شهید شعبان رودباری: تفاوت بین نسخهها
Arameshi9706 (بحث | مشارکتها) |
|||
| (یک نسخهٔ متوسط توسط کاربر دیگری نشان داده نشده) | |||
| سطر ۳۶: | سطر ۳۶: | ||
==وصیت نامه== | ==وصیت نامه== | ||
| − | شهید، شعبان رودبارى : ما که در حضیض بودیم و غفلت، شیطان ما را از ذکر و یاد خدا، باز داشته بود . هر کدام مان به نحوى در طلب عافیت هاى دنیوى بودیم و او هم چنان مستقیم و استوار بر دین خدا، ما را از ورطه نابودى رهاند . خدایش او را زنده بدارد تا جهانیان عموماً و مستضعفین عالم خصوصاً و مسلمین بالاخص، از برکت وجود این اسطوره و اسوه حسنه زمان فیض بُرده و در سایه رهبرى داهیانه و پیامبرانه اش، به امور امت زمین برسند و این وعده ى خداوندى است : ان اللّه لا یخلف المیعاد ( آل عمران / آیه ۹) سلام به شما اى امت مسلمان ! اى مردم شهیدپرور ! شما اى امتى که از خواب غفلت بیدار شده اید ! مبادا کارى کنید قلب پیر جماران - که قلب تپبنده یک میلیارد مسلمان است - به درد آید . مبادا این دولت اسلامى عزیز را خوار و ذلیل کنید . شما باید همیشه گوش به فرمان امام عزیزمان باشید و هر فرمانی مى دهد با دل و جان به آن عمل کنید و نگذارید این منافقان - از خدا بى خبر - به این انقلاب عزیز ضربه اى وارد کنند . شما باید با حضور خود در نمازهاى جماعت، بخصوص نمازهاى جمعه، این سنگر عبادت و سیاست را با حضور هر چه بیشتر خود، محکم کرده و آن را هم چون نماز یومیه واجب بشمارید . اى مادر عزیز و پدر بزرگوارم ! از این که شما را آزردم، مرا حلال کنید . من خودم مى دانم که چقدر شما را آزار دادم، مخصوصاً تو را اى مادر ! من مى دانم که چه زحمت هایى براى من کشیدید و چه شب هایى تا صبح بیدار بودید و من نتوانستم زحمات شما را - حتى براى یک لحظه - جبران کنم . مادر و پدر عزیزم ! مرا حلال کنید و برایم از خداوند بزرگ طلب بخشش کنید . آن قدر گناهکارم که هر وقت به یادم مى افتد، اشک در چشمانم جارى مى شود و مرا عذاب روحى و جسمى مى دهد . باز تکرار مى کنم؛ مادر و پدر عزیزم ! از این که شما را آزردم، مرا حلال کنید؛ چرا که جز این وظیفه اى نمى توانم داشته باشم و آگاه باشید که من به معبود و معشوقم رسیدم و سفیر گلوله ها عقد مرا با عروس زیبا و پاک شهادت خواندند . براى رضاى خدا از گریه کردن در ملأ عام خوددارى کنید و اگر قصد این کار را داشتید، تنها به نیت شهید و براى مظلومیت حسین ( ع ) باشد . در مجلس من ابداً نباید مخالفان انقلاب و امام شرکت کنند؛ حتى اگر رابطه اى دوستى و آشنایى و یا وابستگى داشته باشند؛ چرا که من راضى نخواهم بود . شما اى خواهرانم ! بکوشید تا هم چون زینب ( س ) پیام آور خون شهیدان باشید و این لازمه اش دقت و تأمل بیشتر در خود و اطرافیان خود است . از تمامى شما تقاضا دارم مرا حلال کنید و ببخشید . شما اى برادرانم ! سلاح مرا از زمین بردارید و به انقلاب و اسلام کمک کنید و نگذارید کافران از خدا بى خبر به مظلومان ظلم کنند و هم چون امام حسین ( ع ) پیکار کنید تا دشمنان اسلام نابود شوند و زمینه اى براى انقلاب امام زمان ( عج ) فراهم شود . از تمامى شما که وصیت نامه مرا مى خوانید و یا مى شنوید، مى خواهم که مرا حلال کنید؛ مخصوصاً، همسایگان عزیز . در آخر همگان را به نکته اى توجه مى دهم و آن این که : براى امام دعا کنید و از حق تعالى بخواهید تا بر عُمر پُر برکتش - تا ظهور حضرت مهدى ( عج ) - بیفزاید . تو اى همسر و شما فرزندان عزیزم ! امیدوارم این مصیبت را - که بر شما وارد شده است - با صبر و ایثار از سختى هاى زندگى عبور دهید و در مورد مشکلات با آن ها سازش کنید . همسرم ! هر چه فکر مى کنم نمى توانم و نمى دانم چه بگویم و یا چه بنویسم؛ ولى این را مى گویم که تو در زندگى از هیچ کس خوشى ندیدى، حتى از من که تنها امیدت بودم . از روى مهر و محبتت، این ۸ یا ۹ سالی که با هم زندگى کردیم، مرا حلال کن . دوست دارم بعد از من فرزندان مان را آن طورى که اسلام مى خواهد تربیت کنى و اسم بچه آخرى را - که هنوز به دنیا نیامده است - خودت بگذارى . ضمناً براى من چیزى خرج نکنید و اگر خواستید خرج کنید، اول آن را به دولت کمک کنید . من در دوران خدمت به کسانى بدهکار بودم که آن ها را ندیدم و نمى دانم در کجا زندگى مى کنند؛ اما شما به نیت آنها ۱۵۰۰ تومان در راه خیر بدهید . شعبان رودبارى روز شنبه ۲۲ بهمن ۶۲ | + | شهید، شعبان رودبارى : ما که در حضیض بودیم و غفلت، شیطان ما را از ذکر و یاد خدا، باز داشته بود . هر کدام مان به نحوى در طلب عافیت هاى دنیوى بودیم و او هم چنان مستقیم و استوار بر دین خدا، ما را از ورطه نابودى رهاند . خدایش او را زنده بدارد تا جهانیان عموماً و مستضعفین عالم خصوصاً و مسلمین بالاخص، از برکت وجود این اسطوره و اسوه حسنه زمان فیض بُرده و در سایه رهبرى داهیانه و پیامبرانه اش، به امور امت زمین برسند و این وعده ى خداوندى است : ان اللّه لا یخلف المیعاد ( آل عمران / آیه ۹) سلام به شما اى امت مسلمان ! اى مردم شهیدپرور ! شما اى امتى که از خواب غفلت بیدار شده اید ! مبادا کارى کنید قلب پیر جماران - که قلب تپبنده یک میلیارد مسلمان است - به درد آید . مبادا این دولت اسلامى عزیز را خوار و ذلیل کنید . شما باید همیشه گوش به فرمان امام عزیزمان باشید و هر فرمانی مى دهد با دل و جان به آن عمل کنید و نگذارید این منافقان - از خدا بى خبر - به این انقلاب عزیز ضربه اى وارد کنند . شما باید با حضور خود در نمازهاى جماعت، بخصوص نمازهاى جمعه، این سنگر عبادت و سیاست را با حضور هر چه بیشتر خود، محکم کرده و آن را هم چون نماز یومیه واجب بشمارید . اى مادر عزیز و پدر بزرگوارم ! از این که شما را آزردم، مرا حلال کنید . من خودم مى دانم که چقدر شما را آزار دادم، مخصوصاً تو را اى مادر ! من مى دانم که چه زحمت هایى براى من کشیدید و چه شب هایى تا صبح بیدار بودید و من نتوانستم زحمات شما را - حتى براى یک لحظه - جبران کنم . مادر و پدر عزیزم ! مرا حلال کنید و برایم از خداوند بزرگ طلب بخشش کنید . آن قدر گناهکارم که هر وقت به یادم مى افتد، اشک در چشمانم جارى مى شود و مرا عذاب روحى و جسمى مى دهد . باز تکرار مى کنم؛ مادر و پدر عزیزم ! از این که شما را آزردم، مرا حلال کنید؛ چرا که جز این وظیفه اى نمى توانم داشته باشم و آگاه باشید که من به معبود و معشوقم رسیدم و سفیر گلوله ها عقد مرا با عروس زیبا و پاک شهادت خواندند . براى رضاى خدا از گریه کردن در ملأ عام خوددارى کنید و اگر قصد این کار را داشتید، تنها به نیت شهید و براى مظلومیت حسین ( ع ) باشد . در مجلس من ابداً نباید مخالفان انقلاب و امام شرکت کنند؛ حتى اگر رابطه اى دوستى و آشنایى و یا وابستگى داشته باشند؛ چرا که من راضى نخواهم بود . شما اى خواهرانم ! بکوشید تا هم چون زینب ( س ) پیام آور خون شهیدان باشید و این لازمه اش دقت و تأمل بیشتر در خود و اطرافیان خود است . از تمامى شما تقاضا دارم مرا حلال کنید و ببخشید . شما اى برادرانم ! سلاح مرا از زمین بردارید و به انقلاب و اسلام کمک کنید و نگذارید کافران از خدا بى خبر به مظلومان ظلم کنند و هم چون امام حسین ( ع ) پیکار کنید تا دشمنان اسلام نابود شوند و زمینه اى براى انقلاب امام زمان ( عج ) فراهم شود . از تمامى شما که وصیت نامه مرا مى خوانید و یا مى شنوید، مى خواهم که مرا حلال کنید؛ مخصوصاً، همسایگان عزیز . در آخر همگان را به نکته اى توجه مى دهم و آن این که : براى امام دعا کنید و از حق تعالى بخواهید تا بر عُمر پُر برکتش - تا ظهور حضرت مهدى ( عج ) - بیفزاید . تو اى همسر و شما فرزندان عزیزم ! امیدوارم این مصیبت را - که بر شما وارد شده است - با صبر و ایثار از سختى هاى زندگى عبور دهید و در مورد مشکلات با آن ها سازش کنید . همسرم ! هر چه فکر مى کنم نمى توانم و نمى دانم چه بگویم و یا چه بنویسم؛ ولى این را مى گویم که تو در زندگى از هیچ کس خوشى ندیدى، حتى از من که تنها امیدت بودم . از روى مهر و محبتت، این ۸ یا ۹ سالی که با هم زندگى کردیم، مرا حلال کن . دوست دارم بعد از من فرزندان مان را آن طورى که اسلام مى خواهد تربیت کنى و اسم بچه آخرى را - که هنوز به دنیا نیامده است - خودت بگذارى . ضمناً براى من چیزى خرج نکنید و اگر خواستید خرج کنید، اول آن را به دولت کمک کنید . من در دوران خدمت به کسانى بدهکار بودم که آن ها را ندیدم و نمى دانم در کجا زندگى مى کنند؛ اما شما به نیت آنها ۱۵۰۰ تومان در راه خیر بدهید . شعبان رودبارى روز شنبه ۲۲ بهمن ۶۲<ref>[http://khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=1695 پایگاه اطلاع رسانی سرداران و 3000 شهید استان قزوین]</ref> |
| − | + | ==پانویس== | |
| + | <references/> | ||
| − | |||
== ردهها == | == ردهها == | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۷ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۱۴
بسمه تعالی
نام شعبان رودباری
نام پدر عزیزالله
نام مادر رقیه خانم
محل شهادت فاو
محل تولد قزوین تاریخ تولد ۱۳۳۸/۱۱/۱۷
محل شهادت فاو تاریخ شهادت ۱۳۶۵/۰۲/۰۹
استان محل شهادت بصره شهر محل شهادت فاو
وضعیت تاهل متاهل درجه نظامی
تعداد پسر ۳ تعداد دختر ۱
تحصیلات ششم ابتدائی رشته -
عملیات سال تفحص
محل کار بنیاد تحت پوشش
مزار شهید قزوین - قزوین
محتویات
زندگی نامه
رودباری، شعبان : هفدهم بهمن ۱۳۳۸ ، در شهر قزوین به دنیا آمد . پدرش عزیزالله ( شهادت ۱۳۶۵) و مادرش رقیه خانم نام داشت . تا پایان دوره ابتدایی درس خواند . کارگر بود . سال ۱۳۵۸ ازدواج کرد و صاحب سه پسر و یک دختر شد . از سوی بسیج در جبهه حضور یافت . نهم اردیبهشت ۱۳۶۵ ، در فاو عراق بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید . مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است .
وصیت نامه
شهید، شعبان رودبارى : ما که در حضیض بودیم و غفلت، شیطان ما را از ذکر و یاد خدا، باز داشته بود . هر کدام مان به نحوى در طلب عافیت هاى دنیوى بودیم و او هم چنان مستقیم و استوار بر دین خدا، ما را از ورطه نابودى رهاند . خدایش او را زنده بدارد تا جهانیان عموماً و مستضعفین عالم خصوصاً و مسلمین بالاخص، از برکت وجود این اسطوره و اسوه حسنه زمان فیض بُرده و در سایه رهبرى داهیانه و پیامبرانه اش، به امور امت زمین برسند و این وعده ى خداوندى است : ان اللّه لا یخلف المیعاد ( آل عمران / آیه ۹) سلام به شما اى امت مسلمان ! اى مردم شهیدپرور ! شما اى امتى که از خواب غفلت بیدار شده اید ! مبادا کارى کنید قلب پیر جماران - که قلب تپبنده یک میلیارد مسلمان است - به درد آید . مبادا این دولت اسلامى عزیز را خوار و ذلیل کنید . شما باید همیشه گوش به فرمان امام عزیزمان باشید و هر فرمانی مى دهد با دل و جان به آن عمل کنید و نگذارید این منافقان - از خدا بى خبر - به این انقلاب عزیز ضربه اى وارد کنند . شما باید با حضور خود در نمازهاى جماعت، بخصوص نمازهاى جمعه، این سنگر عبادت و سیاست را با حضور هر چه بیشتر خود، محکم کرده و آن را هم چون نماز یومیه واجب بشمارید . اى مادر عزیز و پدر بزرگوارم ! از این که شما را آزردم، مرا حلال کنید . من خودم مى دانم که چقدر شما را آزار دادم، مخصوصاً تو را اى مادر ! من مى دانم که چه زحمت هایى براى من کشیدید و چه شب هایى تا صبح بیدار بودید و من نتوانستم زحمات شما را - حتى براى یک لحظه - جبران کنم . مادر و پدر عزیزم ! مرا حلال کنید و برایم از خداوند بزرگ طلب بخشش کنید . آن قدر گناهکارم که هر وقت به یادم مى افتد، اشک در چشمانم جارى مى شود و مرا عذاب روحى و جسمى مى دهد . باز تکرار مى کنم؛ مادر و پدر عزیزم ! از این که شما را آزردم، مرا حلال کنید؛ چرا که جز این وظیفه اى نمى توانم داشته باشم و آگاه باشید که من به معبود و معشوقم رسیدم و سفیر گلوله ها عقد مرا با عروس زیبا و پاک شهادت خواندند . براى رضاى خدا از گریه کردن در ملأ عام خوددارى کنید و اگر قصد این کار را داشتید، تنها به نیت شهید و براى مظلومیت حسین ( ع ) باشد . در مجلس من ابداً نباید مخالفان انقلاب و امام شرکت کنند؛ حتى اگر رابطه اى دوستى و آشنایى و یا وابستگى داشته باشند؛ چرا که من راضى نخواهم بود . شما اى خواهرانم ! بکوشید تا هم چون زینب ( س ) پیام آور خون شهیدان باشید و این لازمه اش دقت و تأمل بیشتر در خود و اطرافیان خود است . از تمامى شما تقاضا دارم مرا حلال کنید و ببخشید . شما اى برادرانم ! سلاح مرا از زمین بردارید و به انقلاب و اسلام کمک کنید و نگذارید کافران از خدا بى خبر به مظلومان ظلم کنند و هم چون امام حسین ( ع ) پیکار کنید تا دشمنان اسلام نابود شوند و زمینه اى براى انقلاب امام زمان ( عج ) فراهم شود . از تمامى شما که وصیت نامه مرا مى خوانید و یا مى شنوید، مى خواهم که مرا حلال کنید؛ مخصوصاً، همسایگان عزیز . در آخر همگان را به نکته اى توجه مى دهم و آن این که : براى امام دعا کنید و از حق تعالى بخواهید تا بر عُمر پُر برکتش - تا ظهور حضرت مهدى ( عج ) - بیفزاید . تو اى همسر و شما فرزندان عزیزم ! امیدوارم این مصیبت را - که بر شما وارد شده است - با صبر و ایثار از سختى هاى زندگى عبور دهید و در مورد مشکلات با آن ها سازش کنید . همسرم ! هر چه فکر مى کنم نمى توانم و نمى دانم چه بگویم و یا چه بنویسم؛ ولى این را مى گویم که تو در زندگى از هیچ کس خوشى ندیدى، حتى از من که تنها امیدت بودم . از روى مهر و محبتت، این ۸ یا ۹ سالی که با هم زندگى کردیم، مرا حلال کن . دوست دارم بعد از من فرزندان مان را آن طورى که اسلام مى خواهد تربیت کنى و اسم بچه آخرى را - که هنوز به دنیا نیامده است - خودت بگذارى . ضمناً براى من چیزى خرج نکنید و اگر خواستید خرج کنید، اول آن را به دولت کمک کنید . من در دوران خدمت به کسانى بدهکار بودم که آن ها را ندیدم و نمى دانم در کجا زندگى مى کنند؛ اما شما به نیت آنها ۱۵۰۰ تومان در راه خیر بدهید . شعبان رودبارى روز شنبه ۲۲ بهمن ۶۲[۱]
پانویس