Arameshi9706 (بحث | مشارکتها) |
|||
| (یک نسخهٔ متوسط توسط کاربر دیگری نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱۴: | سطر ۱۴: | ||
| − | زندگی نامه | + | ==زندگی نامه== |
| − | ناصر در خانواده روستایی مومن در روستای جاجا به دنیا آمد پس از طی دوران نوجوانی و ازدواج در اصفهان ساکن شد و صاحب 3 فرزند دختر شد. ناصر با شروع جنگ تحمیلی به طور داوطلبانه پس از طی یکدوره فشرده آموزشی از طریق بسیج محل کارش (کارخانه ناسیونال) به جبهه رفت، پس از 3 ماه حضور در جبهه در تاریخ 22 بهمن 1360 در تنگه چزابه و در حالی که می خواست دیده بان مجروحی را نجات دهد بر اثر اصابت ترکش خمپاره شربت شهادت نوشید. یک هفته بعد از شهادت ناصر فرزند چهارمش که پسر بود بدنیا آمد ناصر در آخرین مرخصی اش با اینکه خانواده اش گفتند چند روز بمان زایمان همسرت نزدیک است قبول نکرد و گفت "اگر بدانید دشمن در هنگام حمله به شهرها چه جنایاتی علیه زن ها و کودکان مرتکب می شود این حرف را نمیزدید خانوده و فرزندان من خدا دارند و همچنین گفت فرزندم پسر است و اسمش را مهدی بگذارید ولی من آرزوی دیدن این پسر را به گور می برم" گویی می دانست این مرخصی آخرین دیدار او با خانواده اش است و شهید می شود... | + | ناصر در خانواده روستایی مومن در روستای جاجا به دنیا آمد پس از طی دوران نوجوانی و ازدواج در اصفهان ساکن شد و صاحب 3 فرزند دختر شد. ناصر با شروع جنگ تحمیلی به طور داوطلبانه پس از طی یکدوره فشرده آموزشی از طریق بسیج محل کارش (کارخانه ناسیونال) به جبهه رفت، پس از 3 ماه حضور در جبهه در تاریخ 22 بهمن 1360 در تنگه چزابه و در حالی که می خواست دیده بان مجروحی را نجات دهد بر اثر اصابت ترکش خمپاره شربت شهادت نوشید. یک هفته بعد از شهادت ناصر فرزند چهارمش که پسر بود بدنیا آمد ناصر در آخرین مرخصی اش با اینکه خانواده اش گفتند چند روز بمان زایمان همسرت نزدیک است قبول نکرد و گفت "اگر بدانید دشمن در هنگام حمله به شهرها چه جنایاتی علیه زن ها و کودکان مرتکب می شود این حرف را نمیزدید خانوده و فرزندان من خدا دارند و همچنین گفت فرزندم پسر است و اسمش را مهدی بگذارید ولی من آرزوی دیدن این پسر را به گور می برم" گویی می دانست این مرخصی آخرین دیدار او با خانواده اش است و شهید می شود...<ref>[http://khayyen.ir/shahid/1052 سایت خین]</ref> |
| − | + | ==پانویس== | |
| − | + | <references/> | |
| − | + | ||
== ردهها == | == ردهها == | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲۰ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۴۷
نام : منصوری / ناصر نام پدر : میرزا آقا تاریخ تولد : ۱۳۲۷-۰۱-۰۳ محل تولد : جاجا (شهرستان تیران و کرون) تاریخ شهادت : ۱۳۶۰-۱۱-۲۲ محل شهادت : تنگه چزابه شهرستان : تیران و کرون یگان : مسئولیت : تدارکات - آرپی جی زن تحصیلات : ششم ابتدایی محل تحصیل : گلزار : گلزار شهدای روستای جاجا
زندگی نامه
ناصر در خانواده روستایی مومن در روستای جاجا به دنیا آمد پس از طی دوران نوجوانی و ازدواج در اصفهان ساکن شد و صاحب 3 فرزند دختر شد. ناصر با شروع جنگ تحمیلی به طور داوطلبانه پس از طی یکدوره فشرده آموزشی از طریق بسیج محل کارش (کارخانه ناسیونال) به جبهه رفت، پس از 3 ماه حضور در جبهه در تاریخ 22 بهمن 1360 در تنگه چزابه و در حالی که می خواست دیده بان مجروحی را نجات دهد بر اثر اصابت ترکش خمپاره شربت شهادت نوشید. یک هفته بعد از شهادت ناصر فرزند چهارمش که پسر بود بدنیا آمد ناصر در آخرین مرخصی اش با اینکه خانواده اش گفتند چند روز بمان زایمان همسرت نزدیک است قبول نکرد و گفت "اگر بدانید دشمن در هنگام حمله به شهرها چه جنایاتی علیه زن ها و کودکان مرتکب می شود این حرف را نمیزدید خانوده و فرزندان من خدا دارند و همچنین گفت فرزندم پسر است و اسمش را مهدی بگذارید ولی من آرزوی دیدن این پسر را به گور می برم" گویی می دانست این مرخصی آخرین دیدار او با خانواده اش است و شهید می شود...[۱]