شهید علی بلوچی: تفاوت بین نسخه‌ها

(خاطرات)
 
(۲ نسخه‌های متوسط توسط ۲ کاربران نشان داده نشده)
سطر ۱۶: سطر ۱۶:
  
 
گلزار : بهشت‌فضل‌
 
گلزار : بهشت‌فضل‌
 
rId6
 
  
  
سطر ۲۴: سطر ۲۲:
  
 
-    توی اتاق نشسته بودم که ناگهان برادرم با عجله وارد شد و قصه خداحافظی و اعزام به جبهه را داشت پرسیدم داداش جان شما 45روز در منطقه بوده اید و هنوز 5 روز بیشتر نیست که اینجا هستید کجا میخواهید بروید گفت خواهرم ما در طی این 45 روز عملیاتی نداشته ایم و مرخصی گرفته ایم چهار پنچ روز از خانواده ها خبر بگیریم و برگردیم برای عملیات دیشب تماس گرفتند که عملیات در پیش است و باید برای جانفشانی بروم برادرم این بار خداحافظی دیگری کردند انگار همه دیگر را نمی بینیم دو روز به ماه رمضان مانده رفتند و پنجم ماه رمضان جنازه اش را آوردن .<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=4232 سایت شهدای یاران رضا]</ref>
 
-    توی اتاق نشسته بودم که ناگهان برادرم با عجله وارد شد و قصه خداحافظی و اعزام به جبهه را داشت پرسیدم داداش جان شما 45روز در منطقه بوده اید و هنوز 5 روز بیشتر نیست که اینجا هستید کجا میخواهید بروید گفت خواهرم ما در طی این 45 روز عملیاتی نداشته ایم و مرخصی گرفته ایم چهار پنچ روز از خانواده ها خبر بگیریم و برگردیم برای عملیات دیشب تماس گرفتند که عملیات در پیش است و باید برای جانفشانی بروم برادرم این بار خداحافظی دیگری کردند انگار همه دیگر را نمی بینیم دو روز به ماه رمضان مانده رفتند و پنجم ماه رمضان جنازه اش را آوردن .<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=4232 سایت شهدای یاران رضا]</ref>
 +
==نگار خانه تصاویر==
 +
<gallery>
 +
 +
Image:4232 (1).jpg
 +
 +
 +
</gallery>
  
 
==پانویس==
 
==پانویس==
 
<references />
 
<references />
 +
== رده‌ها ==
 +
{{ترتیب‌پیش‌فرض:علی_بلوچی}}
 +
[[رده: شهدا]]
 +
[[رده: شهدای دفاع مقدس]]
 +
[[رده: شهدای ایران]]
 +
[[رده: شهدای استان خراسان رضوی ]]
 +
[[رده: شهدای شهرستان نیشابور]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۹ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۳۷

تاریخ تولد : 1343/05/15

نام : علی‌ محل تولد : نیشابور

نام خانوادگی : بلوچی‌ تاریخ شهادت : 1366/02/01

نام پدر : محمد مکان شهادت :

تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت :

شغل : یگان خدمتی :

گروه مربوط : سایر شهیدان استان خراسان

نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : تدارکات‌

گلزار : بهشت‌فضل‌


خاطرات

- در غربت غروبی غمناک که خورشید فلک آهنگ بر بستر خونرنگ شفق را داشت و رنگ بیرنگ شب آهسته و آرام جامه مشکین فام خویش را بر پهنه خاک می کشید و کران تا کران را در سیاهی ابهام آمیزی غرق می کرد، او با صلابت و قاطعیت آر پی جی بر دوش گام در راه نهاد . راهی پر از نشیب و فراز در عمق خاک عراق، راهی که هر از گاهی رگباری فضا می شکافت و در دور دستها بوسه بر چکاد صخره ها می زد . آری ، آن شب او بود و دلی آکنده از صفا و عشق به لقا ا... او بود و مناجات که تبلور آن با تبسمی پر رمز و راز بر لبهایش می نشست چرا که عاشق صادقی بود به میهمانی محبوب می رود و ساعتی بعد که غرش سلاحش کالیبر دشمن را از کار انداخت خود نیز در بزم یاران نشست . آری، همان دم تیر سفاکان بعثی قامت استوارش را نقش بر زمین کرد و روح متعالیش به معراج پر کشید و چه جانکاه که جسم بیجانش هم رحم نکردند و در پاتک روز بعد آماج گلوله ها قرارش دادند و با باران خمپاره ها بدن مطهرش را پاره پاره کردند ... و چه باک که خودش چنین می خواست ... . از شهید بزرگوارمان می گویم ، از دلاور مرد جبهه های نور ، مجاهد فی سبیل ا.. علی بلوچی . رزمنده ای که در والفجر 9 حماسه ها آفرید و نهایتاً در همان منطقه در ارتفاعات سلیمانیه با عملیات مقدماتی کربلای 10 به شهادت رسید و به لقا حق شتافت .

- توی اتاق نشسته بودم که ناگهان برادرم با عجله وارد شد و قصه خداحافظی و اعزام به جبهه را داشت پرسیدم داداش جان شما 45روز در منطقه بوده اید و هنوز 5 روز بیشتر نیست که اینجا هستید کجا میخواهید بروید گفت خواهرم ما در طی این 45 روز عملیاتی نداشته ایم و مرخصی گرفته ایم چهار پنچ روز از خانواده ها خبر بگیریم و برگردیم برای عملیات دیشب تماس گرفتند که عملیات در پیش است و باید برای جانفشانی بروم برادرم این بار خداحافظی دیگری کردند انگار همه دیگر را نمی بینیم دو روز به ماه رمضان مانده رفتند و پنجم ماه رمضان جنازه اش را آوردن .[۱]

نگار خانه تصاویر

پانویس

  1. سایت شهدای یاران رضا

رده‌ها

آخرین تغییر ‏۱۹ تیر ۱۳۹۹، در ‏۱۴:۳۷