شهید محمد اصغری-متولد۱۳۳۶: تفاوت بین نسخه‌ها

(وصیتنامه)
 
(۲ نسخه‌های متوسط توسط ۲ کاربران نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
 +
 
محمد اصغری
 
محمد اصغری
 +
 
فرزند : عباس
 
فرزند : عباس
 +
 
متولد : 1336/01/01 در بسطام
 
متولد : 1336/01/01 در بسطام
 +
 
تحصیلات : فوق دیپلم
 
تحصیلات : فوق دیپلم
 +
 
تاهل : متاهل
 
تاهل : متاهل
 +
 
یگان: سپاه شاهرود-تیپ21-گردان کربلا
 
یگان: سپاه شاهرود-تیپ21-گردان کربلا
 +
 
مدت حضور : 5 ماه و 3 روز
 
مدت حضور : 5 ماه و 3 روز
 +
 
مسئولیت : رزمنده
 
مسئولیت : رزمنده
 +
 
نوع عضویت : بسیج
 
نوع عضویت : بسیج
 +
 
نوع شغل : معلم
 
نوع شغل : معلم
 +
 
تاریخ شهادت : 1364/11/21
 
تاریخ شهادت : 1364/11/21
 +
 
محل شهادت : اروند رود-جزیره بوارین
 
محل شهادت : اروند رود-جزیره بوارین
 +
 
عملیات : والفجر8
 
عملیات : والفجر8
 +
 
محل دفن : شاهرود بسطام
 
محل دفن : شاهرود بسطام
  
  
==وصیتنامه==
+
==وصیت نامه==
 
*وصیت نامه اول
 
*وصیت نامه اول
 
بسم الله الرحمن الرحیم
 
بسم الله الرحمن الرحیم
سطر ۲۱: سطر ۳۵:
 
« ان الله اشتری من المؤمنین انفسهم و اموالهم بِأن لهم الجنۀ یقاتلون فی سبی لالله  »
 
« ان الله اشتری من المؤمنین انفسهم و اموالهم بِأن لهم الجنۀ یقاتلون فی سبی لالله  »
 
« ربنا افرغ علینا صبرا و ثبت اقدامنا و انصرنا علی القَوم الکافرین  »
 
« ربنا افرغ علینا صبرا و ثبت اقدامنا و انصرنا علی القَوم الکافرین  »
درود خداوند بر حضرت آدم اولین پیامبر خدا، درود خداوند بر [...] از آدم تا حضرت نوح، درود خداوند بر پیامبران اولی العزم مخصوصاً خاتم پیامبران حضرت محمدابن عبدالله ، درود و برکات خاص بر اولیاء و معصومین خداوند از پیامبر تا قائم آل محمد ، درود خدا [...] و سپاس فراوان به پیشگاه یگانه خالق هستی. خدایا تو را شکر می کنم که بار دیگر بر من بنده گنهکار، خود منّت نهادی و توان دادی تا جهت یاری دینت به جبهه های نبرد حق علیه باطل روانه شوم. خدایا تو را سپاس م ی گویم از اینکه زمانی من را آفریدی که بعد از گذشت سال ها در تحت حکومت امامی عادل، در سایۀ انقلاب اسلامی، زندگی خود را تا حدی توفیق دادی سپری نمایم. خدایا تو خالقی و من بنده ای ضعیف، خدایا تو [...] و من بنده ای عاصی، خدایا تو غفوری و من بنده ای گنه کار. خدایا یک عمر [...] بودی ولی با حضور تو، من نافرمانی تو را کردم و تو با ستارالعیوبیت عیب مرا پوشاندی. خدایا در این مدت چند سالی که روزی مرا در دنیا قرار دادی [...] و همه چیز به من دادی ولی باز من نافرمانی کردم و آنطور که شایسته پرستش بودی، من به وظیفه خود عمل نکردم. خدایا من هیچ نبودم و بودم کردی. هیچ نداشتم همه چیز به من دادی. خدایا یک عمر تو به من مهربانی کردی و من متقابلاً عصیان کردم. خدایا پس با چه رویی به درگاهت روی آورم و حال آنکه تو از هر عیبی پاک و منزهی و منبنده ای سراپا خطاکار. خدایا در هر حال لطف و رحمت بی منتهایت مرا به طمع انداخته و با کوله باری پر از گناه به درگاهت روی آورده ام. تا اینکه با فضل و کرمت به من نظر کرده و از گناهم درگذری، هر چیزی در حد خود ارزشی دارد. مال و زندگی خوب است، تا وقتی که به جان آسیبی وارد نکند. حفظ جان واجب است. یک چیز است که از جان نیز عزیزتر و ارزش آن بیشتر است و آن اسلام است. خدایا، بارها از تو تقاضا کردم که من را در بستر نمیرانی و مرگم را شهادت در راه خود قرار دهی. حال آمده ام تا عزیزترین چیز خود که همانا جانم می باشد و آن را نیز تو به من عطا کردی، فدای اسلامت که از جان عزیزتر است و تمام اولیائت جان خود را فدای آن کرده اند، بنمایم و اینگونه با تو معامله کنم . خدایا من گستاخی کردم و این جمله را می گویم که آنچه تو خودت راضی هستی مرا بدان موفق کن ( خدایا بارها در زیارت نامه ها یعنی ای حسین جان کاش در کربلا بودم « یا لیتنی کنت معکم » خواندم که یا حسین جان و تو را یاری می کردم و حالا آن شعار به مرحله عمل رسیده و حالا می گویم ای حسین جان « انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم » ای حسین جان سازش می کنم با هر که تو سازش کرد و می جنگم با هر که با تو جنگید. خدایا، به من داشتن خصوصیات یک سرباز واقعی که تنها به فرمان فرمانده اش می نگرد را عطا کن و اگر توفیق شهید شدن در راهت را به من عطا کردی، در موقعی که امام زمانت ظهور می کند من را زنده بدار، تا در رکاب آن حضرت با دشمنانت بجنگم و به این وسیله دین خود را نسبت به اسلامت ادا نمایم. خدایا، تو در قرآن فرموده ای که روز قیامت هر گروهی را با امامش مبعوث می کنیم. خدایا، من را از ارادتمندان امام زمان قرار بده و با آن حضرت محشور فرما. پدرم سال های سال جان خود را و سلامت خود را به خطر انداختی، تا لقمه نانی تهیه کرده و مرا پروراندی و با آن همه سختی های زندگی بزرگم کردی و سر و سامانی به زندگی ام دادی، ولی من هیچ کاری برای تو نکردم. امیدوارم که مرا حلال کرده و ببخشید. مادرم در آن سال های طاقت فرسای زندگی، مرا شیر دادی و بزرگم کردی و چقدر خدمت و مهربانی ها دربارة من کردی، ولی من هیچ کاری برای تو نکردم . امیدوارم که شیرت را به من حلال کرده و مرا ببخشی. برادران مهربان و خواهر عزیزم شما سال ها به من مهربانی و خدمت کردید، ولی من هیچ کاری برای شما نکردم، امیدوارم شما هم مرا ببخشید. همسر مهربانم تو واقعاً همسر مهربانی برای من بودی و رازدار زندگی ام بودی و با همه سختی ها ساختی، ولی من آنطور که شایسته همسری برای شما می باید باشم، نبودم. لذا مرا حلال کن و ببخش. فرزندانم احمد و اعظم را خوب و به طریقه اسلامی تربیت نما و در تحصیل علم آنها کوتاهی نکن. تا بتوانند در آینده خدمتگزاری شایسته برای اسلام و مسلمین باشند . مجدداً از همه شما عذرخواهی می کنم و از شما می خواهم که تقوای الهی را پیشۀ خود سازید و جز به اسلام به هیچ چیز دیگر ننگرید، انتظار من از شما برادرانم و از فرزندم احمد بعد از بزرگ شدن این است که نگذارید اسلحه شهید بر زمین بماند و با طی کردن راه صحیح اسلام، ریشۀ دشمنان اسلام را از بن برکنید. از شما پدر و مادر و برادران و خواهر و همسر عزیزم می خواهم که به وسوسه های شیطانی که از بعضی دهانها بیرون می آید، گوش نکرده و با توکل بر خدا آن دهانها را با مشت ببندید، زیرا راهی که ما آمده ایم حق است و راهی است که تمام اولیاء خدا مخصوصاً سرور شهیدان حسین بن علی جان خود را در آن راه داده اند و حضرت زهرا آن همه مشقات را جهت پیمودن این راه متحمل شد و حضرت زینب  سر شکافته پدر را در محراب عبادت و جگر قطعه قطعه شده برادر را در میان تشت و سر بریدة برادر را بر نیزه دشمنان تحمل کرد و اینها همه به خاطر اسلام عزیز است و راه ما راهی است که این بزرگان رفته اند. از همۀ اقوام و بستگان از اینکه نتوانستم حقی که بر گردن م ن داشته اند، ادا نمایم، معذرت می خواهم. از همۀ شماها تقاضا دارم که در شهادت من گریه و زاری نکنید و اگر هست بر سرور شهیدان حسین بن علی بگریید، تا انشاالله برای شما اجر همیشگیداشته باشد و از همۀ شما می خواهم که گوش به فرمان امام خمینی باشید و دستورات آن بزرگوار را مو به مو عمل نمایید و بدانید که نایب آن بزرگوار آیت حق منتظری می باشد. در نمازهای جمعه و جماعات همگی شرکت نمایید. نگذارید اسلحۀ شهدا بر زمین بماند، سستی به خود راه ندهید تا انشاءالله همیشه پیروز و سرافراز باشید. برادران حزب الله به هوش باشید و حضور خود را در صحنه همیشه حفظ کنید و نگذارید کارها به دست افراد بی تفاوت و احیاناً ضد انقلاب بیفتد. به هوش باشید که با کوچکترین غفلت مسئول خواهید بود. از برادران فرهنگی و همکارانم می خواهم که تا م یتوانند بر رشد معلومات دینی خود افزوده و شاگردان خود را از لحاظ مسائل دینی اشباع نمایند، تا مبادا خدای ناکرده طعمه غارتگران فرهنگی شوند. همکاران عزیز مسئولیتی بزرگ و امانتی بزرگ بر گردن شماست و آن تربیت نسل آیندة اسلام است پس تا می توانید در ادای این امانت بزرگ کوشا باشید. از دانش آموزان عزیز تقاضا دارم که به حرف های معلمین عزیز خود خوب گوش کرده و آن را به جان و دل بپذیرند و تا می توانند به تکالیف خود عمل کرده و خود را از لحاظ مسائل دینی و عملی و تخصصی تا حد ممکن اشباع نمایند، تا امانتدار شایسته ای برای فردای اسلام ومسلمین باشند. از کلیه برادران و خواهران بی سواد تقاضا دارم که برای فراگیری علم و دانش و به پا کردن رشد فرهنگی خود به کلاس های نهضت سوادآموزی مراجعه کرده که این دشمن همیشگی خود را هر چه سریع تر ازبین ببرند. [...]  از آموزشیاران نهضت تقاضا دارم که در کلاس ها همیشه به این مسئله جهت آموزش توجه زیاد داشته باشند و از کلیه برادران و خواهران دست اندرکاران و کادر نهضت تقاضا دارم که نگذارند نهضت حالت نهادی خود را از دست بدهد و از ذکر کردن مکرر آمار و ارقام خودداری نمایید، و بیشتر به کیفیت کار توجه نمایید تا کمیت آن به افراد ضد انقلاب، که در حقیقت ضد اسلامند، چون انقلاب ما یک انقلاب اسلامی است، توصیه می کنم که کمی عقل خود را به کار بیندازند و برگردند به این که در اصل چه بوده اند و الان چی هستند، و عاقبت چه خواهند شد. فکر کنند به اینکه آیا آنها نیز خواهند مرد یا اینکه همیشه زنده اند؟ اگر اطمینان دارند که همیشه زنده اند و می توانند خود را زنده نگه دارند و کسی نیست که به وضع آنها رسیدگی کند، پس هر چه می خواهند انجام دهند و اگر اطمینان ندارند که تا کی زنده اند، قدری بیشتر فکر کنند. زیرا دنیا به هیچ کس وفا نکرده و نخواهد کرد. از برادران حزب جمهوری اسلامی که اینجانب نیز لیاقت وارد شدن به این ارگان مقدس را پیدا کردم و توانستم در سایه این تشکیلات تا حد امکان به رشد معنوی و سیاسی خود بیفزایم، تقاضا دارم که کاملاً مطیع امر ولایت فقیه بوده و نظم را در هر مورد رعایت نمایند و نگذارند به این ارگان مقدس که به عنوان مشعلی از هد ایت در جامعه فروزان است و خون بهشتی ها به پایش ریخته شده، توسط ضدانقلاب خدشه دار شود - خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار.
+
درود خداوند بر حضرت آدم اولین پیامبر خدا، درود خداوند بر از آدم تا حضرت نوح، درود خداوند بر پیامبران اولی العزم مخصوصاً خاتم پیامبران حضرت محمدابن عبدالله ، درود و برکات خاص بر اولیاء و معصومین خداوند از پیامبر تا قائم آل محمد ، درود خدا  و سپاس فراوان به پیشگاه یگانه خالق هستی. خدایا تو را شکر می کنم که بار دیگر بر من بنده گنهکار، خود منّت نهادی و توان دادی تا جهت یاری دینت به جبهه های نبرد حق علیه باطل روانه شوم. خدایا تو را سپاس م ی گویم از اینکه زمانی من را آفریدی که بعد از گذشت سال ها در تحت حکومت امامی عادل، در سایۀ انقلاب اسلامی، زندگی خود را تا حدی توفیق دادی سپری نمایم. خدایا تو خالقی و من بنده ای ضعیف، خدایا تو و من بنده ای عاصی، خدایا تو غفوری و من بنده ای گنه کار. خدایا یک عمر  بودی ولی با حضور تو، من نافرمانی تو را کردم و تو با ستارالعیوبیت عیب مرا پوشاندی. خدایا در این مدت چند سالی که روزی مرا در دنیا قرار دادی و همه چیز به من دادی ولی باز من نافرمانی کردم و آنطور که شایسته پرستش بودی، من به وظیفه خود عمل نکردم. خدایا من هیچ نبودم و بودم کردی. هیچ نداشتم همه چیز به من دادی. خدایا یک عمر تو به من مهربانی کردی و من متقابلاً عصیان کردم. خدایا پس با چه رویی به درگاهت روی آورم و حال آنکه تو از هر عیبی پاک و منزهی و منبنده ای سراپا خطاکار. خدایا در هر حال لطف و رحمت بی منتهایت مرا به طمع انداخته و با کوله باری پر از گناه به درگاهت روی آورده ام. تا اینکه با فضل و کرمت به من نظر کرده و از گناهم درگذری، هر چیزی در حد خود ارزشی دارد. مال و زندگی خوب است، تا وقتی که به جان آسیبی وارد نکند. حفظ جان واجب است. یک چیز است که از جان نیز عزیزتر و ارزش آن بیشتر است و آن اسلام است. خدایا، بارها از تو تقاضا کردم که من را در بستر نمیرانی و مرگم را شهادت در راه خود قرار دهی. حال آمده ام تا عزیزترین چیز خود که همانا جانم می باشد و آن را نیز تو به من عطا کردی، فدای اسلامت که از جان عزیزتر است و تمام اولیائت جان خود را فدای آن کرده اند، بنمایم و اینگونه با تو معامله کنم . خدایا من گستاخی کردم و این جمله را می گویم که آنچه تو خودت راضی هستی مرا بدان موفق کن ( خدایا بارها در زیارت نامه ها یعنی ای حسین جان کاش در کربلا بودم « یا لیتنی کنت معکم » خواندم که یا حسین جان و تو را یاری می کردم و حالا آن شعار به مرحله عمل رسیده و حالا می گویم ای حسین جان « انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم » ای حسین جان سازش می کنم با هر که تو سازش کرد و می جنگم با هر که با تو جنگید. خدایا، به من داشتن خصوصیات یک سرباز واقعی که تنها به فرمان فرمانده اش می نگرد را عطا کن و اگر توفیق شهید شدن در راهت را به من عطا کردی، در موقعی که امام زمانت ظهور می کند من را زنده بدار، تا در رکاب آن حضرت با دشمنانت بجنگم و به این وسیله دین خود را نسبت به اسلامت ادا نمایم. خدایا، تو در قرآن فرموده ای که روز قیامت هر گروهی را با امامش مبعوث می کنیم. خدایا، من را از ارادتمندان امام زمان قرار بده و با آن حضرت محشور فرما. پدرم سال های سال جان خود را و سلامت خود را به خطر انداختی، تا لقمه نانی تهیه کرده و مرا پروراندی و با آن همه سختی های زندگی بزرگم کردی و سر و سامانی به زندگی ام دادی، ولی من هیچ کاری برای تو نکردم. امیدوارم که مرا حلال کرده و ببخشید. مادرم در آن سال های طاقت فرسای زندگی، مرا شیر دادی و بزرگم کردی و چقدر خدمت و مهربانی ها دربارة من کردی، ولی من هیچ کاری برای تو نکردم . امیدوارم که شیرت را به من حلال کرده و مرا ببخشی. برادران مهربان و خواهر عزیزم شما سال ها به من مهربانی و خدمت کردید، ولی من هیچ کاری برای شما نکردم، امیدوارم شما هم مرا ببخشید. همسر مهربانم تو واقعاً همسر مهربانی برای من بودی و رازدار زندگی ام بودی و با همه سختی ها ساختی، ولی من آنطور که شایسته همسری برای شما می باید باشم، نبودم. لذا مرا حلال کن و ببخش. فرزندانم احمد و اعظم را خوب و به طریقه اسلامی تربیت نما و در تحصیل علم آنها کوتاهی نکن. تا بتوانند در آینده خدمتگزاری شایسته برای اسلام و مسلمین باشند . مجدداً از همه شما عذرخواهی می کنم و از شما می خواهم که تقوای الهی را پیشۀ خود سازید و جز به اسلام به هیچ چیز دیگر ننگرید، انتظار من از شما برادرانم و از فرزندم احمد بعد از بزرگ شدن این است که نگذارید اسلحه شهید بر زمین بماند و با طی کردن راه صحیح اسلام، ریشۀ دشمنان اسلام را از بن برکنید. از شما پدر و مادر و برادران و خواهر و همسر عزیزم می خواهم که به وسوسه های شیطانی که از بعضی دهانها بیرون می آید، گوش نکرده و با توکل بر خدا آن دهانها را با مشت ببندید، زیرا راهی که ما آمده ایم حق است و راهی است که تمام اولیاء خدا مخصوصاً سرور شهیدان حسین بن علی جان خود را در آن راه داده اند و حضرت زهرا آن همه مشقات را جهت پیمودن این راه متحمل شد و حضرت زینب  سر شکافته پدر را در محراب عبادت و جگر قطعه قطعه شده برادر را در میان تشت و سر بریدة برادر را بر نیزه دشمنان تحمل کرد و اینها همه به خاطر اسلام عزیز است و راه ما راهی است که این بزرگان رفته اند. از همۀ اقوام و بستگان از اینکه نتوانستم حقی که بر گردن م ن داشته اند، ادا نمایم، معذرت می خواهم. از همۀ شماها تقاضا دارم که در شهادت من گریه و زاری نکنید و اگر هست بر سرور شهیدان حسین بن علی بگریید، تا انشاالله برای شما اجر همیشگیداشته باشد و از همۀ شما می خواهم که گوش به فرمان امام خمینی باشید و دستورات آن بزرگوار را مو به مو عمل نمایید و بدانید که نایب آن بزرگوار آیت حق منتظری می باشد. در نمازهای جمعه و جماعات همگی شرکت نمایید. نگذارید اسلحۀ شهدا بر زمین بماند، سستی به خود راه ندهید تا انشاءالله همیشه پیروز و سرافراز باشید. برادران حزب الله به هوش باشید و حضور خود را در صحنه همیشه حفظ کنید و نگذارید کارها به دست افراد بی تفاوت و احیاناً ضد انقلاب بیفتد. به هوش باشید که با کوچکترین غفلت مسئول خواهید بود. از برادران فرهنگی و همکارانم می خواهم که تا م یتوانند بر رشد معلومات دینی خود افزوده و شاگردان خود را از لحاظ مسائل دینی اشباع نمایند، تا مبادا خدای ناکرده طعمه غارتگران فرهنگی شوند. همکاران عزیز مسئولیتی بزرگ و امانتی بزرگ بر گردن شماست و آن تربیت نسل آیندة اسلام است پس تا می توانید در ادای این امانت بزرگ کوشا باشید. از دانش آموزان عزیز تقاضا دارم که به حرف های معلمین عزیز خود خوب گوش کرده و آن را به جان و دل بپذیرند و تا می توانند به تکالیف خود عمل کرده و خود را از لحاظ مسائل دینی و عملی و تخصصی تا حد ممکن اشباع نمایند، تا امانتدار شایسته ای برای فردای اسلام ومسلمین باشند. از کلیه برادران و خواهران بی سواد تقاضا دارم که برای فراگیری علم و دانش و به پا کردن رشد فرهنگی خود به کلاس های نهضت سوادآموزی مراجعه کرده که این دشمن همیشگی خود را هر چه سریع تر ازبین ببرند. از آموزشیاران نهضت تقاضا دارم که در کلاس ها همیشه به این مسئله جهت آموزش توجه زیاد داشته باشند و از کلیه برادران و خواهران دست اندرکاران و کادر نهضت تقاضا دارم که نگذارند نهضت حالت نهادی خود را از دست بدهد و از ذکر کردن مکرر آمار و ارقام خودداری نمایید، و بیشتر به کیفیت کار توجه نمایید تا کمیت آن به افراد ضد انقلاب، که در حقیقت ضد اسلامند، چون انقلاب ما یک انقلاب اسلامی است، توصیه می کنم که کمی عقل خود را به کار بیندازند و برگردند به این که در اصل چه بوده اند و الان چی هستند، و عاقبت چه خواهند شد. فکر کنند به اینکه آیا آنها نیز خواهند مرد یا اینکه همیشه زنده اند؟ اگر اطمینان دارند که همیشه زنده اند و می توانند خود را زنده نگه دارند و کسی نیست که به وضع آنها رسیدگی کند، پس هر چه می خواهند انجام دهند و اگر اطمینان ندارند که تا کی زنده اند، قدری بیشتر فکر کنند. زیرا دنیا به هیچ کس وفا نکرده و نخواهد کرد. از برادران حزب جمهوری اسلامی که اینجانب نیز لیاقت وارد شدن به این ارگان مقدس را پیدا کردم و توانستم در سایه این تشکیلات تا حد امکان به رشد معنوی و سیاسی خود بیفزایم، تقاضا دارم که کاملاً مطیع امر ولایت فقیه بوده و نظم را در هر مورد رعایت نمایند و نگذارند به این ارگان مقدس که به عنوان مشعلی از هد ایت در جامعه فروزان است و خون بهشتی ها به پایش ریخته شده، توسط ضدانقلاب خدشه دار شود - خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار.
 
 
 
 
 
 
 
 
سطر ۴۶: سطر ۶۰:
 
« والسلام علی من اتبع الهدی »
 
« والسلام علی من اتبع الهدی »
 
محمد اصغری<ref>[http://www.3000shahid.ir/martyr/bio/2262 سايت ستاد کنگره بزرگداشت سه هزار شهيد استان سمنان]</ref>
 
محمد اصغری<ref>[http://www.3000shahid.ir/martyr/bio/2262 سايت ستاد کنگره بزرگداشت سه هزار شهيد استان سمنان]</ref>
 
 
==پانویس==
 
==پانویس==
<references />
+
<references />
 +
==نگارخانه تصاویر==
 +
<gallery>
 +
 
 +
Image:400_mohammad-asghari-personeli (1).jpg
 +
 
 +
</gallery>

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۴ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۰۹

محمد اصغری

فرزند : عباس

متولد : 1336/01/01 در بسطام

تحصیلات : فوق دیپلم

تاهل : متاهل

یگان: سپاه شاهرود-تیپ21-گردان کربلا

مدت حضور : 5 ماه و 3 روز

مسئولیت : رزمنده

نوع عضویت : بسیج

نوع شغل : معلم

تاریخ شهادت : 1364/11/21

محل شهادت : اروند رود-جزیره بوارین

عملیات : والفجر8

محل دفن : شاهرود بسطام


وصیت نامه

  • وصیت نامه اول

بسم الله الرحمن الرحیم اینجانب، محمد اصغری، فرزند عباس، دارندة شناسنامه، شماره 44 ، متولد و صادره از حوزه 2 شاهرود و ساکن بسطام خیابان سرآسیاب شهرک. « ان الله اشتری من المؤمنین انفسهم و اموالهم بِأن لهم الجنۀ یقاتلون فی سبی لالله  » « ربنا افرغ علینا صبرا و ثبت اقدامنا و انصرنا علی القَوم الکافرین  » درود خداوند بر حضرت آدم اولین پیامبر خدا، درود خداوند بر از آدم تا حضرت نوح، درود خداوند بر پیامبران اولی العزم مخصوصاً خاتم پیامبران حضرت محمدابن عبدالله ، درود و برکات خاص بر اولیاء و معصومین خداوند از پیامبر تا قائم آل محمد ، درود خدا و سپاس فراوان به پیشگاه یگانه خالق هستی. خدایا تو را شکر می کنم که بار دیگر بر من بنده گنهکار، خود منّت نهادی و توان دادی تا جهت یاری دینت به جبهه های نبرد حق علیه باطل روانه شوم. خدایا تو را سپاس م ی گویم از اینکه زمانی من را آفریدی که بعد از گذشت سال ها در تحت حکومت امامی عادل، در سایۀ انقلاب اسلامی، زندگی خود را تا حدی توفیق دادی سپری نمایم. خدایا تو خالقی و من بنده ای ضعیف، خدایا تو و من بنده ای عاصی، خدایا تو غفوری و من بنده ای گنه کار. خدایا یک عمر بودی ولی با حضور تو، من نافرمانی تو را کردم و تو با ستارالعیوبیت عیب مرا پوشاندی. خدایا در این مدت چند سالی که روزی مرا در دنیا قرار دادی و همه چیز به من دادی ولی باز من نافرمانی کردم و آنطور که شایسته پرستش بودی، من به وظیفه خود عمل نکردم. خدایا من هیچ نبودم و بودم کردی. هیچ نداشتم همه چیز به من دادی. خدایا یک عمر تو به من مهربانی کردی و من متقابلاً عصیان کردم. خدایا پس با چه رویی به درگاهت روی آورم و حال آنکه تو از هر عیبی پاک و منزهی و منبنده ای سراپا خطاکار. خدایا در هر حال لطف و رحمت بی منتهایت مرا به طمع انداخته و با کوله باری پر از گناه به درگاهت روی آورده ام. تا اینکه با فضل و کرمت به من نظر کرده و از گناهم درگذری، هر چیزی در حد خود ارزشی دارد. مال و زندگی خوب است، تا وقتی که به جان آسیبی وارد نکند. حفظ جان واجب است. یک چیز است که از جان نیز عزیزتر و ارزش آن بیشتر است و آن اسلام است. خدایا، بارها از تو تقاضا کردم که من را در بستر نمیرانی و مرگم را شهادت در راه خود قرار دهی. حال آمده ام تا عزیزترین چیز خود که همانا جانم می باشد و آن را نیز تو به من عطا کردی، فدای اسلامت که از جان عزیزتر است و تمام اولیائت جان خود را فدای آن کرده اند، بنمایم و اینگونه با تو معامله کنم . خدایا من گستاخی کردم و این جمله را می گویم که آنچه تو خودت راضی هستی مرا بدان موفق کن ( خدایا بارها در زیارت نامه ها یعنی ای حسین جان کاش در کربلا بودم « یا لیتنی کنت معکم » خواندم که یا حسین جان و تو را یاری می کردم و حالا آن شعار به مرحله عمل رسیده و حالا می گویم ای حسین جان « انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم » ای حسین جان سازش می کنم با هر که تو سازش کرد و می جنگم با هر که با تو جنگید. خدایا، به من داشتن خصوصیات یک سرباز واقعی که تنها به فرمان فرمانده اش می نگرد را عطا کن و اگر توفیق شهید شدن در راهت را به من عطا کردی، در موقعی که امام زمانت ظهور می کند من را زنده بدار، تا در رکاب آن حضرت با دشمنانت بجنگم و به این وسیله دین خود را نسبت به اسلامت ادا نمایم. خدایا، تو در قرآن فرموده ای که روز قیامت هر گروهی را با امامش مبعوث می کنیم. خدایا، من را از ارادتمندان امام زمان قرار بده و با آن حضرت محشور فرما. پدرم سال های سال جان خود را و سلامت خود را به خطر انداختی، تا لقمه نانی تهیه کرده و مرا پروراندی و با آن همه سختی های زندگی بزرگم کردی و سر و سامانی به زندگی ام دادی، ولی من هیچ کاری برای تو نکردم. امیدوارم که مرا حلال کرده و ببخشید. مادرم در آن سال های طاقت فرسای زندگی، مرا شیر دادی و بزرگم کردی و چقدر خدمت و مهربانی ها دربارة من کردی، ولی من هیچ کاری برای تو نکردم . امیدوارم که شیرت را به من حلال کرده و مرا ببخشی. برادران مهربان و خواهر عزیزم شما سال ها به من مهربانی و خدمت کردید، ولی من هیچ کاری برای شما نکردم، امیدوارم شما هم مرا ببخشید. همسر مهربانم تو واقعاً همسر مهربانی برای من بودی و رازدار زندگی ام بودی و با همه سختی ها ساختی، ولی من آنطور که شایسته همسری برای شما می باید باشم، نبودم. لذا مرا حلال کن و ببخش. فرزندانم احمد و اعظم را خوب و به طریقه اسلامی تربیت نما و در تحصیل علم آنها کوتاهی نکن. تا بتوانند در آینده خدمتگزاری شایسته برای اسلام و مسلمین باشند . مجدداً از همه شما عذرخواهی می کنم و از شما می خواهم که تقوای الهی را پیشۀ خود سازید و جز به اسلام به هیچ چیز دیگر ننگرید، انتظار من از شما برادرانم و از فرزندم احمد بعد از بزرگ شدن این است که نگذارید اسلحه شهید بر زمین بماند و با طی کردن راه صحیح اسلام، ریشۀ دشمنان اسلام را از بن برکنید. از شما پدر و مادر و برادران و خواهر و همسر عزیزم می خواهم که به وسوسه های شیطانی که از بعضی دهانها بیرون می آید، گوش نکرده و با توکل بر خدا آن دهانها را با مشت ببندید، زیرا راهی که ما آمده ایم حق است و راهی است که تمام اولیاء خدا مخصوصاً سرور شهیدان حسین بن علی جان خود را در آن راه داده اند و حضرت زهرا آن همه مشقات را جهت پیمودن این راه متحمل شد و حضرت زینب  سر شکافته پدر را در محراب عبادت و جگر قطعه قطعه شده برادر را در میان تشت و سر بریدة برادر را بر نیزه دشمنان تحمل کرد و اینها همه به خاطر اسلام عزیز است و راه ما راهی است که این بزرگان رفته اند. از همۀ اقوام و بستگان از اینکه نتوانستم حقی که بر گردن م ن داشته اند، ادا نمایم، معذرت می خواهم. از همۀ شماها تقاضا دارم که در شهادت من گریه و زاری نکنید و اگر هست بر سرور شهیدان حسین بن علی بگریید، تا انشاالله برای شما اجر همیشگیداشته باشد و از همۀ شما می خواهم که گوش به فرمان امام خمینی باشید و دستورات آن بزرگوار را مو به مو عمل نمایید و بدانید که نایب آن بزرگوار آیت حق منتظری می باشد. در نمازهای جمعه و جماعات همگی شرکت نمایید. نگذارید اسلحۀ شهدا بر زمین بماند، سستی به خود راه ندهید تا انشاءالله همیشه پیروز و سرافراز باشید. برادران حزب الله به هوش باشید و حضور خود را در صحنه همیشه حفظ کنید و نگذارید کارها به دست افراد بی تفاوت و احیاناً ضد انقلاب بیفتد. به هوش باشید که با کوچکترین غفلت مسئول خواهید بود. از برادران فرهنگی و همکارانم می خواهم که تا م یتوانند بر رشد معلومات دینی خود افزوده و شاگردان خود را از لحاظ مسائل دینی اشباع نمایند، تا مبادا خدای ناکرده طعمه غارتگران فرهنگی شوند. همکاران عزیز مسئولیتی بزرگ و امانتی بزرگ بر گردن شماست و آن تربیت نسل آیندة اسلام است پس تا می توانید در ادای این امانت بزرگ کوشا باشید. از دانش آموزان عزیز تقاضا دارم که به حرف های معلمین عزیز خود خوب گوش کرده و آن را به جان و دل بپذیرند و تا می توانند به تکالیف خود عمل کرده و خود را از لحاظ مسائل دینی و عملی و تخصصی تا حد ممکن اشباع نمایند، تا امانتدار شایسته ای برای فردای اسلام ومسلمین باشند. از کلیه برادران و خواهران بی سواد تقاضا دارم که برای فراگیری علم و دانش و به پا کردن رشد فرهنگی خود به کلاس های نهضت سوادآموزی مراجعه کرده که این دشمن همیشگی خود را هر چه سریع تر ازبین ببرند. از آموزشیاران نهضت تقاضا دارم که در کلاس ها همیشه به این مسئله جهت آموزش توجه زیاد داشته باشند و از کلیه برادران و خواهران دست اندرکاران و کادر نهضت تقاضا دارم که نگذارند نهضت حالت نهادی خود را از دست بدهد و از ذکر کردن مکرر آمار و ارقام خودداری نمایید، و بیشتر به کیفیت کار توجه نمایید تا کمیت آن به افراد ضد انقلاب، که در حقیقت ضد اسلامند، چون انقلاب ما یک انقلاب اسلامی است، توصیه می کنم که کمی عقل خود را به کار بیندازند و برگردند به این که در اصل چه بوده اند و الان چی هستند، و عاقبت چه خواهند شد. فکر کنند به اینکه آیا آنها نیز خواهند مرد یا اینکه همیشه زنده اند؟ اگر اطمینان دارند که همیشه زنده اند و می توانند خود را زنده نگه دارند و کسی نیست که به وضع آنها رسیدگی کند، پس هر چه می خواهند انجام دهند و اگر اطمینان ندارند که تا کی زنده اند، قدری بیشتر فکر کنند. زیرا دنیا به هیچ کس وفا نکرده و نخواهد کرد. از برادران حزب جمهوری اسلامی که اینجانب نیز لیاقت وارد شدن به این ارگان مقدس را پیدا کردم و توانستم در سایه این تشکیلات تا حد امکان به رشد معنوی و سیاسی خود بیفزایم، تقاضا دارم که کاملاً مطیع امر ولایت فقیه بوده و نظم را در هر مورد رعایت نمایند و نگذارند به این ارگان مقدس که به عنوان مشعلی از هد ایت در جامعه فروزان است و خون بهشتی ها به پایش ریخته شده، توسط ضدانقلاب خدشه دار شود - خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار.    

  • وصیت نامه دوم

بسم الله الرحمن الرحیم « و لا تهنوا و لا تحزنوا و انتم الاعلون ان کنتم مؤمنین » « هراس به خود راه ندهید و اندوهناک نباشید و شما بلند مرتبه هستید اگر مؤمن باشید ». با درود به همۀ پیامبران از حضرت آدم تا حضرت خاتم حضرت محمدبن عبدالله و با درود فراوان به تمامی اولیاء خدا و با درود فراوان به منجی عالم بشریت حضرت حجۀ ابن الحسن و با درود فراوان به رهبر کبیر انقلاب شکوهمند اسلامی حضرت امام خمینی و با درود فراوان به ارواح پاک تمامی شهدا و با درود فراوان به تمامی خانواده های شهدا و مجروحین و معلولین و با درود فراوان به تمامی رزمندگان اسلام و ملت شهیدپرور ایران. و اما سخنی با خانواده و پدر و مادرم و فامیلهای مهربانم، اگر خداوند توفیق شهید شدن را به من داد همچون حضرت زینب که در مصیبت جدش حضرت محمد و پدرش حضرت علی  و مادرش حضرت فاطمه و دوبرادرش حضرت امام حسن و امام حسین صبر انقلابی نموده و شما هم صبر را پیشه خود نموده و از خداوند بزرگ عظمت اسلام و مسلمین را بخواهید. پدر و مادرم توجه داشته باشید که ما در حدیث از معصوم، داریم که اگر پدری یک فرزند خود را در زمان حیاتش در راه خدا بدهد از 70 فرزند برای او بهتر است که بعد از مرگش در رکاب پیامبر اسلام جنگ کرده و شهید شوند و البته این افتخار برای شما تا زمانی است که شکر خدا را به جا آورید و مغرور نشوید. و اما سخنی با همسرم، همسرم از تو می خواهم که در تربیت فرزندانم کوشا بوده و سعی نمایید یک انسان تحویل جامعۀ اسلامی نمایید، تا بتوانند حق و باطل را شناخته و در مقابل باطل ایستادگی نمایند و آنها هم همچون ما این سخن را به گوش جهانیان برسانند . آری آن سخن این چنین است که امام حسین  فرمود : « اگر اسلام با ریختن خون من رشد می کند، پس ای شمشیرها مرا دریابید ». و ما اینک به استکبار جهانی می گوییم که اگر  تداوم انقلاب به خون ما نیازمند است پس ای گلوله ها ما را دریابید که مرگ با عزت بهتر از زندگی ذلت بار است. و اما پیام این حقیر به ملت مسلمان و شهیدپرور بسطام و کلیه ملت ایران این هست که جبهه ها را پر کرده و نگذارند کسانی که در اینجا هستند، خسته بشوند و ثانیاً حضور در صحنه خود را حفظ نموده و در نماز جمعه و جماعات و دعاهایی که برگزار می شود، حتماً شرکت نمایند و لحظه ای از فرامین امام غفلت ننمایند . تا مبادا گرفتار گوساله سامری های زمان گردند و از همین الان می گوییم که رهبر و مرجع ما یکی است و آن امام امت خمینی کبیر می باشد و این را به خاطر داشته باشید. و شما قدردان این نعمت گرانبها باشید و اما پیامی به کلیه برادران و خواهران بی سواد که هر چه سریع تر تا فرصت از دست نرفته در کلا س های نهضت سوادآموزی شرکت نموده، تا به مسائل اسلامی آشنا شده، تا مبادا بر اثر ضعف فرهنگ اسلامی در معرض طعمه گرگ های زمان واقع گردید و در پایان از همۀ ملت شریف می خواهم که اتحاد و یکپارچگی خود را حفظ نموده و به این وسیله ضربه نهایی را بر دشمنان اسلام وارد آورید. ا ز پدر و مادر مهربان و خانواده محترمم و کلیۀ عزیزانی که حق به گردن اینجانب دارند و من نتوانستم آن حق را ادا نمایم، مخصوصاً خانواده و پدر و مادرم تقاضا دارم که مرا ببخشند و توجه شما را به این آیه از قرآن کریم جلب می نمایم که هیچ عمل و کاری و حادثه ای واقع نمی شود مگر اینکه خدا بخواهد و کسی که به خدا ایمان بیاورد خداوند قلبش را هدایت می کند و همانا خداوند به همۀ امور عالم دانا است بنابراین تنها به یاد خدا مبادا در . « ذکر خدا را به زبان آورید که با یاد خدا دل ها اطمینان می یابد » باشید و همیشه مصیبت من گریه و ناله نمایید که دشمن سوء استفاده نماید « الله وفقنا لما تحُب و ترضی ». و ای خدا نی از تو حیات جاودان می خواهم نی ملک تنعم جهان می خواهم نی سیم و زر و راحت جان می خواهم آن چیز رضای توست آن می خواهم

آن کس که تو را شناخت جان را چه کند فرزند و عیال و خانمان را چه کند دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی دیوانه تو هر دو جهان را چه کند

گر مرد رهی میان خون باید رفت از پای فتاده سرنگون باید رفت تو پا به ره بنه دگر هیچ مپرس خود راه بگویدت که چون باید رفت « والسلام علی من اتبع الهدی » محمد اصغری[۱]

پانویس

  1. سايت ستاد کنگره بزرگداشت سه هزار شهيد استان سمنان

نگارخانه تصاویر

آخرین تغییر ‏۱۴ آذر ۱۳۹۹، در ‏۱۶:۰۹