Barzegar97 (بحث | مشارکتها) (صفحهای جدید حاوی « شهید بهادر احمدیار تاریخ تولد :1337/04/03�تاریخ شهادت : 1361/01/02 محل شهادت : نامشخص...» ایجاد کرد) |
Amosoltany98 (بحث | مشارکتها) جز (Amosoltany98 صفحهٔ شهید بهادر احمد یار را به شهیدبهادر احمد یار منتقل کرد) |
||
| (۳ نسخههای متوسط توسط ۳ کاربران نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| − | + | تاریخ تولد :1337/04/03 | |
| − | تاریخ تولد :1337/04/ | + | |
| − | محل شهادت : | + | |
| − | زندگینامه | + | �تاریخ شهادت : 1361/01/02 |
| + | |||
| + | |||
| + | محل شهادت : نامشخص | ||
| + | |||
| + | |||
| + | �محل آرامگاه :خوزستان - رامهرمز - کهله مرکزی | ||
| + | |||
| + | |||
| + | |||
| + | ==زندگینامه== | ||
بهادر یاراحمدی درسال 1337 درروستای کهله متولد شد حرکات و رفتار او در کودکی حکایت از طوفانی بزرگ در روحسرکش او می کرد. در سن 7 شالگی به در س خواندن اشتغال یافت دوران ابتدای را در مدرسه گلی یک کلاسه در روستای نامبرده پشت سرگذاشت و دوران راهنمایی را ا هزار رنج و مشقت در شهرستان رامهرمز طی کرد وقتی به دبیرستن پا گذاشت و سن وی زیاد بود به همین خاطر شبانه درسش را ادامه داد و روزها به کار کردن مشغول بود و چون درامد مالی وی کم بود مجبور به ترک تحصیل شد و برای معاش خانواد ه شب وروز کار میکرد وی جوانی اگاه وهوشیار از روستای عقب افتاده در سال 1356 به خدمت نظام احضار شد و بعد از 12ماه خدنت به دستور امام از پادگان ارتش مزدور شاهنشاهی فرارکرده و خود را در میان توده مردم انقلابی جای داد و با پخش اعلامیه و شرکت در راهپیمایی همگام با ملت ایران علیه حکومت طاغوت به فعالیت مشغول شد وی یکی از بنیان گذاران انجمن اسلامی روستای کهله بود فعالیتهای زیادی درراه نشر و اهداف انقلاب اسلامی نمود و روستاییان را به خواندن نماز و قران تشویق می کرد. شهید برادر احمدیار در سال 1359 ازدواج کرد و این پیوند صاحب یک فرزند شد سپس جنگ تحمیلی عراق علیه ایران اشروع شد او خواستار شرکت در جنگ علیه کفر شد و خود را چندین بار به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی معرفی کرد تا اینکه در تیرماه 1360به جبهه ابادان، ماهشهر، اعزام گردید و در جبهه علیه کفار ان به جنگ مشغول شد تا اینکه اعلامیه ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی راجع به احضار سربازان 1337 از رادیو پخش شد وی با معرفی خو د به گروهان ژاندارمری امادگی هرچه بیشتر خود را اعلام نمود. اوبه تهران اعزام شد بعد به مشهد مقدس انتقال یافت. | بهادر یاراحمدی درسال 1337 درروستای کهله متولد شد حرکات و رفتار او در کودکی حکایت از طوفانی بزرگ در روحسرکش او می کرد. در سن 7 شالگی به در س خواندن اشتغال یافت دوران ابتدای را در مدرسه گلی یک کلاسه در روستای نامبرده پشت سرگذاشت و دوران راهنمایی را ا هزار رنج و مشقت در شهرستان رامهرمز طی کرد وقتی به دبیرستن پا گذاشت و سن وی زیاد بود به همین خاطر شبانه درسش را ادامه داد و روزها به کار کردن مشغول بود و چون درامد مالی وی کم بود مجبور به ترک تحصیل شد و برای معاش خانواد ه شب وروز کار میکرد وی جوانی اگاه وهوشیار از روستای عقب افتاده در سال 1356 به خدمت نظام احضار شد و بعد از 12ماه خدنت به دستور امام از پادگان ارتش مزدور شاهنشاهی فرارکرده و خود را در میان توده مردم انقلابی جای داد و با پخش اعلامیه و شرکت در راهپیمایی همگام با ملت ایران علیه حکومت طاغوت به فعالیت مشغول شد وی یکی از بنیان گذاران انجمن اسلامی روستای کهله بود فعالیتهای زیادی درراه نشر و اهداف انقلاب اسلامی نمود و روستاییان را به خواندن نماز و قران تشویق می کرد. شهید برادر احمدیار در سال 1359 ازدواج کرد و این پیوند صاحب یک فرزند شد سپس جنگ تحمیلی عراق علیه ایران اشروع شد او خواستار شرکت در جنگ علیه کفر شد و خود را چندین بار به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی معرفی کرد تا اینکه در تیرماه 1360به جبهه ابادان، ماهشهر، اعزام گردید و در جبهه علیه کفار ان به جنگ مشغول شد تا اینکه اعلامیه ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی راجع به احضار سربازان 1337 از رادیو پخش شد وی با معرفی خو د به گروهان ژاندارمری امادگی هرچه بیشتر خود را اعلام نمود. اوبه تهران اعزام شد بعد به مشهد مقدس انتقال یافت. | ||
| − | |||
| − | + | ||
| + | |||
| + | |||
| + | |||
| + | بعد از چند روز برای بالا امدن روحیه به مرخصی امد و به طور شفاهی به خانواده خود چنین وصیت کرد: من شهادت را انتخاب کرده ام و اگر شهید شد فرزندم را طوری تربیت کنید که راه خودم را ادامه دهد.بعداز چندی داوطلبانه از مشهد راهی جبهه های شوش شد ودر این مرحله تصمیم داشت به ارزوی نهایی خود برسد و همچنین طی نامه ای به پدرو مادر و دوستان خود متذکر شد که انقدر درجبهه ها می ماند تا لیاقت شهادت را پیدا کند ودر شو ش پیکار پیروزمندانه اش را اغاز نمود و روز به روز عشق شهادت نیز همانند تجربه اش در جنگ فزونی می گرفت تا اینکه در حمله فتح بزرگ که با کلمه یا زهرا شروع شد که در تاریخ 1361/01/02 بوسیله خمپاره به شهادت رسید و به خیل شهیدان پیوست.<ref> سایت شهدای ارتش</ref> | ||
| + | |||
| + | ==پانویس== | ||
| + | <references/> | ||
| + | == ردهها == | ||
| + | {{ترتیبپیشفرض:بهادر_احمدیار}} | ||
| + | [[رده: شهدا]] | ||
| + | [[رده: شهدای دوران دفاع مقدس]] | ||
| + | [[رده: شهدای ارتش جمهوری اسلامی ایران]] | ||
| + | [[رده: شهدای ایران]] | ||
| + | [[رده: شهدای استان خوزستان]] | ||
| + | [[رده: شهدای شهرستان رامهرمز]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲۸ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۲۱
تاریخ تولد :1337/04/03
�تاریخ شهادت : 1361/01/02
محل شهادت : نامشخص
�محل آرامگاه :خوزستان - رامهرمز - کهله مرکزی
زندگینامه
بهادر یاراحمدی درسال 1337 درروستای کهله متولد شد حرکات و رفتار او در کودکی حکایت از طوفانی بزرگ در روحسرکش او می کرد. در سن 7 شالگی به در س خواندن اشتغال یافت دوران ابتدای را در مدرسه گلی یک کلاسه در روستای نامبرده پشت سرگذاشت و دوران راهنمایی را ا هزار رنج و مشقت در شهرستان رامهرمز طی کرد وقتی به دبیرستن پا گذاشت و سن وی زیاد بود به همین خاطر شبانه درسش را ادامه داد و روزها به کار کردن مشغول بود و چون درامد مالی وی کم بود مجبور به ترک تحصیل شد و برای معاش خانواد ه شب وروز کار میکرد وی جوانی اگاه وهوشیار از روستای عقب افتاده در سال 1356 به خدمت نظام احضار شد و بعد از 12ماه خدنت به دستور امام از پادگان ارتش مزدور شاهنشاهی فرارکرده و خود را در میان توده مردم انقلابی جای داد و با پخش اعلامیه و شرکت در راهپیمایی همگام با ملت ایران علیه حکومت طاغوت به فعالیت مشغول شد وی یکی از بنیان گذاران انجمن اسلامی روستای کهله بود فعالیتهای زیادی درراه نشر و اهداف انقلاب اسلامی نمود و روستاییان را به خواندن نماز و قران تشویق می کرد. شهید برادر احمدیار در سال 1359 ازدواج کرد و این پیوند صاحب یک فرزند شد سپس جنگ تحمیلی عراق علیه ایران اشروع شد او خواستار شرکت در جنگ علیه کفر شد و خود را چندین بار به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی معرفی کرد تا اینکه در تیرماه 1360به جبهه ابادان، ماهشهر، اعزام گردید و در جبهه علیه کفار ان به جنگ مشغول شد تا اینکه اعلامیه ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی راجع به احضار سربازان 1337 از رادیو پخش شد وی با معرفی خو د به گروهان ژاندارمری امادگی هرچه بیشتر خود را اعلام نمود. اوبه تهران اعزام شد بعد به مشهد مقدس انتقال یافت.
بعد از چند روز برای بالا امدن روحیه به مرخصی امد و به طور شفاهی به خانواده خود چنین وصیت کرد: من شهادت را انتخاب کرده ام و اگر شهید شد فرزندم را طوری تربیت کنید که راه خودم را ادامه دهد.بعداز چندی داوطلبانه از مشهد راهی جبهه های شوش شد ودر این مرحله تصمیم داشت به ارزوی نهایی خود برسد و همچنین طی نامه ای به پدرو مادر و دوستان خود متذکر شد که انقدر درجبهه ها می ماند تا لیاقت شهادت را پیدا کند ودر شو ش پیکار پیروزمندانه اش را اغاز نمود و روز به روز عشق شهادت نیز همانند تجربه اش در جنگ فزونی می گرفت تا اینکه در حمله فتح بزرگ که با کلمه یا زهرا شروع شد که در تاریخ 1361/01/02 بوسیله خمپاره به شهادت رسید و به خیل شهیدان پیوست.[۱]
پانویس
- ↑ سایت شهدای ارتش