شهید حمید امین خاکی: تفاوت بین نسخه‌ها

جز
 
(یک نسخهٔ متوسط توسط کاربر دیگری نشان داده نشده)
سطر ۳: سطر ۳:
  
 
==زندگینامه==
 
==زندگینامه==
حمید، در سال 1346 در كرج متولد شد، خیلی مهربان، دلسوز و عصای دستم بود، انصافاً در همه كار كمك حال من بود، مطیع مادرش و در همه امور خانه به مادر خود كمك می كرد، تا دوم راهنمايی درس خواند و تا قبل از سربازی در مكانیكی مشغول به كار بود، سرانجام در بهمن ماه سال 1364به خدمت مقدس سربازی، در شهرستان مراغه مشغول انجام وظیفه شد، بعد از دوره آموزشی به مریوان اعزام شد از آنجا هم به پنجوین عراق.
+
حمید، در سال 1346 در كرج متولد شد، خیلی مهربان، دلسوز و عصای دستم بود، انصافاً در همه كار كمك حال من بود، مطیع مادرش و در همه امور خانه به مادر خود كمك می كرد، تا دوم راهنمايی درس خواند و تا قبل از سربازی در مكانیكی مشغول به كار بود، سرانجام در بهمن ماه سال 1364به خدمت مقدس سربازی، در شهرستان [[مراغه]] مشغول انجام وظیفه شد، بعد از دوره آموزشی به [[مریوان]] اعزام شد از آنجا هم به پنجوین عراق.
یك كامیون ارتشی به علت نقص فنی در بیابان ها نزدیك عراقی ها می ماند، روز بعد به اتفاق یكی از سربازهای هم دوره خود برای تعمیر كامیون و دور كردن آن از دست عراقی ها، به آن بیابان می روند و مشغول تعمیر می شوند كه ناگهان از طرف دشمن مزدور، توپــی شلیك شده و حمید مجروح می شود، او را به تهران منتقل می كنند، در شب اول ماه مبارك رمضان بود كه به ما خبر دادند حمید مجروح شده و در تهران در بیمارستان سعادت آباد بستری است، در بیمارستان وقتی بدن تكه تكه شده عزیزم را دیدم از دكتر سئوال كردم چه باید كرد؟ دكتر جواب داد: حمید هشت قسمت اصلی بدنش دچار عارضه شده، حدود بیست در چهل سانت از پوست شكم و كمر كنده شده كه دستگاه گوارش معلوم بود، معده سوراخ و روده پاره، و قسمتی از كبد كنده شده بود، نصف بدن به علت قطع عصب، بدون حركت، و طحال از بین رفته بود.
+
یك كامیون ارتشی به علت نقص فنی در بیابان ها نزدیك عراقی ها می ماند، روز بعد به اتفاق یكی از سربازهای هم دوره خود برای تعمیر كامیون و دور كردن آن از دست عراقی ها، به آن بیابان می روند و مشغول تعمیر می شوند كه ناگهان از طرف دشمن مزدور، توپــی شلیك شده و حمید مجروح می شود، او را به تهران منتقل می كنند، در شب اول ماه مبارك رمضان بود كه به ما خبر دادند حمید مجروح شده و در تهران در بیمارستان [[سعادت آباد]] بستری است، در بیمارستان وقتی بدن تكه تكه شده عزیزم را دیدم از دكتر سئوال كردم چه باید كرد؟ دكتر جواب داد: حمید هشت قسمت اصلی بدنش دچار عارضه شده، حدود بیست در چهل سانت از پوست شكم و كمر كنده شده كه دستگاه گوارش معلوم بود، معده سوراخ و روده پاره، و قسمتی از كبد كنده شده بود، نصف بدن به علت قطع عصب، بدون حركت، و طحال از بین رفته بود.
سرانجام بعد از بیست روز بستری، كه هر لحظه تقاضای آب می كرد با لب های خشكیده، جان به جان آفــرین تسلیم گفت و ساعت 9 صبح روز بیستم ماه رمضان، حمید شهید شد، جان به فدای لب تشنه آقا امام حسین (ع)، و همزمان با شهادت آقا و مولا امیرالمومنین (ع)، در گلـزار امامزاده محمد (ع) به خاك سپرده شد.
+
سرانجام بعد از بیست روز بستری، كه هر لحظه تقاضای آب می كرد با لب های خشكیده، جان به جان آفــرین تسلیم گفت و ساعت 9 صبح روز بیستم ماه رمضان، حمید شهید شد، جان به فدای لب تشنه آقا امام حسین (ع)، و همزمان با شهادت آقا و مولا امیرالمومنین (ع)، در گلـزار امامزاده محمد (ع) به خاك سپرده شد.<ref>سایت شهدای ارتش</ref>
 
+
==پانویس==
 
+
<references />
منبع: سایت شهدای ارتش
+

نسخهٔ کنونی تا ‏۳۱ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۲۷

شهید حمید امین خاکی تاریخ تولد :1346/06/01تاریخ شهادت : 1365/03/09

زندگینامه

حمید، در سال 1346 در كرج متولد شد، خیلی مهربان، دلسوز و عصای دستم بود، انصافاً در همه كار كمك حال من بود، مطیع مادرش و در همه امور خانه به مادر خود كمك می كرد، تا دوم راهنمايی درس خواند و تا قبل از سربازی در مكانیكی مشغول به كار بود، سرانجام در بهمن ماه سال 1364به خدمت مقدس سربازی، در شهرستان مراغه مشغول انجام وظیفه شد، بعد از دوره آموزشی به مریوان اعزام شد از آنجا هم به پنجوین عراق. یك كامیون ارتشی به علت نقص فنی در بیابان ها نزدیك عراقی ها می ماند، روز بعد به اتفاق یكی از سربازهای هم دوره خود برای تعمیر كامیون و دور كردن آن از دست عراقی ها، به آن بیابان می روند و مشغول تعمیر می شوند كه ناگهان از طرف دشمن مزدور، توپــی شلیك شده و حمید مجروح می شود، او را به تهران منتقل می كنند، در شب اول ماه مبارك رمضان بود كه به ما خبر دادند حمید مجروح شده و در تهران در بیمارستان سعادت آباد بستری است، در بیمارستان وقتی بدن تكه تكه شده عزیزم را دیدم از دكتر سئوال كردم چه باید كرد؟ دكتر جواب داد: حمید هشت قسمت اصلی بدنش دچار عارضه شده، حدود بیست در چهل سانت از پوست شكم و كمر كنده شده كه دستگاه گوارش معلوم بود، معده سوراخ و روده پاره، و قسمتی از كبد كنده شده بود، نصف بدن به علت قطع عصب، بدون حركت، و طحال از بین رفته بود. سرانجام بعد از بیست روز بستری، كه هر لحظه تقاضای آب می كرد با لب های خشكیده، جان به جان آفــرین تسلیم گفت و ساعت 9 صبح روز بیستم ماه رمضان، حمید شهید شد، جان به فدای لب تشنه آقا امام حسین (ع)، و همزمان با شهادت آقا و مولا امیرالمومنین (ع)، در گلـزار امامزاده محمد (ع) به خاك سپرده شد.[۱]

پانویس

  1. سایت شهدای ارتش
آخرین تغییر ‏۳۱ خرداد ۱۳۹۹، در ‏۱۶:۲۷