Eshoseini9802 (بحث | مشارکتها) |
|||
| (یک نسخهٔ متوسط توسط کاربر دیگری نشان داده نشده) | |||
| سطر ۵: | سطر ۵: | ||
شنیده بودیم [[نماز جماعت]] و اول وقت برایش اهمیت دارد، ولی فکر نمی کردیم اینقدر مصمم باشد! | شنیده بودیم [[نماز جماعت]] و اول وقت برایش اهمیت دارد، ولی فکر نمی کردیم اینقدر مصمم باشد! | ||
صدای [[اذان]] که بلند شد، همه را بلند کرد؛ انگار نه انگار عروسی است، آن هم عروسی خودش! | صدای [[اذان]] که بلند شد، همه را بلند کرد؛ انگار نه انگار عروسی است، آن هم عروسی خودش! | ||
| − | یکی را فرستاد جلو، بقیه هم پشت سرش، نماز جماعتی شد به یاد ماندنی. | + | یکی را فرستاد جلو، بقیه هم پشت سرش، نماز جماعتی شد به یاد ماندنی.<ref>یادگاران16، ص48</ref> |
| − | + | ||
| + | |||
| + | ==پانویس== | ||
| + | <references/> | ||
| + | == ردهها == | ||
| + | {{ترتیبپیشفرض:محمد_علی_رهنمون}} | ||
| + | [[رده: شهدای دفاع مقدس]] | ||
| + | [[رده: شهدای ایران]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۰ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۵۷
خاطرات
- نماز جماعت درعروسی
شنیده بودیم نماز جماعت و اول وقت برایش اهمیت دارد، ولی فکر نمی کردیم اینقدر مصمم باشد! صدای اذان که بلند شد، همه را بلند کرد؛ انگار نه انگار عروسی است، آن هم عروسی خودش! یکی را فرستاد جلو، بقیه هم پشت سرش، نماز جماعتی شد به یاد ماندنی.[۱]
پانویس
- ↑ یادگاران16، ص48