شهید اسکندر امینی: تفاوت بین نسخهها
Arameshi9706 (بحث | مشارکتها) |
Jafari9809 (بحث | مشارکتها) |
||
| (۳ نسخههای متوسط توسط ۳ کاربران نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| − | + | {{جعبه اطلاعات افراد نظامی | |
| − | نام اسکندر امینی | + | |نام فرد = اسکندر امینی |
| − | + | |تصویر = اسکندر امینی.jpg | |
| − | + | |توضیح تصویر = | |
| − | + | |ملیت = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی | |
| − | + | |شهرت = | |
| − | + | |دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]] | |
| − | + | |تولد = [[زادروزهای 19مرداد|1345]] ، [[بوئین زهرا ]] ، [[ارداق]] | |
| − | + | |شهادت = [[الگو:شهدای 10مرداد|1365/05/10]] | |
| − | تحصیلات | + | |وفات = |
| − | + | |مرگ = | |
| − | + | |محل دفن =قزوین ، بوئین زهرا، ارداق | |
| − | + | |مفقود = | |
| − | + | |جانباز = | |
| − | زندگی نامه | + | |اسارت = |
| − | امینی، اسکندر: نوزدهم مرداد ۱۳۴۵، در روستای ارداق از توابع شهر بوئینزهرا به دنیا آمد. پدرش علیاوسط، آسیابان بود و مادرش صدیقه نام داشت. تا پایان دوره ابتدایی درس خواند. به عنوان پاسدار وظیفه در جبهه حضور یافت. دهم مرداد ۱۳۶۵، در اشنویه توسط نیروهای عراقی بر اثر اصابت ترکش به کمر، شهید شد. مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است. برادرش علیرضا نیز به شهادت رسیده است. | + | |نیرو = |
| − | وصیت نامه | + | |یگانهای خدمت = |
| − | شهید، اسکندر امینى: تاریخ انسان، همیشه صحنه مبارزه حق با باطل بوده است و در این سنت الهی، حق، همیشه پیروز می گردد. حال، باطل به هر شکلی که می خواهد دربیاید، مهم نیست؛ پس ما اگر ادعای حقانیت داریم باید هیچ گونه بیمی به خود راه ندهیم که «نصر من الله و فتح قریب». ولی این سخن در هر زمانی میزانی دارد و میزان در زمان ما، امام خمینی می باشد؛ پس بر ماست تا هر چه بیشتر و دقیق تر دستورات این پیر جماران و وارث انبیا و نایب بر حق امام زمان (عج) را که در شجاعت و شهامت و در رنج کشیدن چون علی(ع) و در صبر و پاسداری و بزرگواری هم چون پیامبر اکرم (ص) و ائمه معصومین می باشد، با جان و دل پذیرفته و عمل نماییم. پروردگار را سپاس می گویم که به من فرصت داد تا اسلام را بشناسم و انقلاب اسلامی باعث شد تا از زندگی مادی پَست و زودگذر دنیا خارج شوم و با دیدگاه توحیدی، در جهت جاودانگی انسان قدم بردارم. پروردگار عالمیان را سپاس می گویم که مرا روانه ی میدان های مبارزه علیه کفر کرد تا گلوله های تفنگم را بر قلب کفر جهانی، آمریکای جنایتکار و شوروی غارتگر و عُمال پلیدشان، نشانه رَوَم. آری! من می روم تا ندای «هل من ناصر ینصرنی؟» امام حسین(ع) را لبیک بگویم. می روم به جایی که یاران حسین(ع) عاشقانه و با نیتی پاک، جان خود را فدای الله و قرآن و اسلام می کنند. جایی که مردان حق از تمام وابستگی های دنیوی، چشم پوشی کرده اند. از زن و فرزند و خانواده و پدر و مادر دور شده اند تا به حق بپیوندند. من می روم تا با خونم خدمت کوچکی به اسلام و دینم کرده باشم که اسلام به خون احتیاج دارد تا مستضعفین جهان از زیر سلطه ی ستمگران خلاصی یابند. من می روم ولی از شما پدر و مادر و دوستان و برادران و کسانی که این وصیتنامه را می خوانند، می خواهم که فقط، تقوا را پیشه کنند؛ اگر چه من خودم از عهده ی آن بر نیامدم، ولی شما را به این مهم سفارش می کنم.۱ (۱۰۷۹۶۹۰) اسکندر امینی ۹/۵/۱۳۶۵<ref>[http://khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=1991 پایگاه اطلاع رسانی سرداران و 3000 شهید استان قزوین]</ref> | + | |طول خدمت = |
| + | |درجه = | ||
| + | |سمتها = | ||
| + | |جنگها = | ||
| + | |نشانهای لیاقت = | ||
| + | |عملیات = | ||
| + | |فعالیتها = | ||
| + | |تحصیلات = | ||
| + | |تخصصها = | ||
| + | |شغل = | ||
| + | |خانواده = | ||
| + | }} | ||
| + | |||
| + | ==زندگی نامه== | ||
| + | امینی، اسکندر: نوزدهم مرداد ۱۳۴۵، در روستای ارداق از توابع شهر [[بوئینزهرا]] به دنیا آمد. پدرش علیاوسط، آسیابان بود و مادرش صدیقه نام داشت. تا پایان دوره ابتدایی درس خواند. به عنوان [[پاسدار]] وظیفه در [[جبهه]] حضور یافت. دهم مرداد ۱۳۶۵، در اشنویه توسط نیروهای عراقی بر اثر اصابت [[ترکش]] به کمر، شهید شد. مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است. برادرش علیرضا نیز به شهادت رسیده است. | ||
| + | ==وصیت نامه== | ||
| + | شهید، اسکندر امینى: تاریخ انسان، همیشه صحنه مبارزه حق با باطل بوده است و در این سنت الهی، حق، همیشه پیروز می گردد. حال، باطل به هر شکلی که می خواهد دربیاید، مهم نیست؛ پس ما اگر ادعای حقانیت داریم باید هیچ گونه بیمی به خود راه ندهیم که «نصر من الله و فتح قریب». ولی این سخن در هر زمانی میزانی دارد و میزان در زمان ما، [[امام خمینی]] می باشد؛ پس بر ماست تا هر چه بیشتر و دقیق تر دستورات این پیر جماران و وارث [[انبیا]] و نایب بر حق [[امام زمان (عج)]] را که در شجاعت و شهامت و در رنج کشیدن چون [[علی(ع)]] و در صبر و پاسداری و بزرگواری هم چون [[پیامبر اکرم (ص)]] و ائمه معصومین می باشد، با جان و دل پذیرفته و عمل نماییم. پروردگار را سپاس می گویم که به من فرصت داد تا اسلام را بشناسم و انقلاب اسلامی باعث شد تا از زندگی مادی پَست و زودگذر دنیا خارج شوم و با دیدگاه توحیدی، در جهت جاودانگی انسان قدم بردارم. پروردگار عالمیان را سپاس می گویم که مرا روانه ی میدان های مبارزه علیه کفر کرد تا گلوله های تفنگم را بر قلب کفر جهانی، آمریکای جنایتکار و شوروی غارتگر و عُمال پلیدشان، نشانه رَوَم. آری! من می روم تا ندای «هل من ناصر ینصرنی؟» [[امام حسین(ع)]] را لبیک بگویم. می روم به جایی که یاران حسین(ع) عاشقانه و با نیتی پاک، جان خود را فدای الله و قرآن و اسلام می کنند. جایی که مردان حق از تمام وابستگی های دنیوی، چشم پوشی کرده اند. از زن و فرزند و خانواده و پدر و مادر دور شده اند تا به حق بپیوندند. من می روم تا با خونم خدمت کوچکی به [[اسلام]] و دینم کرده باشم که اسلام به خون احتیاج دارد تا مستضعفین جهان از زیر سلطه ی ستمگران خلاصی یابند. من می روم ولی از شما پدر و مادر و دوستان و برادران و کسانی که این وصیتنامه را می خوانند، می خواهم که فقط، تقوا را پیشه کنند؛ اگر چه من خودم از عهده ی آن بر نیامدم، ولی شما را به این مهم سفارش می کنم.۱ (۱۰۷۹۶۹۰) اسکندر امینی ۹/۵/۱۳۶۵<ref>[http://khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=1991 پایگاه اطلاع رسانی سرداران و 3000 شهید استان قزوین]</ref> | ||
| + | ==نگارخانه تصاویر== | ||
| + | <gallery> | ||
| + | |||
| + | Image:اسکندر امینی2.jpg | ||
| + | Image:اسکندر امینی.jpg | ||
| + | Image:اسکندر امینی1.jpg | ||
| + | |||
| + | </gallery> | ||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
<references/> | <references/> | ||
| + | |||
| + | |||
| + | == ردهها == | ||
| + | {{ترتیبپیشفرض:اسکندر_امینی}} | ||
| + | [[رده: شهدا]] | ||
| + | [[رده: شهدای دفاع مقدس]] | ||
| + | [[رده: شهدای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی]] | ||
| + | [[رده: شهدای ایران]] | ||
| + | [[رده: شهدای استان قزوین]] | ||
| + | [[رده: شهدای شهرستان بوئین زهرا]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲۰ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۲۸
| اسکندر امینی | |
|---|---|
![]() | |
| ملیت | |
| دین و مذهب | مسلمان، شیعه |
| تولد | 1345 ، بوئین زهرا ، ارداق |
| شهادت | 1365/05/10 |
| محل دفن | قزوین ، بوئین زهرا، ارداق |
زندگی نامه
امینی، اسکندر: نوزدهم مرداد ۱۳۴۵، در روستای ارداق از توابع شهر بوئینزهرا به دنیا آمد. پدرش علیاوسط، آسیابان بود و مادرش صدیقه نام داشت. تا پایان دوره ابتدایی درس خواند. به عنوان پاسدار وظیفه در جبهه حضور یافت. دهم مرداد ۱۳۶۵، در اشنویه توسط نیروهای عراقی بر اثر اصابت ترکش به کمر، شهید شد. مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است. برادرش علیرضا نیز به شهادت رسیده است.
وصیت نامه
شهید، اسکندر امینى: تاریخ انسان، همیشه صحنه مبارزه حق با باطل بوده است و در این سنت الهی، حق، همیشه پیروز می گردد. حال، باطل به هر شکلی که می خواهد دربیاید، مهم نیست؛ پس ما اگر ادعای حقانیت داریم باید هیچ گونه بیمی به خود راه ندهیم که «نصر من الله و فتح قریب». ولی این سخن در هر زمانی میزانی دارد و میزان در زمان ما، امام خمینی می باشد؛ پس بر ماست تا هر چه بیشتر و دقیق تر دستورات این پیر جماران و وارث انبیا و نایب بر حق امام زمان (عج) را که در شجاعت و شهامت و در رنج کشیدن چون علی(ع) و در صبر و پاسداری و بزرگواری هم چون پیامبر اکرم (ص) و ائمه معصومین می باشد، با جان و دل پذیرفته و عمل نماییم. پروردگار را سپاس می گویم که به من فرصت داد تا اسلام را بشناسم و انقلاب اسلامی باعث شد تا از زندگی مادی پَست و زودگذر دنیا خارج شوم و با دیدگاه توحیدی، در جهت جاودانگی انسان قدم بردارم. پروردگار عالمیان را سپاس می گویم که مرا روانه ی میدان های مبارزه علیه کفر کرد تا گلوله های تفنگم را بر قلب کفر جهانی، آمریکای جنایتکار و شوروی غارتگر و عُمال پلیدشان، نشانه رَوَم. آری! من می روم تا ندای «هل من ناصر ینصرنی؟» امام حسین(ع) را لبیک بگویم. می روم به جایی که یاران حسین(ع) عاشقانه و با نیتی پاک، جان خود را فدای الله و قرآن و اسلام می کنند. جایی که مردان حق از تمام وابستگی های دنیوی، چشم پوشی کرده اند. از زن و فرزند و خانواده و پدر و مادر دور شده اند تا به حق بپیوندند. من می روم تا با خونم خدمت کوچکی به اسلام و دینم کرده باشم که اسلام به خون احتیاج دارد تا مستضعفین جهان از زیر سلطه ی ستمگران خلاصی یابند. من می روم ولی از شما پدر و مادر و دوستان و برادران و کسانی که این وصیتنامه را می خوانند، می خواهم که فقط، تقوا را پیشه کنند؛ اگر چه من خودم از عهده ی آن بر نیامدم، ولی شما را به این مهم سفارش می کنم.۱ (۱۰۷۹۶۹۰) اسکندر امینی ۹/۵/۱۳۶۵[۱]
نگارخانه تصاویر
پانویس

