شهید غلامرضا چم گذار: تفاوت بین نسخهها
Kheyri9803 (بحث | مشارکتها) (←خاطرات) |
|||
| سطر ۱۲: | سطر ۱۲: | ||
==خاطرات== | ==خاطرات== | ||
یادم می آید در حرم امام رضا علیه السلام نذر کردم که اگر خدا به من فرزند پسر بدهد تمام آنها را رضا می گذارم که خداوند بزرگ و بلند مرتبه همین لطف و کرد و این پسر را به من داد و نامش را غلامرضا گذاشتم . | یادم می آید در حرم امام رضا علیه السلام نذر کردم که اگر خدا به من فرزند پسر بدهد تمام آنها را رضا می گذارم که خداوند بزرگ و بلند مرتبه همین لطف و کرد و این پسر را به من داد و نامش را غلامرضا گذاشتم . | ||
| − | یادم است به فرزندم غلامرضا چمن گذار روزی پیشنهاد دادم که ایشان را داماد کنم . ایشان هم قبول کرد و دختری را به عقد او در آوردیم . پس از چند ماه برایش عروسی گرفتم و تشکیل خانواده داد . وسط چله بزرگ بود . رفت به جبه گفت تا سه ماه تمام نشود به مرخصی نمی آیم . پس از 55 روز خدمت دیدم به مرخصی یک هفته ای آمد . بعد از اتمام مرخصی خداحافظی کرد و رفت در موقع خداحافظی گفت : ممکن است من شهید شوم بلاخره کارها بدست خداست . رفت و شربت شهادت را نوشید . | + | یادم است به فرزندم غلامرضا چمن گذار روزی پیشنهاد دادم که ایشان را داماد کنم . ایشان هم قبول کرد و دختری را به عقد او در آوردیم . پس از چند ماه برایش عروسی گرفتم و تشکیل خانواده داد . وسط چله بزرگ بود . رفت به جبه گفت تا سه ماه تمام نشود به مرخصی نمی آیم . پس از 55 روز خدمت دیدم به مرخصی یک هفته ای آمد . بعد از اتمام مرخصی خداحافظی کرد و رفت در موقع خداحافظی گفت : ممکن است من شهید شوم بلاخره کارها بدست خداست . رفت و شربت شهادت را نوشید .<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=6278 سایت یاران رضا]</ref> |
==نگارخانه تصاویر== | ==نگارخانه تصاویر== | ||
<gallery> | <gallery> | ||
Image:6278 (1).jpg | Image:6278 (1).jpg | ||
| − | |||
</gallery> | </gallery> | ||
| − | + | ==پانویس== | |
| − | ==پانویس== | + | <references /> |
| − | + | ||
| − | + | ||
نسخهٔ کنونی تا ۹ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۱۸
تاریخ تولد : 1346/02/02 نام : غلامرضا محل تولد : چناران نام خانوادگی : چمگذار تاریخ شهادت : 1363/12/25 نام پدر : حیدر مکان شهادت : تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : شغل : یگان خدمتی : گروه مربوط : سایر شهیدان استان خراسان نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده گلزار : بهشتزینبیه
خاطرات
یادم می آید در حرم امام رضا علیه السلام نذر کردم که اگر خدا به من فرزند پسر بدهد تمام آنها را رضا می گذارم که خداوند بزرگ و بلند مرتبه همین لطف و کرد و این پسر را به من داد و نامش را غلامرضا گذاشتم . یادم است به فرزندم غلامرضا چمن گذار روزی پیشنهاد دادم که ایشان را داماد کنم . ایشان هم قبول کرد و دختری را به عقد او در آوردیم . پس از چند ماه برایش عروسی گرفتم و تشکیل خانواده داد . وسط چله بزرگ بود . رفت به جبه گفت تا سه ماه تمام نشود به مرخصی نمی آیم . پس از 55 روز خدمت دیدم به مرخصی یک هفته ای آمد . بعد از اتمام مرخصی خداحافظی کرد و رفت در موقع خداحافظی گفت : ممکن است من شهید شوم بلاخره کارها بدست خداست . رفت و شربت شهادت را نوشید .[۱]