Sheykhmohammadi98 (بحث | مشارکتها) |
|||
| (۲ نسخههای متوسط توسط کاربر دیگری نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| − | ضبط صوت سرگرم بودم. ميخواستم نوار قرآن را براي مراسم بعد از ظهر آماده کنم. مراسم شهيدي بود. به سيّدمهدي گفتم:« خواب ديدم که شهيد شدي با همين ضبط صوت برات قرآن ميگذاريم. ». | + | ضبط صوت سرگرم بودم. ميخواستم نوار قرآن را براي مراسم بعد از ظهر آماده کنم. مراسم [[شهيدي]] بود. به سيّدمهدي گفتم:« خواب ديدم که [[شهيد]] شدي با همين ضبط صوت برات قرآن ميگذاريم. ». |
بدون تعارف گفت:« حرفي نيست، امّا به موقع اين کار رو انجام بدين. سر ظهر يا دير وقت نباشه و صداش هم زياد نباشه تا برای کسی مزاحمت ایجاد بشه! ». | بدون تعارف گفت:« حرفي نيست، امّا به موقع اين کار رو انجام بدين. سر ظهر يا دير وقت نباشه و صداش هم زياد نباشه تا برای کسی مزاحمت ایجاد بشه! ». | ||
شهید سید مهدی احمد پناهی | شهید سید مهدی احمد پناهی | ||
| − | |||
| − | |||
<ref>[http://فرهنگنامه شهدای سمنان،ج1،ص149 فرهنگنامه شهدای سمنان، ج1، ص149]</ref> | <ref>[http://فرهنگنامه شهدای سمنان،ج1،ص149 فرهنگنامه شهدای سمنان، ج1، ص149]</ref> | ||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
<references/> | <references/> | ||
| − | |||
نسخهٔ کنونی تا ۴ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۰۸
ضبط صوت سرگرم بودم. ميخواستم نوار قرآن را براي مراسم بعد از ظهر آماده کنم. مراسم شهيدي بود. به سيّدمهدي گفتم:« خواب ديدم که شهيد شدي با همين ضبط صوت برات قرآن ميگذاريم. ». بدون تعارف گفت:« حرفي نيست، امّا به موقع اين کار رو انجام بدين. سر ظهر يا دير وقت نباشه و صداش هم زياد نباشه تا برای کسی مزاحمت ایجاد بشه! ». شهید سید مهدی احمد پناهی [۱]