شهید رمضانعلی ابراهیمیان: تفاوت بین نسخه‌ها

(صفحه‌ای جدید حاوی «شهید رمضانعلی ابراهیمیان ==مشخصات== شهر : بخش : شهرستان : بابل استان : مازندران...» ایجاد کرد)
 
(مشخصات)
 
(۲ نسخه‌های متوسط توسط ۲ کاربران نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
 
شهید رمضانعلی ابراهیمیان
 
شهید رمضانعلی ابراهیمیان
  
==مشخصات==
+
 
 
شهر : بخش : شهرستان : بابل استان : مازندران
 
شهر : بخش : شهرستان : بابل استان : مازندران
 
جنسیت : مرد وضعیت تاهل : متاهل شغل : کارگری آبادی :
 
جنسیت : مرد وضعیت تاهل : متاهل شغل : کارگری آبادی :
سطر ۲۸: سطر ۲۸:
  
  
منبع سایت جنگ و درنگ
+
<ref>[http://jangoderang.ir/shohada/information/62 سایت جنگ و درنگ]</ref>
http://jangoderang.ir/shohada/information/62
+
==پانویس==
 +
<references />
 +
== رده‌ها ==
 +
{{ترتیب‌پیش‌فرض:رمضانعلی_ابراهیمیان}}
 +
[[رده: شهدا]]
 +
[[رده: شهدای دفاع مقدس]]
 +
[[رده: شهدای ایران]]
 +
[[رده: شهدای استان مازندران]]
 +
[[رده: شهدای شهرستان بابل]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۳۱ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۲۶

شهید رمضانعلی ابراهیمیان


شهر : بخش : شهرستان : بابل استان : مازندران جنسیت : مرد وضعیت تاهل : متاهل شغل : کارگری آبادی : یگان : لشگر 25 کربلا نوع عضویت : بسیج مذهب : شیعه دین : اسلام‌‌ نام پدر : ابراهیممسئولیت : رشته تحصیلی : تحصیلات : ابتدایی تخصص : کد شهید : 62 رسته : پیاده نام مادر : ربابه قائمی موضوع شهادت : جبهه عملیات : عملیات والفجر6 محل شهادت : دهلران تاریخ شهادت : 1362/12/04 نحوه شهادت : جراحات وارده به بدن شهر : امیرکلا شهرستان : بابل استان : مازندران گلزار : شایستگان

زندگی نامه

شهید رمضانعلی ابراهیمیان در سال 1345 روستای امیرکلا ـ بابل به دنیا امد. شهید در خانواده کم در آمد و مذهبی به دنیا آمد. به دلیل از دست دادن پدر و شرایط مالی در مقطع دوم ابتدایی ترک تحصیل کرد .با پدر و مادر بسیار مهربان بود . شهید در تظاهرات و راهپیمایی ها علیه رژیم شاه شرکت می کرد. ایشان به عنوان تک تیرانداز در جبهه حضور داشت و یکبار در منطقه چزابه بر اثر اصابت ترکش به پای چپ مجروح شدند. ایشان نهایتا در سال 1362 در دهلران با اصابت تیر به شهادت رسید و در گلزار شهدای آرامگاه شایستگان امیرکلا به خاک سپرده شد. خاطرات • برادر شهید : از شجاعت شهید هرچه قدر بگویم کم گفتم . آنقدر شجاع بود که هر جا عملیات بود او حتماً باید در آن جا می رفت . گردان خودش را رها می کرد و به آن عملیات می رفت . لباس های ساده می پوشید خیلی خوش اخلاق و با محبت بود . سرکار که بودیم با همه خوب بود از دستش هر کاری برای دیگران بر می آمد دریغ نمی کرد . خوش صحبت بود به آشنا و فامیل سر می زد .

• زن برادر شهید : یک بار که به جبهه رفت تیر خورد و آمد. مادرش به او گفت: که چرا می روی ؟ گفت: تو اگر ببینی که چگونه آن جا بچه ها شهید می شوند این حرف را نمی زنی وقتی می رفت و بر می گشت عوض می شد حتی نان و برنج سرد را بالای سرش می گذاشت.  

وصیت نامه

به شما عزیزان توصیه می کنم که تابع و پشتیبان ولایت فقیه باشید. نماز جمعه و جماعت را فراموش نکنید. ساده زیست باشید و از تجملات دوری کنید. دعاهای توسل و ندبه و کمیل را به پا دارید. دنباله رو روحانیت متعهد باشید و در کارهای خود مسیری را انتخاب کنید که دنیا دوستی در آن نباشد.


[۱]

پانویس

  1. سایت جنگ و درنگ

رده‌ها

آخرین تغییر ‏۳۱ شهریور ۱۳۹۸، در ‏۱۳:۲۶