Arameshi9706 (بحث | مشارکتها) |
|||
| (۱۵ نسخههای متوسط توسط ۳ کاربران نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| − | + | {{جعبه اطلاعات افراد نظامی | |
| − | نام | + | |نام فرد = حسن عبداللهی حسین آبادی |
| − | + | |تصویر =a4.jpg | |
| − | + | |توضیح تصویر = | |
| − | + | |ملیت = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی | |
| − | + | |شهرت = | |
| − | + | |دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]] | |
| − | + | |تولد = قزوین ، روستای حسین آباد[[زادروزهای|1320/05/15]] | |
| − | + | |شهادت = عراق، بصره،فاو[[الگو:شهدای 22بهمن|1364/11/22]] | |
| − | + | |وفات = | |
| − | تحصیلات | + | |مرگ = |
| − | + | |محل شهادت = [[عراق]] | |
| − | + | |محل دفن = گلزار شهداى قزوین،روستای حسین آباد | |
| − | + | |مفقود = | |
| − | + | |جانباز = | |
| + | |اسارت = | ||
| + | |نیرو = | ||
| + | |یگانهای خدمت = | ||
| + | |طول خدمت = | ||
| + | |درجه = | ||
| + | |سمتها = بسیجی | ||
| + | |جنگها = | ||
| + | |نشانهای لیاقت = | ||
| + | |عملیات = | ||
| + | |فعالیتها = | ||
| + | |تحصیلات = بی سواد | ||
| + | |تخصصها = | ||
| + | |شغل = کارگر | ||
| + | |خانواده = | ||
| + | }} | ||
==زندگی نامه== | ==زندگی نامه== | ||
عبداللهیحسینآبادی، حسن: پانزدهم مرداد ۱۳۲۰، در روستای حسینآباد از توابع شهر قزوین به دنیا آمد. پدرش علی و مادرش زهرا نام داشت. خواندن و نوشتن نمیدانست. کارگر بود. سال ۱۳۴۱ ازدواج کرد و صاحب پنج پسر و یک دختر شد. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. بیست و دوم بهمن ۱۳۶۴، در فاو عراق بر اثر اصابت ترکش به سر، شهید شد. مزار او در گلزار شهدای شهر زادگاهش واقع است. | عبداللهیحسینآبادی، حسن: پانزدهم مرداد ۱۳۲۰، در روستای حسینآباد از توابع شهر قزوین به دنیا آمد. پدرش علی و مادرش زهرا نام داشت. خواندن و نوشتن نمیدانست. کارگر بود. سال ۱۳۴۱ ازدواج کرد و صاحب پنج پسر و یک دختر شد. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. بیست و دوم بهمن ۱۳۶۴، در فاو عراق بر اثر اصابت ترکش به سر، شهید شد. مزار او در گلزار شهدای شهر زادگاهش واقع است. | ||
==وصیت نامه== | ==وصیت نامه== | ||
| − | شهید، حسن عبداللهى: بارالها! من صداى لبیک نایب امام وقت -امام خمینی- را شنیدم و به راه امام حسین(ع) آمدم. بارالها! مرا از هفتاد و دو تن یاران حسین(ع) قرارده. بارالها! مرا یارى نما که تا به ندای «هل من ناصرٍ ینصرنی؟» امام خمینى -فرزند حسین(ع)- و نایب امام زمان(عج) لبیک گویم. اى جوانان! نکند در رختخواب ذلت بمیرید که حسین(ع) در میدان نبرد شهید شد. اى جوانان! مبادا در غفلت بمیرید، که على(ع) در محراب عبادت شهید شد و مبادا در حال بى تفاوتى بمیرید، که على اکبر در راه حسین(ع) و با هدف شهید شد. اى مادران! مبادا از رفتن فرزندان تان به جبهه جلوگیرى کنید که فردا در محضر خدا نمى توانید جواب زینب(س) را بدهید که او تحمل ۷۲ تن شهید را نمود. همه مثل خاندان وهب، جوانان تان را به جبهه هاى نبرد بفرستید و حتى جسد او را هم تحویل نگیرید؛ زیرا مادر وهب فرمود: «سرى را که در راه خدا داده ام، پس نمى گیرم.» پروردگارم -ان شاء الله- مرا به عنوان شهید در درگاهش بپذیرد و از من -این بنده ی رو سیاه- راضى باشد. برادران و خواهران! هر کس از من ناراحتى دیده و من آن ها را رنجانده ام، مرا ببخشد و من نیز همه را حلال مى نمایم. فرزندانم، همسرم و خانواده ام! سعى کنید پیرو خط حضرت زینب(س) و امام حسین(ع) باشید و بدانید که خون ما از خون حسین و على اکبر با ارزش تر نیست، که آنان در راه خدا به شهادت رسیدند و اسلام و قرآن را زنده نگه داشتند.۱ (۱۵۰۵۳۰۵) | + | شهید، حسن عبداللهى: بارالها! من صداى لبیک نایب امام وقت -امام خمینی- را شنیدم و به راه امام حسین(ع) آمدم. بارالها! مرا از هفتاد و دو تن یاران حسین(ع) قرارده. بارالها! مرا یارى نما که تا به ندای «هل من ناصرٍ ینصرنی؟» امام خمینى -فرزند حسین(ع)- و نایب امام زمان(عج) لبیک گویم. اى جوانان! نکند در رختخواب ذلت بمیرید که حسین(ع) در میدان نبرد شهید شد. اى جوانان! مبادا در غفلت بمیرید، که على(ع) در محراب عبادت شهید شد و مبادا در حال بى تفاوتى بمیرید، که على اکبر در راه حسین(ع) و با هدف شهید شد. اى مادران! مبادا از رفتن فرزندان تان به جبهه جلوگیرى کنید که فردا در محضر خدا نمى توانید جواب زینب(س) را بدهید که او تحمل ۷۲ تن شهید را نمود. همه مثل خاندان وهب، جوانان تان را به جبهه هاى نبرد بفرستید و حتى جسد او را هم تحویل نگیرید؛ زیرا مادر وهب فرمود: «سرى را که در راه خدا داده ام، پس نمى گیرم.» پروردگارم -ان شاء الله- مرا به عنوان شهید در درگاهش بپذیرد و از من -این بنده ی رو سیاه- راضى باشد. برادران و خواهران! هر کس از من ناراحتى دیده و من آن ها را رنجانده ام، مرا ببخشد و من نیز همه را حلال مى نمایم. فرزندانم، همسرم و خانواده ام! سعى کنید پیرو خط حضرت زینب(س) و امام حسین(ع) باشید و بدانید که خون ما از خون حسین و على اکبر با ارزش تر نیست، که آنان در راه خدا به شهادت رسیدند و اسلام و قرآن را زنده نگه داشتند.۱ (۱۵۰۵۳۰۵)<ref>[http://khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=1317 پایگاه اطلاع رسانی سرداران و 3000 شهید استان قزوین]</ref> |
| + | |||
| − | |||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
| − | <references/> | + | <references /> |
| − | + | ||
== ردهها == | == ردهها == | ||
{{ترتیبپیشفرض:حسن_عبداللهی حسین آبادی}} | {{ترتیبپیشفرض:حسن_عبداللهی حسین آبادی}} | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۴ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۵۰
| حسن عبداللهی حسین آبادی | |
|---|---|
![]() | |
| ملیت | |
| دین و مذهب | مسلمان، شیعه |
| تولد | قزوین ، روستای حسین آباد1320/05/15 |
| شهادت | عراق، بصره،فاو1364/11/22 |
| محل دفن | گلزار شهداى قزوین،روستای حسین آباد |
| سمتها | بسیجی |
| تحصیلات | بی سواد |
| شغل | کارگر |
زندگی نامه
عبداللهیحسینآبادی، حسن: پانزدهم مرداد ۱۳۲۰، در روستای حسینآباد از توابع شهر قزوین به دنیا آمد. پدرش علی و مادرش زهرا نام داشت. خواندن و نوشتن نمیدانست. کارگر بود. سال ۱۳۴۱ ازدواج کرد و صاحب پنج پسر و یک دختر شد. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. بیست و دوم بهمن ۱۳۶۴، در فاو عراق بر اثر اصابت ترکش به سر، شهید شد. مزار او در گلزار شهدای شهر زادگاهش واقع است.
وصیت نامه
شهید، حسن عبداللهى: بارالها! من صداى لبیک نایب امام وقت -امام خمینی- را شنیدم و به راه امام حسین(ع) آمدم. بارالها! مرا از هفتاد و دو تن یاران حسین(ع) قرارده. بارالها! مرا یارى نما که تا به ندای «هل من ناصرٍ ینصرنی؟» امام خمینى -فرزند حسین(ع)- و نایب امام زمان(عج) لبیک گویم. اى جوانان! نکند در رختخواب ذلت بمیرید که حسین(ع) در میدان نبرد شهید شد. اى جوانان! مبادا در غفلت بمیرید، که على(ع) در محراب عبادت شهید شد و مبادا در حال بى تفاوتى بمیرید، که على اکبر در راه حسین(ع) و با هدف شهید شد. اى مادران! مبادا از رفتن فرزندان تان به جبهه جلوگیرى کنید که فردا در محضر خدا نمى توانید جواب زینب(س) را بدهید که او تحمل ۷۲ تن شهید را نمود. همه مثل خاندان وهب، جوانان تان را به جبهه هاى نبرد بفرستید و حتى جسد او را هم تحویل نگیرید؛ زیرا مادر وهب فرمود: «سرى را که در راه خدا داده ام، پس نمى گیرم.» پروردگارم -ان شاء الله- مرا به عنوان شهید در درگاهش بپذیرد و از من -این بنده ی رو سیاه- راضى باشد. برادران و خواهران! هر کس از من ناراحتى دیده و من آن ها را رنجانده ام، مرا ببخشد و من نیز همه را حلال مى نمایم. فرزندانم، همسرم و خانواده ام! سعى کنید پیرو خط حضرت زینب(س) و امام حسین(ع) باشید و بدانید که خون ما از خون حسین و على اکبر با ارزش تر نیست، که آنان در راه خدا به شهادت رسیدند و اسلام و قرآن را زنده نگه داشتند.۱ (۱۵۰۵۳۰۵)[۱]
