادران و خواهران عزیزم كه امام را تنها نگذارید و با منافقین و مخالفین اسلام مبارزه كنید و از تو هادى عزیز، برادر دلسوزم! مى خواهم كه مرا ببخشى و حلال كنى، در خاتمه از تمام اقوام، دوستان و آشنایان مى خواهم كه مرا ببخشند. ان الذین آمنوا و الذین هاجروا و جاهدوا فى سبیل الله اولئك یرجون رحمت الله و الله غفور رحیم. آنان كه بدین اسلام گرویدند و از وطن خود هجرت نمودند و در راه خدا جهاد كردند اینان امیدوار و منتظر رحمت خدا باشند كه خدا بر آنها بخشاینده و مهربان است. (سوره بقره/ آیه ی 218)



خاطرات

خاطره ای از همسر شهید یك روز، وقتی به خانه آمد، بدون مقدمه گفت: آیا می¬ شود پرچم اسلام بر روی جسد من هم همانند شهدای دیگر كشیده شود؟ و من، بهت زده شده بودم و نمی¬ دانستم در پاسخش چه بگویم. علی رضا كه حال مرا از چشمانم خواند گفت: آخر، امروز تشییع پیكرهای شهدا بود و تا به حال صحنه¬ ای زیباتر از این ندیده بودم. او سرانجام به آرزوی خود رسید و با پرچم اسلام به دیدار پیامبر (صلی الله علیه و آله) رفت. او اكنون با حسین كوچکمان كه در سن 6 سالگی، در یك سانحه¬ ی اتومبیل از دنیا رفت در كنار هم هستند و من و سه دختر او طاهره، محدّثه و زكیه در كنار هم هستیم.