شهید مصطفی ارداقیان: تفاوت بین نسخه‌ها

 
(۳ نسخه‌های متوسط توسط کاربر دیگری نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
 +
==زندگی نامه==
 +
شهید «مصطفی ارداقیان» ۲۹ آذر [[۱۳۴۷]] در قزوین چشم به جهان گشود. وی با آغاز [[جنگ]] تحمیلی عازم [[جبهه]] حق علیه باطل شد و سرانجام ۲۴ دی [[۱۳۶۵]] با سمت تک‌تیرانداز در [[شلمچه]] به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
  
 
==وصیت نامه==
 
==وصیت نامه==
[[شهید مصطفی اردقیان]]
 
ای عزیزانم! چشم امام و امت به سوی دانشگاه‌هاست و آینده‌ اسلام و ایران در گرو سعی بی‌وقفه‌ شما عزیزان است.
 
 
شهید «مصطفی ارداقیان» ۲۹ آذر [[۱۳۴۷]] در قزوین چشم به جهان گشود. وی با آغاز [[جنگ]] تحمیلی عازم [[جبهه]] حق علیه باطل شد و سرانجام ۲۴ دی [[۱۳۶۵]] با سمت تک‌تیرانداز در [[شلمچه]] به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
 
متن وصیت‌نامه‌ای را که از این شهید والامقام به یادگار مانده است، در ادامه می‌خوانید:
 
 
«پدر جان! من از شما بسیار بسیار سپاسگزارم که اجازه‌ شرکت در نبرد با کفر را به فرزندتان دادید.
 
«پدر جان! من از شما بسیار بسیار سپاسگزارم که اجازه‌ شرکت در نبرد با کفر را به فرزندتان دادید.
 
از خداوند متعال برای شما طلب صبر جزیل دارم و امیدوارم که مرا حلال نموده و از زحماتی که برای حقیر کشیده‌اید متشکرم و به داشتن چنین پدری افتخار می‌کنم.
 
از خداوند متعال برای شما طلب صبر جزیل دارم و امیدوارم که مرا حلال نموده و از زحماتی که برای حقیر کشیده‌اید متشکرم و به داشتن چنین پدری افتخار می‌کنم.
سطر ۱۶: سطر ۱۳:
 
مسئولیت آمدن من به جبهه به عهده‌ خودم می‌باشد و بر حسب وظیفه‌ی شرعی اقدام به این کار کردم.
 
مسئولیت آمدن من به جبهه به عهده‌ خودم می‌باشد و بر حسب وظیفه‌ی شرعی اقدام به این کار کردم.
 
از خداوند متعال برای همه طلب آمرزش و توفیق و پیروزی می‌کنم.»
 
از خداوند متعال برای همه طلب آمرزش و توفیق و پیروزی می‌کنم.»
 +
ای عزیزانم! چشم امام و امت به سوی دانشگاه‌هاست و آینده‌ اسلام و ایران در گرو سعی بی‌وقفه‌ شما عزیزان است<ref>[http://www.fatehan.ir/page.aspx?pid=123&postid=104460 سایت فاتحان]</ref>
  
ساجد
 
 
ای عزیزانم! چشم امام و امت به سوی دانشگاه‌هاست و آینده‌ اسلام و ایران در گرو سعی بی‌وقفه‌ شما عزیزان است.
 
 
شهید «مصطفی ارداقیان» ۲۹ آذر ۱۳۴۷ در [[قزوین]] چشم به جهان گشود. وی با آغاز جنگ تحمیلی عازم جبهه حق علیه باطل شد و سرانجام ۲۴ دی ۱۳۶۵ با سمت تک‌تیرانداز در شلمچه به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
 
متن وصیت‌نامه‌ای را که از این شهید والامقام به یادگار مانده است، در ادامه می‌خوانید:
 
«پدر جان! من از شما بسیار بسیار سپاسگزارم که اجازه‌ شرکت در نبرد با کفر را به فرزندتان دادید.
 
از خداوند متعال برای شما طلب صبر جزیل دارم و امیدوارم که مرا حلال نموده و از زحماتی که برای حقیر کشیده‌اید متشکرم و به داشتن چنین پدری افتخار می‌کنم.
 
همه بدانید که من هر چه داشتم و هر چه دارم، از نیکی‌ها، خوبی‌ها به واسطه‌ی هدایت و تربیت شما، مادرم و برادرانم بوده است.
 
خب اینجاست که زبان من لال می‌شود و قلمم می‌شکند!
 
چرا که صحبت از مادر به میان آمده است و دستم می‌لرزد.
 
سلام‌ ای وارث فاطمه!‌ ای مادر عزیزم،‌ ای امید زندگی‌ام،‌ ای همدمم و محرم رنجم! آفرین بر تو باد.
 
بالاترین درود‌ها و سلام‌ها بر تو باد و عاجزانه از تو طلب حلالیت می‌کنم؛ چرا که همه‌ی وجود من از توست و تک تک سلول‌های من از گرمی دست‌های مهربان تو جنب و جوش پیدا می‌کند.
 
مرا ببخش و شیر پاکت را حلالم کن؛ چرا که شهد شربت شهادت تویی و من به تو افتخار می‌کنیم.‌ ای عزیزانم! چشم امام و امت به سوی دانشگاه‌هاست و آینده‌ اسلام و ایران در گرو سعی بی‌وقفه‌ شما عزیزان است.
 
مسئولیت آمدن من به جبهه به عهده‌ خودم می‌باشد و بر حسب وظیفه‌ی شرعی اقدام به این کار کردم.
 
از خداوند متعال برای همه طلب آمرزش و توفیق و پیروزی می‌کنم.»
 
 
ساجد
 
 
 
<ref>سایت فاتحان</ref>
 
 
http://www.fatehan.ir/page.aspx?pid=123&postid=104460
 
 
==پانویس==
 
==پانویس==
 
<references />
 
<references />
 
 
 
== رده‌ها ==
 
== رده‌ها ==
 
{{ترتیب‌پیش‌فرض:مصطفی_اردقیان}}
 
{{ترتیب‌پیش‌فرض:مصطفی_اردقیان}}

نسخهٔ کنونی تا ‏۲ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۴۹

زندگی نامه

شهید «مصطفی ارداقیان» ۲۹ آذر ۱۳۴۷ در قزوین چشم به جهان گشود. وی با آغاز جنگ تحمیلی عازم جبهه حق علیه باطل شد و سرانجام ۲۴ دی ۱۳۶۵ با سمت تک‌تیرانداز در شلمچه به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

وصیت نامه

«پدر جان! من از شما بسیار بسیار سپاسگزارم که اجازه‌ شرکت در نبرد با کفر را به فرزندتان دادید. از خداوند متعال برای شما طلب صبر جزیل دارم و امیدوارم که مرا حلال نموده و از زحماتی که برای حقیر کشیده‌اید متشکرم و به داشتن چنین پدری افتخار می‌کنم. همه بدانید که من هر چه داشتم و هر چه دارم، از نیکی‌ها، خوبی‌ها به واسطه‌ی هدایت و تربیت شما، مادرم و برادرانم بوده است. خب اینجاست که زبان من لال می‌شود و قلمم می‌شکند! چرا که صحبت از مادر به میان آمده است و دستم می‌لرزد. سلام‌ ای وارث فاطمه!‌ ای مادر عزیزم،‌ ای امید زندگی‌ام،‌ ای همدمم و محرم رنجم! آفرین بر تو باد. بالاترین درود‌ها و سلام‌ها بر تو باد و عاجزانه از تو طلب حلالیت می‌کنم؛ چرا که همه‌ی وجود من از توست و تک تک سلول‌های من از گرمی دست‌های مهربان تو جنب و جوش پیدا می‌کند. مرا ببخش و شیر پاکت را حلالم کن؛ چرا که شهد شربت شهادت تویی و من به تو افتخار می‌کنیم.‌ ای عزیزانم! چشم امام و امت به سوی دانشگاه‌هاست و آینده‌ اسلام و ایران در گرو سعی بی‌وقفه‌ شما عزیزان است. مسئولیت آمدن من به جبهه به عهده‌ خودم می‌باشد و بر حسب وظیفه‌ی شرعی اقدام به این کار کردم. از خداوند متعال برای همه طلب آمرزش و توفیق و پیروزی می‌کنم.» ای عزیزانم! چشم امام و امت به سوی دانشگاه‌هاست و آینده‌ اسلام و ایران در گرو سعی بی‌وقفه‌ شما عزیزان است[۱]

پانویس

  1. سایت فاتحان

رده‌ها

آخرین تغییر ‏۲ مهر ۱۳۹۸، در ‏۰۲:۴۹