شهید سعید امین صبوری: تفاوت بین نسخهها
Fazayemajazi (بحث | مشارکتها) جز |
|||
| سطر ۴: | سطر ۴: | ||
==زندگینامه== | ==زندگینامه== | ||
| − | شهید سعید امین صبوری در سال 1344 دیده به جهان گشود شهید صبوری 4 سال تحصیل کرده تا زمانی که جبهه نرفته بود دوران زندگی خود را به همراه پدرش که راننده ماشین بود میرفت و شاگردی میکرد این پسر خیلی صبور بود زمانی که به [[اصفهان]] می آمد در بسیج فعالیت میکرد و ماشین ها بررسی میکرد و بازدیدی ماشین های که رفت و امد میکردند را انجام میداد.زمانیکه به حبهه رفته بود 18 ماه را در [[کرمان]] بود خدمت میکرد. وقتی به اصفهان برای مرخصی می امد برای سهمیه قاشق و چنگال بود بعد دیگر به جبهه رفت و من دیگر ان راندیدم بعد رفت لب مرز و 4 ماه در آنجا بود و وظیفه دیده بانی را داشت زمانی بیسیم زده بود کردهای عراق ندیده بودند و تمام گروه های 30 نفری را به رگبار بسته بود تمام گروهها در جنگل پنهان شده بودند که آنها حمله کرده بودند و تمامشان را به شهادت رسانده بودند. | + | شهید سعید امین صبوری در سال 1344 دیده به جهان گشود شهید صبوری 4 سال تحصیل کرده تا زمانی که جبهه نرفته بود دوران زندگی خود را به همراه پدرش که راننده ماشین بود میرفت و شاگردی میکرد این پسر خیلی صبور بود زمانی که به [[اصفهان]] می آمد در بسیج فعالیت میکرد و ماشین ها بررسی میکرد و بازدیدی ماشین های که رفت و امد میکردند را انجام میداد.زمانیکه به حبهه رفته بود 18 ماه را در [[کرمان]] بود خدمت میکرد. وقتی به اصفهان برای مرخصی می امد برای سهمیه قاشق و چنگال بود بعد دیگر به جبهه رفت و من دیگر ان راندیدم بعد رفت لب مرز و 4 ماه در آنجا بود و وظیفه دیده بانی را داشت زمانی بیسیم زده بود کردهای عراق ندیده بودند و تمام گروه های 30 نفری را به رگبار بسته بود تمام گروهها در جنگل پنهان شده بودند که آنها حمله کرده بودند و تمامشان را به شهادت رسانده بودند.<ref>سایت شهدای ارتش</ref> |
| − | + | ==پانویس== | |
| + | |||
| + | <references /> | ||
نسخهٔ کنونی تا ۵ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۰۲
شهید سعید امین صبوری تاریخ تولد :1344/08/12 تاریخ شهادت : 1365/05/14
زندگینامه
شهید سعید امین صبوری در سال 1344 دیده به جهان گشود شهید صبوری 4 سال تحصیل کرده تا زمانی که جبهه نرفته بود دوران زندگی خود را به همراه پدرش که راننده ماشین بود میرفت و شاگردی میکرد این پسر خیلی صبور بود زمانی که به اصفهان می آمد در بسیج فعالیت میکرد و ماشین ها بررسی میکرد و بازدیدی ماشین های که رفت و امد میکردند را انجام میداد.زمانیکه به حبهه رفته بود 18 ماه را در کرمان بود خدمت میکرد. وقتی به اصفهان برای مرخصی می امد برای سهمیه قاشق و چنگال بود بعد دیگر به جبهه رفت و من دیگر ان راندیدم بعد رفت لب مرز و 4 ماه در آنجا بود و وظیفه دیده بانی را داشت زمانی بیسیم زده بود کردهای عراق ندیده بودند و تمام گروه های 30 نفری را به رگبار بسته بود تمام گروهها در جنگل پنهان شده بودند که آنها حمله کرده بودند و تمامشان را به شهادت رسانده بودند.[۱]
پانویس
- ↑ سایت شهدای ارتش