شهید وحید زمانی نیا: تفاوت بین نسخهها
Jafari9809 (بحث | مشارکتها) (←نگارخانه تصاویر) |
Arameshi9706 (بحث | مشارکتها) |
||
| (یک نسخهٔ متوسط توسط کاربر دیگری نشان داده نشده) | |||
| سطر ۳۰: | سطر ۳۰: | ||
| − | + | «اللهم تقبل منا هذا قلیل القربان؛ خداوندا! این قربانی اندک را از ما بپذیر» | |
| − | در میان همه رفتوآمدها برای | + | در میان همه رفتوآمدها برای تسلیت گفتن به خانه شهید ، تبریک و تسلیتها این نوشته مقابل ورودی خانه شهیدبزرگ نصب شده بود.این متن علاوه بر [[عزت نفس]] خانواده شهید به همه اعلام می کند که شهادت ملت ما را بیدار می کند. |
| − | پاسدار شهید وحید زمانی نیا فرزند | + | پاسدار شهید وحید زمانی نیا فرزند دهه هفتادی ری روز سیزدهم دی ماه در حمله [[بالگردهای آمریکایی]] در فرودگاه بغداد با بیست و هفت سال سن در کنار سردار بزرگ ایران و اسلام پر کشید و [[برگ زرینی]] به تاریخ سراسر افتخار [[قبله تهران]] اضافه کرد. <ref>[http://shahrestanha.navideshahed.com/fa/news/471014 سایت نوید شاهد تهران]</ref> |
| سطر ۹۳: | سطر ۹۳: | ||
</gallery> | </gallery> | ||
| − | == | + | ==پانویس== |
| − | <references /> | + | <references /> |
==ردهها == | ==ردهها == | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۵ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۴۸
| وحید زمانی نیا | |
|---|---|
| | |
| ملیت | |
| دین و مذهب | مسلمان، شیعه |
| تولد | تهران ، ۱۳۷۱ |
| شهادت | عراق، 1398/10/13 |
| یگانهای خدمت | سپاه پاسداران انقلاب اسلامی |
| طول خدمت | 4سال |
| درجه | پاسدار |
| سمتها | محافظ |
| جنگها | داعش وسوریه ،داعش وعراق |
| تحصیلات | دیپلم |
«اللهم تقبل منا هذا قلیل القربان؛ خداوندا! این قربانی اندک را از ما بپذیر» در میان همه رفتوآمدها برای تسلیت گفتن به خانه شهید ، تبریک و تسلیتها این نوشته مقابل ورودی خانه شهیدبزرگ نصب شده بود.این متن علاوه بر عزت نفس خانواده شهید به همه اعلام می کند که شهادت ملت ما را بیدار می کند.
پاسدار شهید وحید زمانی نیا فرزند دهه هفتادی ری روز سیزدهم دی ماه در حمله بالگردهای آمریکایی در فرودگاه بغداد با بیست و هفت سال سن در کنار سردار بزرگ ایران و اسلام پر کشید و برگ زرینی به تاریخ سراسر افتخار قبله تهران اضافه کرد. [۱]
زندگینامه
شهید “وحید زمانینیا” در سال ۱۳۷۱ در محله اتابک تهران به دنیا آمد و تا ۶ سالگی در آن محل رشد یافت. خانواده شهید از اولین سال تحصیلی پسرشان منزل را به شهر ری منتقل کردند و شهید وحید زمانینیا دوران ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان را در شهر ری با بالاترین معدل گذراند. شهید وحید زمانینیا بعد از گرفتن مدرک دیپلم جذب دانشگاه افسری امامعلی(ع) شد و در رشتهی نیروهای مخصوص سپاه قدس فعالیت خود را جهت پاسداری از انقلاب اسلامی آغاز کرد. شهید زمانینیا با توجه به تواناییهای بالایی که در چند سال خدمت از خود نشان داد در مدت زمانی کوتاه پس از فعالیت در سوریه توانست یکی از محافظان و جزو هیئتهای همراه حاج قاسم سلیمانی شود. ایشان برای دفاع از حریم اهلبیت(ع) ۴ سال در جبهههای نبرد سوریه علیه تکفیریهای داعش حضور یافت و در حلب سوریه جانباز شیمیایی شد.این شهید بزرگوار یکی از همراهان سردار سلیمانی بود که در پی حمله هوایی نیروهای متجاوز و تروریست آمریکایی در نزدیکی فرودگاه بغداد، پس ازچندین سال بر تن کردن لباس مقدس سپاه و مجاهدت، فداکاری و نقشآفرینیهای ماندگار و پرافتخارکه در راه اعتلای اسلام و دفاع از قرآن و اهل بیت عصمت و طهارت (علیهمالسلام) و سرافرازی ایران عزیزداشت، در سن 27 سالگی ؛ در حالی که دو ماه بیشتر از عقد ایشان نمی گذشت دربامداد 13 دیماه 1398 به شهادت رسید.پیکر مطهر این شهید همچون دیگر همراهانش بعد از تشیع باشکوهی که در بغدادشد وطواف در حرمین امامین عسگرین ؛ کربلای معلابه ایران آمد وپس از طواف در حرم مطهر امام رضا (ع) و تشییع باشکوه درشهرری ، بنا به وصیت شهید والامقام حمید زمانینیا، پیکر در شبستان حرم حضرت عبدالعظیم علیهالسلام آرام به خاک سپرده شد. [۲]
خاطرات
مادر شهید میگوید: «۲ماه پیش مراسم عقد پسرم را برگزار کردیم و آرزو داشتم پسرم را در لباس دامادی ببینم. »
خاله وحید: «وحید را خیلی دوست داشتم. او لایق شهادت بود، هرچند که برای ما و بهخصوص برای مادرش تحمل این فراق سخت است. اما دوست دارم به وحید بگویم شهادتت مبارک باشد. »
حسین کریمی«آقا وحید بچه محله ما بود. آقا وحید خیلی وقتها مرا نصحیت میکرد. من خیلی چیزها را از او یاد گرفتم.از او آموختم که صبور باشم و بهخاطر چیزهای کم ارزش دیگران را از خود نرنجانم. حالا آمدهام اینجا تا اگر کاری از دستم بر میآید انجام دهم. »
•بردار وحید :آقا وحید بهخاطر نوع شغل و ماهیت کاری و ماموریتی، بهعنوان همراه در ماموریتهای مستشاری در محور مقاومت فعالیت میکردند و در آخرین ماموریتی که اعزام شدند، شهد شهادت را نوشیدند و به آرزوی دیرینه خود رسیدند.اواسط هفته بود که بهصورت اتفاقی ماموریت به ایشان محول شد که بهسرعت حاضر شدند. البته ۲ماه بود عقد کرده بودند. آخرین ماموریتشان در کنار سردار سلیمانی بود و در کنار سردار سلیمانی شهید شدند و صبح جمعه خبر شهادتشان را دریافت کردیم.ما جمعا ۳برادر بودیم که وحید آخرین برادر بود. [۳]
•فرزندم عاقبت به خیر شد «دلتنگ فرزندم هستم اما از اینکه به شهادت رسید ذره ای احساس پشیمانی نمیکنم. خدا را شکر میکنم که فرزندم با شهادت عاقبت به خیر شد. وحید از سال 1394 در سوریه حضور داشت و به دست نیروهای تکفیری شیمیایی شده بود. البته هیچکس حتی خانواده اش هم از این موضوع اطلاعی نداشتند. پدر شهید می گوید: «چهل روز پیش که برای پی گیری مراحل درمانی به اصفهان رفت از اینکه وحید شیمیایی شده با خبر شدیم. ریه وحید عفونت کرده بود و برادرش که می دانست به خواسته او به کسی چیزی نگفته بود
•دامادیاش را ندیدم
پدر شهید میگوید: «قرار بود شب یلدا طبق رسم دیرینه ایرانیها برای همسر وحید مهمانی بگیریم اما به دلیل اینکه ماموریت بود مخالفت کرد. البته بعد از آن هم قرار شد این کار را انجام دهیم اما به دلیل مشغله کاری وحید این اتفاق نیافتاد». پدر شهید «فقط برای نو عروسم که ۲ ماه از عقدشان میگذشت ناراحتم. •«رامین محسنی» از بچه محل ها و دوستان قدیمی شهید می گوید: «۲۹سال سابقه رفاقت با وحید را داشتم که به همین دلیل با اطمینان کامل می گویم نمونه بود. در همه این سال ها به یاد ندارم که در رفاقت بی معرفتی کرده باشد».
•بچه هیئتی بود
وحید یک عمر نوکری امام حسین (ع) را کرد و بین اهل محل به بچه هیئتی شناخته می شد. رامین تعریف می کند: «برای انجام کارهای هیئت همراه بود و از هیچ کمکی دریغ نمی کرد. هر وقت می خواستیم برای دهه محرم هیئت بر پا کنیم، وحید قبل از همه بچه های محل می آمد و بعد از همه می رفت». «۲۹ سال با وحید رفیق بودم و در همه این سال ها کاری نکرد تا من را ناراحت کند. شاید من او را ناراحت کرده باشم اما او هیچوقت چنین کاری را نکرد».
•روی دست مردم کربلایی شد
«وحید خیلی مردمدار بود. اهل کار خیر بود اما پنهانی. خوب به یاد دارم که همیشه میگفت برای کار خیر همین که خدا بداند کافی است و نیازی نیست بنده اش چیزی بداند. اما من غیر مستقیم خبر داشتم که به خیلی ها کمک می کرد و شخصیتش طوری بود که اگر میفهمید کسی گرفتار است از هیچ کمکی دریغ نمیکرد». «۲۰ روز پیش که برای آخرین بار او را دیدم گفت اگر حاج قاسم اجازه بدهد می خواهم به کربلا بروم. اما قسمت این بود که وحید روی دستان مردم کربلایی شود. قبل از آخرین بار که برود با هم عکس انداختیم که در گوشی تلفن همراه او باقی ماند. خیلی دوست دارم آن عکس را دوباره ببینم».
•سردار دل ها انتخابش کرد
وحید از محافظان حاج قاسم بود. رامین میگوید: «بیخود نبود که حاجی، وحید را انتخاب کرد. وحید از همه نظر نمونه و بسیار به حاج قاسم نزدیک بود. هر جا که حاج قاسم حضور داشت وحید هم همانجا بود». وحید تازه عقد کرده بود و می خواست همین روزها دست همسرش را بگیرد تا سر زندگی اش برود.
•شهربانو افروشه میگوید: «من سالهاست آقا وحید را میشناسم.با خانوادهاش رفتوآمد خانوادگی دارم. خانواده زمانی نیا یکی از بهترین همسایههای ما هستند. وحید همکلاسی پسرم بود و پسر بسیار با اخلاقی بود. میدانستم که او به سوریه میرود و مدافع حرم است.من فکر میکنم شهادت حق وحید بود. او لایق شهادت بود. »
نگارخانه تصاویر
- خطا در ایجاد بندانگشتی: خطای ناشناختهای رخ داد.