شهید مرتضی عمادی: تفاوت بین نسخه‌ها

(صفحه‌ای جدید حاوی « rId5 شهید مرتضي عمادي ولادت: 1337- خرمشهر شهادت: 24/7/1359 محل شهادت: خرمشهر ==زن...» ایجاد کرد)
 
 
(۲ نسخه‌های متوسط توسط ۲ کاربران نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
 
 
 
 
 
rId5
 
 
  
 
شهید مرتضي عمادي
 
شهید مرتضي عمادي
  
ولادت: 1337- خرمشهر
+
ولادت: 1337- [[خرمشهر]]
  
 
شهادت: 24/7/1359
 
شهادت: 24/7/1359
سطر ۱۹: سطر ۱۲:
 
شهید مرتضي عمادي، فرزند محمد در روز بیست و نهم  آذر سال 1337 در شهرستان خرمشهر ديده به جهان گشود.  
 
شهید مرتضي عمادي، فرزند محمد در روز بیست و نهم  آذر سال 1337 در شهرستان خرمشهر ديده به جهان گشود.  
  
پس از اخذ ديپلم متوسطه در كنكور آن سال شركت كرد و در دو دانشگاه آمار شيراز و مهندسي پست و تلگراف تهران پذيرفته شد و  دانشگاه شيراز را بر مهندسي پست و تلگراف تهران ترجيح داد.
+
پس از اخذ ديپلم متوسطه در كنكور آن سال شركت كرد و در دو دانشگاه آمار [[شيراز]] و مهندسي پست و تلگراف تهران پذيرفته شد و  دانشگاه شيراز را بر مهندسي پست و تلگراف تهران ترجيح داد.  
 
+
شهيد عمادي كه پس از انقلاب در خرمشهر زادگاهش به وجود ضدانقلاب پس از انقلاب در آن شهر وقوف كامل داشت  سعي در انسجام نيروئي براي امنيت شهر و دستگيري عوامل ضدانقلاب و پسماندههاي رژيم سلطنتي كرد و كانون نظامي فرهنگي را بدين منظور با سرپرستي همرزم شهيدش محمدعلي جهان آرا و جمعي از برادرانش تشكيل دادند.
+
  
در 31 شهريور 59 با شروع جنگ، او مشتاقانه به سوي جبهه مي شتابد و  از آبادان براي خانوادهاش تلفن ميزند. او در راه دفاع از خرمشهر حماسه ها از خود به جاي ميگذارد و براي خارج كردن خانواده اش از ميان خمپاره هاي دژخيم ماشيني تدارك ميبيند ولي به علت نياز جبهه به تداركات از بردن خانواده اش صرفنظر ميكند و ميگويد اولويت با جنگ است تا اينكه 12 مهر فرصتي پيش مي آيد و پدر عليلش را با مادرش به شيراز ميبرد و دوباره همراه با دو برادرش به خرمشهر باز ميگرد و مردانه ميجنگد و همواره با اضطرابي عجيب با دلهره ميگويد «اگر شهرمان سقوط كند جواب امام را چه بدهيم.»
+
شهيد عمادي كه پس از انقلاب در خرمشهر زادگاهش به وجود [[ضدانقلاب]] پس از انقلاب در آن شهر وقوف كامل داشت  سعي در انسجام نيروئي براي امنيت شهر و دستگيري عوامل ضدانقلاب و پسماندههاي رژيم سلطنتي كرد و كانون نظامي فرهنگي را بدين منظور با سرپرستي همرزم شهيدش [[محمدعلي جهان آرا]] و جمعي از برادرانش تشكيل دادند.
  
شهید عمادی روز 24 مهر در كوي طالقاني در درون سنگر قامت رسايش با تير دژخيمي درهم ميپيچد و به سوي معشوق مي شتابد
+
در 31 شهريور 59 با شروع جنگ، او مشتاقانه به سوي جبهه مي شتابد و  از [[آبادان]] براي خانوادهاش تلفن ميزند. او در راه دفاع از خرمشهر حماسه ها از خود به جاي ميگذارد و براي خارج كردن خانواده اش از ميان خمپاره هاي دژخيم ماشيني تدارك ميبيند ولي به علت نياز جبهه به تداركات از بردن خانواده اش صرفنظر ميكند و ميگويد اولويت با جنگ است تا اينكه 12 مهر فرصتي پيش مي آيد و پدر عليلش را با مادرش به شيراز ميبرد و دوباره همراه با دو برادرش به خرمشهر باز ميگرد و مردانه ميجنگد و همواره با اضطرابي عجيب با دلهره ميگويد «اگر شهرمان سقوط كند جواب امام را چه بدهيم.»
  
 +
شهید عمادی روز 24 مهر در كوي طالقاني در درون سنگر قامت رسايش با تير دژخيمي درهم ميپيچد و به سوي معشوق مي شتابد<ref>سایت نوید شاهد</ref>
  
منبع:سایت نویدشاهد
+
==پانویس==
 +
<references />

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۳ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۶:۱۱

شهید مرتضي عمادي

ولادت: 1337- خرمشهر

شهادت: 24/7/1359

محل شهادت: خرمشهر

زندگینامه

شهید مرتضي عمادي، فرزند محمد در روز بیست و نهم آذر سال 1337 در شهرستان خرمشهر ديده به جهان گشود.

پس از اخذ ديپلم متوسطه در كنكور آن سال شركت كرد و در دو دانشگاه آمار شيراز و مهندسي پست و تلگراف تهران پذيرفته شد و دانشگاه شيراز را بر مهندسي پست و تلگراف تهران ترجيح داد.

شهيد عمادي كه پس از انقلاب در خرمشهر زادگاهش به وجود ضدانقلاب پس از انقلاب در آن شهر وقوف كامل داشت سعي در انسجام نيروئي براي امنيت شهر و دستگيري عوامل ضدانقلاب و پسماندههاي رژيم سلطنتي كرد و كانون نظامي فرهنگي را بدين منظور با سرپرستي همرزم شهيدش محمدعلي جهان آرا و جمعي از برادرانش تشكيل دادند.

در 31 شهريور 59 با شروع جنگ، او مشتاقانه به سوي جبهه مي شتابد و از آبادان براي خانوادهاش تلفن ميزند. او در راه دفاع از خرمشهر حماسه ها از خود به جاي ميگذارد و براي خارج كردن خانواده اش از ميان خمپاره هاي دژخيم ماشيني تدارك ميبيند ولي به علت نياز جبهه به تداركات از بردن خانواده اش صرفنظر ميكند و ميگويد اولويت با جنگ است تا اينكه 12 مهر فرصتي پيش مي آيد و پدر عليلش را با مادرش به شيراز ميبرد و دوباره همراه با دو برادرش به خرمشهر باز ميگرد و مردانه ميجنگد و همواره با اضطرابي عجيب با دلهره ميگويد «اگر شهرمان سقوط كند جواب امام را چه بدهيم.»

شهید عمادی روز 24 مهر در كوي طالقاني در درون سنگر قامت رسايش با تير دژخيمي درهم ميپيچد و به سوي معشوق مي شتابد[۱]

پانویس

  1. سایت نوید شاهد
آخرین تغییر ‏۱۳ مرداد ۱۳۹۹، در ‏۰۶:۱۱