شهید محمد رضا ابراهیمی: تفاوت بین نسخه‌ها

(پانویس)
 
(۳ نسخه‌های متوسط توسط ۲ کاربران نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
==
+
 
 
محمدرضا! چه خبره، چرا زل زدی به مادر؟
 
محمدرضا! چه خبره، چرا زل زدی به مادر؟
 
- وقتی نماز می‌خونه، دوست داشتنی‌تر می‌شه.
 
- وقتی نماز می‌خونه، دوست داشتنی‌تر می‌شه.
سطر ۶: سطر ۶:
 
محمدرضا خود را به مادر نزدیک کرد و ملتمسانه گفت:« مامان! برام دعا کن. می‌گن دعای مادر در حق فرزندش زود جواب می‌ده.».
 
محمدرضا خود را به مادر نزدیک کرد و ملتمسانه گفت:« مامان! برام دعا کن. می‌گن دعای مادر در حق فرزندش زود جواب می‌ده.».
 
مادرم گفت:« همیشه واسه‌ی سلامتی و عاقبت به خیری‌تون دعا می‌کنم. حالا حاجتت چیه؟».
 
مادرم گفت:« همیشه واسه‌ی سلامتی و عاقبت به خیری‌تون دعا می‌کنم. حالا حاجتت چیه؟».
محمدرضا زیر لب گفت:« دوست دارم شهید بشم، البته اگه لایق باشم.».
+
محمدرضا زیر لب گفت:« دوست دارم [[شهید]] بشم، البته اگه لایق باشم.».
 
شهید محمد رضا ابراهیمی.<ref>فرهنگنامه شهدای سمنان، ج1، ص54</ref>
 
شهید محمد رضا ابراهیمی.<ref>فرهنگنامه شهدای سمنان، ج1، ص54</ref>
  
سطر ۱۲: سطر ۱۲:
 
==پانویس==
 
==پانویس==
 
<references/>
 
<references/>
 +
== رده‌ها ==
 +
{{ترتیب‌پیش‌فرض:محمدرضا_ابراهیمی}}
 +
[[رده: شهدای دفاع مقدس]]
 +
[[رده: شهدای ایران]]
 +
[[رده: شهدای استان سمنان]]
 +
[[رده: شهدای شهرستان سمنان]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۳ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۵۴

محمدرضا! چه خبره، چرا زل زدی به مادر؟ - وقتی نماز می‌خونه، دوست داشتنی‌تر می‌شه. دقایقی بعد نماز مادر تمام شد. محمدرضا گفت:« قبول باشه مادر!». مادرم به محمدرضا که کنارش نشسته بود، نگاهی کرد و گفت:« قبول حق پسرم!». محمدرضا خود را به مادر نزدیک کرد و ملتمسانه گفت:« مامان! برام دعا کن. می‌گن دعای مادر در حق فرزندش زود جواب می‌ده.». مادرم گفت:« همیشه واسه‌ی سلامتی و عاقبت به خیری‌تون دعا می‌کنم. حالا حاجتت چیه؟». محمدرضا زیر لب گفت:« دوست دارم شهید بشم، البته اگه لایق باشم.». شهید محمد رضا ابراهیمی.[۱]


پانویس

  1. فرهنگنامه شهدای سمنان، ج1، ص54

رده‌ها

آخرین تغییر ‏۳ دی ۱۳۹۸، در ‏۰۷:۵۴