Hoseininasab9802 (بحث | مشارکتها) |
Parsasirat98 (بحث | مشارکتها) |
||
| (۲ نسخههای متوسط توسط ۲ کاربران نشان داده نشده) | |||
| سطر ۸: | سطر ۸: | ||
نام مادر: مینابگم | نام مادر: مینابگم | ||
| − | محل تولد: قزوین-سنبل آباد | + | محل تولد: قزوین-سنبل آباد |
| − | + | تاریخ تولد: ۱۳۴۵/۰۶/۰۶ | |
| − | + | محل شهادت: اروندرود | |
| − | + | تاریخ شهادت: ۱۳۶۴/۱۱/۲۴ | |
| − | تحصیلات: دوم متوسطه رشته | + | استان محل شهادت: خوزستان |
| + | |||
| + | شهرمحل شهادت: آبادان | ||
| + | |||
| + | وضعیت تاهل: مجرد | ||
| + | |||
| + | درجه نظامی: | ||
| + | |||
| + | تحصیلات: دوم متوسطه | ||
| + | |||
| + | رشته :تجربی | ||
محل کار: بنیاد تحت پوشش | محل کار: بنیاد تحت پوشش | ||
| سطر ۲۶: | سطر ۳۶: | ||
==زندگینامه== | ==زندگینامه== | ||
| − | شهید رضا | + | شهید رضا سیاهکلی مرادی ششم شهریور ۱۳۴۵ در روستای سنبلآباد از توابع شهر قزوین به دنیا آمد.پدرش نجات و مادرش مینابگم نام داشت.تا دوم متوسطه در رشته تجربی درس خواند.از سوی بسیج در جبهه حضور یافت.بیست و چهارم بهمن ۱۳۶۴ ، در اروندرود بر اثر اصابت ترکش به سر شهید شد.مزار او در گلزار شهدای شهر زادگاهش واقع است. |
==وصیت نامه== | ==وصیت نامه== | ||
| − | "اکنون که به جبهه میروم، هدفم جز رضای خدا چیزی نیست و در جبهه هر قدمی را که بر میدارم، برای خداست و تیری را که بر دشمن می اندازم، برای خدا و به یاد خداست و ما در این راه که برگزیده ایم، پیروزیم...و من به کسانی که ما را از جنگ کردن می ترسانند، میگویم:ما را چه باک از مبارزه با ابرقدرت ها، که به هر حال پیروز هستیم و اگر به فیض شهادت برسم، که نجات است و اگر پیروز شویم ، ان شاء الله، پیروزی نهایی نزدیک است و شکست دشمنان، ظالمان و جباران زمان را جشن می گیریم که باز هم پیروزی است؛ پس ای کوردلان ! ما از جنگ هراسی نداریم و به کوری چشم منافقان و به گفته امام عزیزمان،« اگر این جنگ صد سال هم طول بکشد، ما تا آخر ایستاده ایم .» و وصیت من نسبت به خانواده محترم شهدا این است: ای عزیزان! ما نمیگذاریم که اثر گرمی دستان عزیزان شما از روی اسلحه های شان از بین برود و جای شان در سنگرها خالی بماند؛ شما هم طوری مردم را به اسلام بخوانید که اسلحه های ما بر زمین نماند.پدر و مادر عزیزم! اگر چه کوچک تر از آن هستم که به شما چیزی بگویم؛ ولی چه می شود کرد که وظیفه ای است که هر مسلمان دارد و آن این که قبل از هر کاری، سعی کن کارَت برای رضای خدا باشد و بیشتر به فکر آخرت باشی تا به این جهان فریبنده.امیدوارم همانند حسین بن علی (ع) که در شهادت خود کوشا و صابر بود،شما نیز از ایشان درس بگیرید؛ زیرا من امانتی بیش نزد شما نبودم و باید راضی به رضای خدا بود؛ زیرا مرگ و زندگی تنها در دست اوست.مادر عزیزم که حق فراوانی بر گردن این بنده حقیر داری!از شما میخواهم همانند جَدّت فاطمه زهرا (س) مقاوم باشی . مادر جان! از شهادت من ناراحت نباش؛ زیرا در مقابل جَدّت رو سفید می شوی و در آخرت فاطمه زهرا (س) از شما گله ای ندارد.ما که رفتیم، کار حسینی کردیم و شما که ماندید، باید کار زینبی کنید و چنان روحیه ای داشته باشید که شهادت من هیچ اثری در اعمال شما نداشته باشد,بلکه شما را برای مبارزه آماده تر کند .۱ (۱۴۱۳۹۶۹) رضا سیاهکلی مرادی ۱۴/۱۱/۶۴ "<ref>[http://khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=1583 | + | "اکنون که به جبهه میروم، هدفم جز رضای خدا چیزی نیست و در جبهه هر قدمی را که بر میدارم، برای خداست و تیری را که بر دشمن می اندازم، برای خدا و به یاد خداست و ما در این راه که برگزیده ایم، پیروزیم...و من به کسانی که ما را از جنگ کردن می ترسانند، میگویم:ما را چه باک از مبارزه با ابرقدرت ها، که به هر حال پیروز هستیم و اگر به فیض شهادت برسم، که نجات است و اگر پیروز شویم ، ان شاء الله، پیروزی نهایی نزدیک است و شکست دشمنان، ظالمان و جباران زمان را جشن می گیریم که باز هم پیروزی است؛ پس ای کوردلان ! ما از جنگ هراسی نداریم و به کوری چشم منافقان و به گفته امام عزیزمان،« اگر این جنگ صد سال هم طول بکشد، ما تا آخر ایستاده ایم .» و وصیت من نسبت به خانواده محترم شهدا این است: ای عزیزان! ما نمیگذاریم که اثر گرمی دستان عزیزان شما از روی اسلحه های شان از بین برود و جای شان در سنگرها خالی بماند؛ شما هم طوری مردم را به اسلام بخوانید که اسلحه های ما بر زمین نماند.پدر و مادر عزیزم! اگر چه کوچک تر از آن هستم که به شما چیزی بگویم؛ ولی چه می شود کرد که وظیفه ای است که هر مسلمان دارد و آن این که قبل از هر کاری، سعی کن کارَت برای رضای خدا باشد و بیشتر به فکر آخرت باشی تا به این جهان فریبنده.امیدوارم همانند حسین بن علی (ع) که در شهادت خود کوشا و صابر بود،شما نیز از ایشان درس بگیرید؛ زیرا من امانتی بیش نزد شما نبودم و باید راضی به رضای خدا بود؛ زیرا مرگ و زندگی تنها در دست اوست.مادر عزیزم که حق فراوانی بر گردن این بنده حقیر داری!از شما میخواهم همانند جَدّت فاطمه زهرا (س) مقاوم باشی . مادر جان! از شهادت من ناراحت نباش؛ زیرا در مقابل جَدّت رو سفید می شوی و در آخرت فاطمه زهرا (س) از شما گله ای ندارد.ما که رفتیم، کار حسینی کردیم و شما که ماندید، باید کار زینبی کنید و چنان روحیه ای داشته باشید که شهادت من هیچ اثری در اعمال شما نداشته باشد,بلکه شما را برای مبارزه آماده تر کند .۱ (۱۴۱۳۹۶۹) رضا سیاهکلی مرادی ۱۴/۱۱/۶۴ "<ref>[http://khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=1583 خط سرخ]</ref> |
| + | ==نگارخانه تصاویر== | ||
| + | <gallery> | ||
| + | |||
| + | Image:min-picture - 2019-10-06T111933.800.jpg | ||
| + | Image:min-picture - 2019-10-06T111931.081.jpg | ||
| + | Image:min-picture - 2019-10-06T111928.871.jpg | ||
| + | Image:min-picture - 2019-10-06T111924.662.jpg | ||
| + | |||
| + | </gallery> | ||
| + | |||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
<references /> | <references /> | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۴ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۵۷
نام: رضا سیاهکلی مرادی
نام پدر: نجات
نام مادر: مینابگم
محل تولد: قزوین-سنبل آباد
تاریخ تولد: ۱۳۴۵/۰۶/۰۶
محل شهادت: اروندرود
تاریخ شهادت: ۱۳۶۴/۱۱/۲۴
استان محل شهادت: خوزستان
شهرمحل شهادت: آبادان
وضعیت تاهل: مجرد
درجه نظامی:
تحصیلات: دوم متوسطه
رشته :تجربی
محل کار: بنیاد تحت پوشش
مزار شهید: قزوین
زندگینامه
شهید رضا سیاهکلی مرادی ششم شهریور ۱۳۴۵ در روستای سنبلآباد از توابع شهر قزوین به دنیا آمد.پدرش نجات و مادرش مینابگم نام داشت.تا دوم متوسطه در رشته تجربی درس خواند.از سوی بسیج در جبهه حضور یافت.بیست و چهارم بهمن ۱۳۶۴ ، در اروندرود بر اثر اصابت ترکش به سر شهید شد.مزار او در گلزار شهدای شهر زادگاهش واقع است.
وصیت نامه
"اکنون که به جبهه میروم، هدفم جز رضای خدا چیزی نیست و در جبهه هر قدمی را که بر میدارم، برای خداست و تیری را که بر دشمن می اندازم، برای خدا و به یاد خداست و ما در این راه که برگزیده ایم، پیروزیم...و من به کسانی که ما را از جنگ کردن می ترسانند، میگویم:ما را چه باک از مبارزه با ابرقدرت ها، که به هر حال پیروز هستیم و اگر به فیض شهادت برسم، که نجات است و اگر پیروز شویم ، ان شاء الله، پیروزی نهایی نزدیک است و شکست دشمنان، ظالمان و جباران زمان را جشن می گیریم که باز هم پیروزی است؛ پس ای کوردلان ! ما از جنگ هراسی نداریم و به کوری چشم منافقان و به گفته امام عزیزمان،« اگر این جنگ صد سال هم طول بکشد، ما تا آخر ایستاده ایم .» و وصیت من نسبت به خانواده محترم شهدا این است: ای عزیزان! ما نمیگذاریم که اثر گرمی دستان عزیزان شما از روی اسلحه های شان از بین برود و جای شان در سنگرها خالی بماند؛ شما هم طوری مردم را به اسلام بخوانید که اسلحه های ما بر زمین نماند.پدر و مادر عزیزم! اگر چه کوچک تر از آن هستم که به شما چیزی بگویم؛ ولی چه می شود کرد که وظیفه ای است که هر مسلمان دارد و آن این که قبل از هر کاری، سعی کن کارَت برای رضای خدا باشد و بیشتر به فکر آخرت باشی تا به این جهان فریبنده.امیدوارم همانند حسین بن علی (ع) که در شهادت خود کوشا و صابر بود،شما نیز از ایشان درس بگیرید؛ زیرا من امانتی بیش نزد شما نبودم و باید راضی به رضای خدا بود؛ زیرا مرگ و زندگی تنها در دست اوست.مادر عزیزم که حق فراوانی بر گردن این بنده حقیر داری!از شما میخواهم همانند جَدّت فاطمه زهرا (س) مقاوم باشی . مادر جان! از شهادت من ناراحت نباش؛ زیرا در مقابل جَدّت رو سفید می شوی و در آخرت فاطمه زهرا (س) از شما گله ای ندارد.ما که رفتیم، کار حسینی کردیم و شما که ماندید، باید کار زینبی کنید و چنان روحیه ای داشته باشید که شهادت من هیچ اثری در اعمال شما نداشته باشد,بلکه شما را برای مبارزه آماده تر کند .۱ (۱۴۱۳۹۶۹) رضا سیاهکلی مرادی ۱۴/۱۱/۶۴ "[۱]


