معنای لغوی جهاد: تفاوت بین نسخهها
(صفحهای جدید حاوی «معنای لغوی جهاد • جهاد یعنی مبارزه. در زبان فارسی، جنگ و ستیزه گری معنای مبار...» ایجاد کرد) |
|||
| (یک نسخهٔ متوسط توسط کاربر دیگری نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
معنای لغوی جهاد | معنای لغوی جهاد | ||
| − | • جهاد یعنی مبارزه. در زبان فارسی، جنگ و ستیزه گری معنای مبارزه را نمی دهد. می گویی من دارم مبارزه می کنم: مبارزه علمی می کنم، مبارزه ی اجتماعی می کنم، مبارزه ی سیاسی می کنم، مبارزه ی مسلحانه می کنم؛ همهی اینها مبارزه است و معنا دارد. مبارزه یعنی تلاش پُر نیرو در مقابل یک مانع یا یک دشمن. اگر هیچ مانعی در مقابل انسان نباشد، مبارزه وجود ندارد. در جاده آسفالته، انسان پایش را روی گاز بگذارد و با باک پُر از بنزین سفر کند؛ این را مبارزه نمی گویند. مبارزه جایی است که انسان با مانعی برخورد کند، که این مانع در جبهه های انسانی، می شود دشمن، و در جبهه های طبیعی، می شود موانع طبیعی. اگر انسان با این موانع درگیر شود وسعی کند آنها را از میان بردارد، این می شود مبارزه. جهاد در زبان عربی عیناً به همین معناست؛ یعنی مبارزه.منبع:بیانات در دیدار رئیس جمهور و اعضای هیئت دولت 20/8/1383 | + | • [[جهاد]] یعنی مبارزه. در زبان فارسی، [[جنگ]] و ستیزه گری معنای مبارزه را نمی دهد. می گویی من دارم مبارزه می کنم: مبارزه علمی می کنم، مبارزه ی اجتماعی می کنم، مبارزه ی سیاسی می کنم، مبارزه ی مسلحانه می کنم؛ همهی اینها [[مبارزه]] است و معنا دارد. مبارزه یعنی تلاش پُر نیرو در مقابل یک مانع یا یک دشمن. اگر هیچ مانعی در مقابل انسان نباشد، مبارزه وجود ندارد. در جاده آسفالته، انسان پایش را روی گاز بگذارد و با باک پُر از بنزین سفر کند؛ این را مبارزه نمی گویند. مبارزه جایی است که انسان با مانعی برخورد کند، که این مانع در [[جبهه]] های انسانی، می شود دشمن، و در جبهه های طبیعی، می شود موانع طبیعی. اگر انسان با این موانع درگیر شود وسعی کند آنها را از میان بردارد، این می شود مبارزه. جهاد در زبان عربی عیناً به همین معناست؛ یعنی مبارزه.منبع:بیانات در دیدار رئیس جمهور و اعضای هیئت دولت 20/8/1383 |
| − | • کار جهادی باید هدفمند، درست متوجه به آرمان ها و هوشمندانه و عاقلانه و دشمن شکن باشد. یعنی به همان معنایی که ما مبارزه را در اصطلاح معمولی به کار می بریم: « دارم مبارزه می کنم؛ این یک مبارزه است.» این، یک تعبیر مصطلح است. در | + | • کار [[جهادی]] باید هدفمند، درست متوجه به آرمان ها و هوشمندانه و عاقلانه و دشمن شکن باشد. یعنی به همان معنایی که ما مبارزه را در اصطلاح معمولی به کار می بریم: « دارم مبارزه می کنم؛ این یک مبارزه است.» این، یک تعبیر مصطلح است. در [[جهاد]]، این معنا هست. این، تعریف بخش جهاد. |
| + | |||
| + | <ref>منبع :بیانات در بازدید از پژوهشکده رویان 25/4/1386</ref> | ||
== ردهها == | == ردهها == | ||
{{ترتیبپیشفرض:معنای_لغوی_جهاد}} | {{ترتیبپیشفرض:معنای_لغوی_جهاد}} | ||
| سطر ۸: | سطر ۱۰: | ||
[[رده: سخن رهبری]] | [[رده: سخن رهبری]] | ||
[[رده: مفاهیم بنیادی جهاد و شهادت]] | [[رده: مفاهیم بنیادی جهاد و شهادت]] | ||
| + | |||
| + | |||
| + | ==پانویس== | ||
| + | <references/> | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲۷ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۵۳
معنای لغوی جهاد • جهاد یعنی مبارزه. در زبان فارسی، جنگ و ستیزه گری معنای مبارزه را نمی دهد. می گویی من دارم مبارزه می کنم: مبارزه علمی می کنم، مبارزه ی اجتماعی می کنم، مبارزه ی سیاسی می کنم، مبارزه ی مسلحانه می کنم؛ همهی اینها مبارزه است و معنا دارد. مبارزه یعنی تلاش پُر نیرو در مقابل یک مانع یا یک دشمن. اگر هیچ مانعی در مقابل انسان نباشد، مبارزه وجود ندارد. در جاده آسفالته، انسان پایش را روی گاز بگذارد و با باک پُر از بنزین سفر کند؛ این را مبارزه نمی گویند. مبارزه جایی است که انسان با مانعی برخورد کند، که این مانع در جبهه های انسانی، می شود دشمن، و در جبهه های طبیعی، می شود موانع طبیعی. اگر انسان با این موانع درگیر شود وسعی کند آنها را از میان بردارد، این می شود مبارزه. جهاد در زبان عربی عیناً به همین معناست؛ یعنی مبارزه.منبع:بیانات در دیدار رئیس جمهور و اعضای هیئت دولت 20/8/1383
• کار جهادی باید هدفمند، درست متوجه به آرمان ها و هوشمندانه و عاقلانه و دشمن شکن باشد. یعنی به همان معنایی که ما مبارزه را در اصطلاح معمولی به کار می بریم: « دارم مبارزه می کنم؛ این یک مبارزه است.» این، یک تعبیر مصطلح است. در جهاد، این معنا هست. این، تعریف بخش جهاد.
ردهها
پانویس
- ↑ منبع :بیانات در بازدید از پژوهشکده رویان 25/4/1386