شهید عباس بادیه نشین: تفاوت بین نسخه‌ها

(زندگی نامه)
 
سطر ۱۲: سطر ۱۲:
 
سال اول را با موفقیت قبول شد و در سال دوم در همان مدرسه، تا عید رفت اما عید كه به ده پیش پدرش رفت دید او مریض است، گفت: پدر من از این به بعد به مدرسه نمی روم و در کار کشاورزی به تو کمک می کنم، خدا را خوش نمی آید که من به مدرسه بروم و توی پیرمرد مریض، تنها کشاورزی کنی.
 
سال اول را با موفقیت قبول شد و در سال دوم در همان مدرسه، تا عید رفت اما عید كه به ده پیش پدرش رفت دید او مریض است، گفت: پدر من از این به بعد به مدرسه نمی روم و در کار کشاورزی به تو کمک می کنم، خدا را خوش نمی آید که من به مدرسه بروم و توی پیرمرد مریض، تنها کشاورزی کنی.
  
خلاصه مدرسه را ترک کرد و در کشاورزی به کمک پدرش پرداخت و پدرش هر چه به او می گفت: پسرم به مدرسه برو، مي گفت: هرگز، و نرفت. تا این که انقلاب شد و او در تظاهرات شرکت کرد و هر روز تظاهرات بود و پدر را نيز ياري مي كرد تا این که اسمش به سربازی در آمد و پدرش گفت: من همین یک پسر را دارم، او را معاف کنید ولی قبول نکردند و عباس، در تاریخ، 1362/12/20 به خدمت مقدس سربازی رفت و در جبهه سومار خدمت می کرد و در همانجا زخمی شد و به تهران اعزام گرديد، در بیمارستان سجاد بود و در تاریخ، 1363/12/27 در همان بیمارستان به درجه رفیع شهادت رسید.
+
خلاصه مدرسه را ترک کرد و در کشاورزی به کمک پدرش پرداخت و پدرش هر چه به او می گفت: پسرم به مدرسه برو، مي گفت: هرگز، و نرفت. تا این که انقلاب شد و او در تظاهرات شرکت کرد و هر روز تظاهرات بود و پدر را نيز ياري مي كرد تا این که اسمش به سربازی در آمد و پدرش گفت: من همین یک پسر را دارم، او را معاف کنید ولی قبول نکردند و عباس، در تاریخ، 1362/12/20 به خدمت مقدس سربازی رفت و در جبهه سومار خدمت می کرد و در همانجا زخمی شد و به تهران اعزام گرديد، در بیمارستان سجاد بود و در تاریخ، 1363/12/27 در همان بیمارستان به درجه رفیع شهادت رسید.<ref>[http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/3520 سایت شهدای ارتش]</ref>
  
 
==نگارخانه تصاویر==
 
==نگارخانه تصاویر==
سطر ۲۱: سطر ۲۱:
  
 
</gallery>
 
</gallery>
 
+
==پانویس==
منبع: سایت شهدای ارتش
+
<references />
http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/3520
+

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۷ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۵۶

شهید عباس بادیه نشین تاریخ تولد :1343/06/02 تاریخ شهادت : 1363/12/27 محل شهادت : نامشخص محل آرامگاه :کرمان - سیرجان – سیرجان


زندگی نامه

عباس، در خانه ای مستضعف در سال 1343 در قریه ای به نام هندیز، به دنیا آمد و در سن هفت سالگی در همان ده به مدرسه رفت و او به درس خیلی علاقه داشت، در تمام کلاس ها شاگرد ممتاز بود، تا کلاس چهارم در هندیز درس خواند و کلاس پنجم را در دهکده ای تقریبا دوازده کیلومتری، به نام کوهو در منزل خواهرش، کلاس پنجم را با موفقیت به پایان رسانید و بعد از آن چون در آنجا مدرسه راهنمایی نبود، به سیرجان آمد و به مدرسه پایگاه دریایی رفت.

سال اول را با موفقیت قبول شد و در سال دوم در همان مدرسه، تا عید رفت اما عید كه به ده پیش پدرش رفت دید او مریض است، گفت: پدر من از این به بعد به مدرسه نمی روم و در کار کشاورزی به تو کمک می کنم، خدا را خوش نمی آید که من به مدرسه بروم و توی پیرمرد مریض، تنها کشاورزی کنی.

خلاصه مدرسه را ترک کرد و در کشاورزی به کمک پدرش پرداخت و پدرش هر چه به او می گفت: پسرم به مدرسه برو، مي گفت: هرگز، و نرفت. تا این که انقلاب شد و او در تظاهرات شرکت کرد و هر روز تظاهرات بود و پدر را نيز ياري مي كرد تا این که اسمش به سربازی در آمد و پدرش گفت: من همین یک پسر را دارم، او را معاف کنید ولی قبول نکردند و عباس، در تاریخ، 1362/12/20 به خدمت مقدس سربازی رفت و در جبهه سومار خدمت می کرد و در همانجا زخمی شد و به تهران اعزام گرديد، در بیمارستان سجاد بود و در تاریخ، 1363/12/27 در همان بیمارستان به درجه رفیع شهادت رسید.[۱]

نگارخانه تصاویر

پانویس

  1. سایت شهدای ارتش
آخرین تغییر ‏۱۷ تیر ۱۳۹۹، در ‏۱۸:۵۶