شهید عباس اکبری: تفاوت بین نسخه‌ها

(وصیت نامه)
(وصیت نامه)
 
سطر ۲۴: سطر ۲۴:
  
 
<ref>[http://www.3000shahid.ir/martyr/bio/2792 سایت شهدای سمنان]</ref>
 
<ref>[http://www.3000shahid.ir/martyr/bio/2792 سایت شهدای سمنان]</ref>
 +
==نگارخانه تصاویر==
 +
<gallery>
 +
 +
Image:400_abas akbari (1).jpg
 +
 +
 +
</gallery>
  
 
==پانویس==
 
==پانویس==
 
<references />
 
<references />

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۷ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۲۶

نام : عباس اکبری فرزند : علی متولد : 1345/12/7 در آمل تحصیلات : زیر دیپلم تاهل : متاهل یگان: سپاه تهران- سپاه فیروزکوه مدت حضور : 15 ماه مسئولیت : رزمنده نوع عضویت : پاسدارنوع شغل : نظامی تاریخ شهادت : 1362/12/10محل شهادت : جزیره مجنون عملیات : خیبرمحل دفن : امل روستای مطهر


وصیت نامه

بسم الله الرحمن الرحیم


(ان الذین امنوا والذین هاجرو ا و جاهدوا فی سبیل الله اولئک یرجون رحمت الله والله غفور رحیم )


( آنان که به دین اسلام گرویدند و از وطن خود هجرت نموده و در راه خدا جهاد کردند، اینان امیدوار و منتظر رحمت خدا باشند که خدا بر آنها بخشاینده و مهربان است.)


شما باکی از اینکه شکست بخورید نداشته باشید، برای اینکه برای لشکر اسلام هیچ وقت شکست نیست. شهادت شکست نیست ، پیروزی هم شکست نیست ، شما یا پیروز می شوید و یا شهید، در هر دو جهت پیروزی با شماست.»


به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان و به نام تمام شهیدان اسلام و با درود بر رهبر کبیر انقلاب نا یب برحق امام زمان ( عج) لبیک گویِ صدای « هل من ناصر » حسینی ابراهیم قرن، موسی زمان، امام اعظم ، روح الله موسوی الخمینی و با سلام گرم به رزمندگان عزیز که در راه خدا جهاد کرده اند و از جان و مال و زندگی گرمشان گذشته اند و در سرزمین های گرم و خشک جنوب و کوه های سرد و بلند غرب حماسه ها آفریده اند و سرانجام به لقاالله پیوستند. روحشان شاد و یادشان گرامی و راهشان پر رهرو باد. انشاالله. اول رو به پروردگارم کرده و می گویم که پروردگار ا، من با چشمانی باز و با آگاهی بر اینکه چه راهی را می روم و با ایمان به تو و طرفداری از تو حق و مبارزه با کفر بدین راه آمدم نه به خاطر خودنمایی بلکه به خاطر مبارزه با نفس و کامل کردن ایمان خود این راه را انتخاب کرده ام. پس پروردگارا، تو خود مرا بیامرز و از سر گناهانم درگذر و مرا جزو اولیای خود قرار ده. تا به حال من مرده بوده ام و این لحظه آغاز جهاد و شهادت است . این احساس را در خود می بینم تازه دارم از مادر متولد می شوم و زندگی جاوید خود را آغاز می کنم. شهادت انسان را به درجه اعلای ملکوتی می رساند و چقدر شهادت در راه خدا زیباست و من به طور یقین درک کرده ام که شهادت تصادفی نیست، بلکه لیاقت و سعادتی است که نصیب همه ماها نمی گردد، بلکه نصیب آنها یی می گردد که از تمام خوشی های زندگی خود گذشته و عاشقانه در راه خدا می جنگند. خدایا، می دانم لیاقت شهادت در راهت را نداریم ولی ای خدای بزرگ و قادر از تو عاجزانه می خواهم که هرچه زودتر، اگر لایق این سعادت بزرگ هستم ، نصیبم بگردان . برادران و خواهرانم ، امیدوار م که این بنده حقیر را از دعای خودتان فراموش نکنید . اگر در طی چند سال عمری که در پیش شما بوده ام، می دانم به جز بدی و اذیت به شما برای شما مثمرثمر نبوده ام ولی از همگی شما عاجزانه حلالیت می طلبم و امیدوارم که این بنده حقیر و مسکین خدا را به بزرگی خودتان ببخشید و از تمامی افراد از طرف این بنده گناهکار خدا حلالیت بطلبید . آنجایی که اسلام عزیز در این برهه از زمان محتاج به فداکاری بود ، فداکاری کنیم و ماهایی که دم از اسلام و مسلمانیت می زنیم باید در هر جایی که احتیاج بود برویم و هر جایی که احتیاج به فداکاری بود، فداکاری کنیم . ما مانند مردم کوفه نیستم که امام را تنها بگذاریم. مردم ما از اول هم به ندای « هل من ناصر» امام حسین عزیزمان، پیر جماران لبیک گفتند و تا آخرین قطره خونشان نیز همچنان استوار خواهند ماند. این باید برای ما مسلمان هایی که دم از دین و اسلام میزنیم ننگ باشد که در این لحظه حساس و سرنوشت ساز در خانه هایمان در زیر چادر زن هایمان بخوابیم و همیشه به فکر مادیات و شکم پرستی و مال اندوزی باشیم و یا اصلاً به فکر جبهه و کمک کردن به جبهه نباشیم . همان طوری که می دانیم دفاع از اسلام و دین و خاک بر تمام مسلمین واجب است. پس این دین برای همه ماست و این خاک وطن همه ماست، پس چرا من به فکر جبهه رفتن و کار کردن در جاهای حساس کشور نباشم در حالی که در یک خانواده تمام افراد خانواده اش برای حفظ اسلام و وطن اسلامی شان به شهادت می رسند. مگر آنها مثل ماها نیستند مگر آنها گناهی را مرتکب شده اند؟ نه برادر جان، آنها مثل ما هستند و هیچ جرم و گناهی را مرتکب نشده اند. آنها جرمشان این بود که به خاطر اسلام فدا شدند و حاضر نشده اند که سرزمین اسلامی شان پر از شرک و فساد و بیگانه گردد و به همین خاطر قربانی جنایت های صدام یزید کافر شده اند و در حالی که من اصلاً به این موضوع اهمیت نمی دهم. در اینجا من یک جمله به مزدوران و منافقین داخلی دارم که ای منافقان بدتر از کفار، اگر شما تمام خانه های ایران را بمب گذاری کنید و اگر شما همه ملت را بکشید، حتی اگر یک نفر از ماها بماند ، بدانید که همان یک نفر قیام خواهد کرد و زیر بار ظلم و ستم شما منافقان نیرنگ باز نخواهند رفت . پیامی به تک تک پدر و مادرانی دارم که مانع از آمدن فرزندشان به جبهه ها می شوند. می خواهم بگویم که ای پدر و مادر ، مگر این فرزندان مال شمایند؟ خیر، این فرزندان امانتی هستند از طرف خدا در نزد شما و باید هر وقت خطری اسلام را تهدید کرده، تمامی فرزندان تان را برای دین خدا و پایداری اسلام عزیز فدا کنید . موقعی که دین نباشد جان ، مال و فرزند به چه درد می خورند و این موقع همان موقع است این رهبر همان لبیک گوی امام حسین است . پس کمی بیندیشید و تحت تأثیر هوی و هوستان قرار نگیرید . اگر شما امروز مانع از این کار بشوید ، فردا در پیش حضرت نمی توانید جواب گو باشید . اگر امروز مانع از رفتن فرزندانتان به جبهه یا بسیج زهرا و یا سپاه و دیگر جاهای اسلامی بشوید ، بدانید که فردا نمی توانید جواب گوی آن مادری باشید که 15 فرزندش را در راه دین خدا قربانی کرده است . پس دریغ نکنید و همیشه به فکر[...] اسلام راستین مهدی (عج) باشید. جمله ای که برای جوان های عزیز دارم این است که ای برادران عزیز، مبادا خدای نکرده تحت تأثیر مادیات زندگی قرار بگیرید و معنویات را فراموش کنید. به خدا قسم اگر قدر این انقلاب و این زمانه را ندانیم هلاک خواهیم شد . اگر امروز تکلیفی که شهدا به گردن ما انداختند ، انجام ندهیم فردای قیامت نمی توانیم جواب گوی شهدا باشیم و هرگز نمی توانیم ادامه دهندگان راه شهدا باشیم . پس برادرانم درست فکر کنید و سعی کنید یکی از یاران وفادار امام و ادامه دهندگان راه تمامی شهدای اسلام باشید. شهدایی که به خاطر اسلام حفظ ناموس من و شما حاضر شده اند تا در غربت جان خودشان را بدون اینکه کسی بر بالین سرشان باشد، فدا کنند . هرچند که امام زمان ( عج ) و و دیگر معصومین بر بالین سرشان بوده اند و این سعادتی است بزرگ که امام حسین نصیب همگان نخواهد شد و شماها هم سعی کنید حسین وار زندگی کنید و وارث خون تمامی شهیدان اسلام باشید و در روز قیامت سرافراز و سربلند باشید انشاءالله. و سخنی دیگر که برای دیگر افراد محل دارم این است که ای پدرانم، مادرانم، برادرانم، خواهرانم که همگی شما نور رهبر هستید . اولاً از تک تک شما حلالیت می طلبم و امیدوارم که مرا حلال کنید و امیدوارم که همۀ شما ادامه دهندگان راه شهدا و سربازان و یاران امام زمان باشید . خدای نکرده مبادا شیطان شما را وسوسه کند و به خاطر کمبود های مادی داد و فریاد کنید و هی پشت سر هم اعتراض کنید . انشا ءالله که به خواست خدا این طور نیست . عزیزان من، کمبودها در مملکت است ولی باید به کمک همدیگر این کمبودها و ضعف ها را برطرف کنیم تا بتوانیم انقلاب مان را به تمام جهان صادر کنیم . پس سعی کنید به خاطر اسلام این سختی ها را تحمل کنیم. انشاءالله. و تو ای مادر مهربانم ، می دانم که برای آمدن من ثانیه شماری می کنی ولی چه می کردم در زمانی که خدا مرا به مهمانی دعوت کرده بود و من عاشقانه به لقا خدا شتافتم و امیدوارم که مرا حلال کنی و در نبود من گریه و زاری نکنی و در بالای خانه مان پرچم سبز لااله الاالله سوار کن و افتخار کن که توانستی چنین فرزندی را بزرگ کنی و در راه خدا فدا کنی. و تو ای پدر ارجمندم، مرا حلالم کن و با استقامت و صبر و پایداری از انقلاب اسلامی دفاع کن و مبادا روحیه خودت را ببازی و گریه کنی چون گریۀ تو باعث ناراحتی من است و به دعای خیل پاسداران و رزمندگان اسلام در هر کجای جهان باش و اگر خواستی گریه کنی بر حسین گریه کن و تو ای خواهر مسلمان ، تو نیز زینب زمان باش و در راه خدا مبارزه کن و با مشت محکم بر دهان یزید و یزیدیان بزن و خدا کسانی را که در راهش جهاد می کنند اجری عظیم عطا خواهد کرد. و شما ای برادران حزب الهی بعد از شهادتم راهم را ادامه دهید تا روحم را شاد گردانید و برایم گریه نکنید که دشمن آماده این است که ضعفی از شما بگیرد و آن را بزرگ کند و دشمن از گریه شما خوشحال می شود. گریه نکنید تا دل دشمن را به درد آورید. همان طوری که آنان با شهید کردن بزرگان مملکت دل شما را به درد آوردند و در راه خدا جهاد کنید و از مال و جان خود بگذرید که این دنیا زودگذر است و آنچه باقی است دنیای آخرت است . برادرانم ، من دوست ندارم که در مراسم عزاداری و تشییع جنازه من افرادی بی طرف و سرمایه دار و مخالف خط امام شرکت کنند و همین طور وصیت می کنم که بر جنازه ام کسانی نماز بگذارند که پیرو خط امام و آیت الله منتظری بوده و در غیر این صورت چه بهتر که جنازه ام بی نماز به خاک سپرده شود. به همسرم توصیه می کنم که بدون هیچ ناراحتی و گریه توکل بر خدا کنی و همواره در و ادامه دهندگان خون من و تمامی زندگی ات صبر را پیشه کنی که « ان الله مع الصابرین » شهدای راه اسلام باشی انشاءالله. و در آخر وصیت می کنم که همان طوری که با لباس مقدس سپاه عروسی نموده ام، می خواهم که با همین لباس اگر امکان داشت مرا دفن کنید و اگر لیاقت آن را داشته ام، مرا در مطهر بغل آن دو شهید گرامی و بزرگوار به خاک بسپارید. انالله و انا الیه راجعون


بارالها من نمی خواهم که در بستر بمیرم یاری ام کن تا به راهت در دل سنگر بمیرم امیدوارم که مرا ببخشید که سرِ شما را به درد آورده ام و وقت گرامی تان را گرفته ام.سلام مرا به امام عزیز و مهربانم برسانید و بگویید که سرانجام خداوند این لیاقت را به این بنده گناهکار و حقیرش عطا فرموده است که در هنگام جهاد در راه خدا خون بی ارزشم ریخته گردد.

[۱]

نگارخانه تصاویر

پانویس

  1. سایت شهدای سمنان
آخرین تغییر ‏۱۷ مهر ۱۳۹۸، در ‏۱۴:۲۶