Hoseininasab9802 (بحث | مشارکتها) |
Arameshi9706 (بحث | مشارکتها) |
||
| (۲ نسخههای متوسط توسط ۲ کاربران نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| − | + | {{جعبه اطلاعات افراد نظامی | |
| − | + | |نام فرد = یزدان یوسفی پور کرویی | |
| − | + | |تصویر =ث10.jpg | |
| − | نام | + | |توضیح تصویر = |
| − | + | |ملیت = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی | |
| − | + | |شهرت = | |
| − | + | |دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]] | |
| − | + | |تولد = قزوین[[زادروزهای|1347/05/12]] | |
| − | + | |شهادت = ایران، خوزستان،آبادان[[الگو:شهدای 22فروردین|1366/01/22]] | |
| − | + | |وفات = | |
| − | + | |مرگ = | |
| − | + | |محل شهادت = [[ایران]] | |
| − | + | |محل دفن = گلزار شهداى قزوین | |
| − | + | |مفقود = | |
| − | + | |جانباز = | |
| − | + | |اسارت = | |
| − | + | |نیرو = | |
| − | + | |یگانهای خدمت = | |
| − | + | |طول خدمت = | |
| − | + | |درجه = | |
| − | + | |سمتها = | |
| − | + | |جنگها = | |
| − | + | |نشانهای لیاقت = | |
| − | + | |عملیات = | |
| − | + | |فعالیتها = | |
| + | |تحصیلات = سوم راهنمایی | ||
| + | |تخصصها = | ||
| + | |شغل = پاسدار | ||
| + | |خانواده = | ||
| + | }} | ||
==زندگي نامه== | ==زندگي نامه== | ||
| − | شهید یزدان | + | [[شهید یزدان یوسفی پورکروئی]] ، دوازدهم مرداد ۱۳۴۷ ، در شهر [[قزوین]] به دنیا آمد. پدرش یوسف، راننده تاکسی بود و مادرش معصومه نام داشت. تا پایان دوره راهنمایی درس خواند. به عنوان [[پاسدار]] در [[جبهه]] حضور یافت . بیست و دوم فروردین ۱۳۶۶ ، در [[آبادان]] به شهادت رسید . پیکرش مدتها در منطقه بر جا ماند و سال ۱۳۷۴ پس از تفحص در گلزار شهدای زادگاهش به خاک سپرده شد. |
==وصیت نامه== | ==وصیت نامه== | ||
| − | + | [[شهید یزدان یوسفی پورکروئی]]: همگى مى دانید که من عاشق [[جبهه]] بودم؛ پس اى پدر و مادر خوبم! اگر خدا این سعادت بزرگ را به پسر شما داد، صبر و گریه کنید؛ اما نه آن چنان که دشمن شاد شود! من جاى دورى نرفتم و همیشه نزد شما هستم و شما را دوست دارم؛ پس همانند [[زینب (س)]] که در نبود [[حسین (ع)]] صبر کرد، شما هم صبور باشید . از همگان مى خواهم امام را تنها نگذارید؛ مبادا راحت طلب باشید؛ دنیا چند روزى بیش نیست و همه -خواه ناخواه- اینجا را ترک خواهیم کرد؛ پس کارى نکنید که روز قیامت نزد شهدا شرمنده باشید و مبادا نامه ی عمل تان را به دست چپ تان بدهند! من چند روزى نزد شما بودم و مى روم و شما هم مى روید؛ ولى به چه صورت؟ واى بر شما اگر غفلت کنید ! من مى روم و در خانه ی قبر تنها هستم و شما هم همین طور! اگر غفلت کنید و فرزند [[حسین بن علی(ع)]] را تنها بگذارید، چه کسى از شما حمایت و دست من و شما را خواهد گرفت؟ حال بیایید این چند روز را -که در دنیاى خاکى هستیم - با سعادت زندگی کنیم و با سعادت بمیریم . چند نصیحت به عنوان برادر کوچک تر به همرزمانم دارم؛ برادران! سعى کنید اُخوت و برادرى در بین شما بیشتر شود و در صحنه ی نبرد به نام محبوب دست روى ماشه بگذارید . ما باید از مولایمان رسم جنگ کردن را بیاموزیم و مردانه بجنگیم و پیروز شویم؛ چنان که تاکنون نبرد نمودیم !... هم چون مولایمان در جنگ باشیم . اى پدر، مادر، خواهر و برادرم! من مى روم تا هر چه سنگ، خار و خاشاک سر راه است، بردارم تا پاى شما عزیزان صدمه نبیند؛ پس صبر کنید و استوار باشید ... باز هم با هم باشید . ( ۱۸۳۷۰۶۳) یزدان یوسفى پورگروئى ۱۵/۱۲/۶۵<ref>[http://khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=2315 پایگاه اطلاع رسانی سرداران و 3000 شهید استان قزوین]</ref> | |
| − | + | ||
| − | + | ==پانویس== | |
| + | <references /> | ||
| − | |||
== ردهها == | == ردهها == | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲۱ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۵۴
| یزدان یوسفی پور کرویی | |
|---|---|
![]() | |
| ملیت | |
| دین و مذهب | مسلمان، شیعه |
| تولد | قزوین1347/05/12 |
| شهادت | ایران، خوزستان،آبادان1366/01/22 |
| محل دفن | گلزار شهداى قزوین |
| تحصیلات | سوم راهنمایی |
| شغل | پاسدار |
زندگي نامه
شهید یزدان یوسفی پورکروئی ، دوازدهم مرداد ۱۳۴۷ ، در شهر قزوین به دنیا آمد. پدرش یوسف، راننده تاکسی بود و مادرش معصومه نام داشت. تا پایان دوره راهنمایی درس خواند. به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت . بیست و دوم فروردین ۱۳۶۶ ، در آبادان به شهادت رسید . پیکرش مدتها در منطقه بر جا ماند و سال ۱۳۷۴ پس از تفحص در گلزار شهدای زادگاهش به خاک سپرده شد.
وصیت نامه
شهید یزدان یوسفی پورکروئی: همگى مى دانید که من عاشق جبهه بودم؛ پس اى پدر و مادر خوبم! اگر خدا این سعادت بزرگ را به پسر شما داد، صبر و گریه کنید؛ اما نه آن چنان که دشمن شاد شود! من جاى دورى نرفتم و همیشه نزد شما هستم و شما را دوست دارم؛ پس همانند زینب (س) که در نبود حسین (ع) صبر کرد، شما هم صبور باشید . از همگان مى خواهم امام را تنها نگذارید؛ مبادا راحت طلب باشید؛ دنیا چند روزى بیش نیست و همه -خواه ناخواه- اینجا را ترک خواهیم کرد؛ پس کارى نکنید که روز قیامت نزد شهدا شرمنده باشید و مبادا نامه ی عمل تان را به دست چپ تان بدهند! من چند روزى نزد شما بودم و مى روم و شما هم مى روید؛ ولى به چه صورت؟ واى بر شما اگر غفلت کنید ! من مى روم و در خانه ی قبر تنها هستم و شما هم همین طور! اگر غفلت کنید و فرزند حسین بن علی(ع) را تنها بگذارید، چه کسى از شما حمایت و دست من و شما را خواهد گرفت؟ حال بیایید این چند روز را -که در دنیاى خاکى هستیم - با سعادت زندگی کنیم و با سعادت بمیریم . چند نصیحت به عنوان برادر کوچک تر به همرزمانم دارم؛ برادران! سعى کنید اُخوت و برادرى در بین شما بیشتر شود و در صحنه ی نبرد به نام محبوب دست روى ماشه بگذارید . ما باید از مولایمان رسم جنگ کردن را بیاموزیم و مردانه بجنگیم و پیروز شویم؛ چنان که تاکنون نبرد نمودیم !... هم چون مولایمان در جنگ باشیم . اى پدر، مادر، خواهر و برادرم! من مى روم تا هر چه سنگ، خار و خاشاک سر راه است، بردارم تا پاى شما عزیزان صدمه نبیند؛ پس صبر کنید و استوار باشید ... باز هم با هم باشید . ( ۱۸۳۷۰۶۳) یزدان یوسفى پورگروئى ۱۵/۱۲/۶۵[۱]
