Mahmodzade9805 (بحث | مشارکتها) (صفحهای جدید حاوی «==خاطرات== *این پول ها خوردن نداره اصلاً به اضافه کار اعتقاد نداشت. می گفت: "وق...» ایجاد کرد) |
Barkhordari (بحث | مشارکتها) |
||
| (۲ نسخههای متوسط توسط ۲ کاربران نشان داده نشده) | |||
| سطر ۴: | سطر ۴: | ||
اصلاً به اضافه کار اعتقاد نداشت. می گفت: "وقتی می تونم تو زمان انجام کار، تموم کارهامو انجام بدم دیگه لزومی نداره که اضافه کار بمانم! | اصلاً به اضافه کار اعتقاد نداشت. می گفت: "وقتی می تونم تو زمان انجام کار، تموم کارهامو انجام بدم دیگه لزومی نداره که اضافه کار بمانم! | ||
| − | همین دقت ها و ریزه کاری هاش بود که برکت رو به زندگیمون آورده بود. نمونه ی دیگه ش حساسیت روی بیت المال بود. کارهای تحقیقاتیش رو به خاطر بعضی مسائل محرمانه، نمی تونست بیرون از خونه پرینت بگیره و چون خودمون هم چاپگر نداشتیم مجبور بود از چاپگر محل کارش استفاده کنه. اما تو اینجور مواقع، حتماً برگه ی سفید از خونه می برد تا از امکانات اداره استفاده نکنه. | + | همین دقت ها و ریزه کاری هاش بود که برکت رو به زندگیمون آورده بود. نمونه ی دیگه ش حساسیت روی [[بیت المال]] بود. کارهای تحقیقاتیش رو به خاطر بعضی مسائل محرمانه، نمی تونست بیرون از خونه پرینت بگیره و چون خودمون هم چاپگر نداشتیم مجبور بود از چاپگر محل کارش استفاده کنه. اما تو اینجور مواقع، حتماً برگه ی سفید از خونه می برد تا از امکانات اداره استفاده نکنه. |
| − | یادم نمیره که بهم می گفت: "میلیاردها تومن پول در اختیارم قرار می گیره. اگه ازش سوء استفاده کنم ضررشو می کشم. اصلاً این پول ها خوردن نداره، باید از چیزی که حقّمه استفاده کنم." | + | یادم نمیره که بهم می گفت: "میلیاردها تومن پول در اختیارم قرار می گیره. اگه ازش سوء استفاده کنم ضررشو می کشم. اصلاً این پول ها خوردن نداره، باید از چیزی که حقّمه استفاده کنم."<ref>فلش کارت [[شهدا]] ی علم و اخلاق، مرکز فرهنگی مطاف عشق</ref> |
| − | + | ||
| + | ==پانویس== | ||
| + | <references/> | ||
| + | |||
| + | == ردهها == | ||
| + | {{ترتیبپیشفرض:داریوش_رضایی_نژاد}} | ||
| + | [[رده: شهدا]] | ||
| + | [[رده: شهدای دفاع مقدس]] | ||
| + | [[رده: شهدای ایران]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۳ دی ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۵۶
خاطرات
- این پول ها خوردن نداره
اصلاً به اضافه کار اعتقاد نداشت. می گفت: "وقتی می تونم تو زمان انجام کار، تموم کارهامو انجام بدم دیگه لزومی نداره که اضافه کار بمانم! همین دقت ها و ریزه کاری هاش بود که برکت رو به زندگیمون آورده بود. نمونه ی دیگه ش حساسیت روی بیت المال بود. کارهای تحقیقاتیش رو به خاطر بعضی مسائل محرمانه، نمی تونست بیرون از خونه پرینت بگیره و چون خودمون هم چاپگر نداشتیم مجبور بود از چاپگر محل کارش استفاده کنه. اما تو اینجور مواقع، حتماً برگه ی سفید از خونه می برد تا از امکانات اداره استفاده نکنه. یادم نمیره که بهم می گفت: "میلیاردها تومن پول در اختیارم قرار می گیره. اگه ازش سوء استفاده کنم ضررشو می کشم. اصلاً این پول ها خوردن نداره، باید از چیزی که حقّمه استفاده کنم."[۱]