(صفحهای جدید حاوی «شهید فریدون عمرملی درجه:گروهبانیکم رسته :تانک نام پدر:اسماعیل تاری...» ایجاد کرد) |
Abdollahy9706 (بحث | مشارکتها) |
||
| (یک نسخهٔ متوسط توسط کاربر دیگری نشان داده نشده) | |||
| سطر ۳: | سطر ۳: | ||
تاریخ شهادت:۲۶/۷/۵۹ علت شهادت :اثابت موشک به تانک نوع مأموریت : زرهی | تاریخ شهادت:۲۶/۷/۵۹ علت شهادت :اثابت موشک به تانک نوع مأموریت : زرهی | ||
وضعیت تأهل :مجرد | وضعیت تأهل :مجرد | ||
| − | زندگینامه : | + | ==زندگینامه :== |
از کلاس پنجم به بعد کارو کوشش مشغول بود و زحمت زیادی برای خانواده و پدر و مادر خود می کشید صبح ها درس می خواند و بعد ازظهرها به کار مشغول بود و برای همسایه آشنا فامیل پدر و مادر احترام قائل می شد و اخلاق بسیار خوبی داشت و همه مخصوصاً پدر و مادر از او راضی بودند تا سن ۱۷ سالگی وارد ارتش شد و اعزام بدوره تکاوری و خدمات تانک شد بعد از ۶ ماه مأموریت به [[قصرشیرین]] رفت و دو بار مجروح شد و مادرش می گفت بگذار استراحت تمام شود بعد برو ولی او برای دفاع از ناموس خود و میهنش قبول نداشت و رفت و علاقه زیادی به رهبر و انقلاب داشت و بعد از دوبار مجروح شدن در [[منطقه کوره موش]] به درجه شهادت نائل گردید و به آرزویش رسید. روحش شاد و یادش گرامی باد. | از کلاس پنجم به بعد کارو کوشش مشغول بود و زحمت زیادی برای خانواده و پدر و مادر خود می کشید صبح ها درس می خواند و بعد ازظهرها به کار مشغول بود و برای همسایه آشنا فامیل پدر و مادر احترام قائل می شد و اخلاق بسیار خوبی داشت و همه مخصوصاً پدر و مادر از او راضی بودند تا سن ۱۷ سالگی وارد ارتش شد و اعزام بدوره تکاوری و خدمات تانک شد بعد از ۶ ماه مأموریت به [[قصرشیرین]] رفت و دو بار مجروح شد و مادرش می گفت بگذار استراحت تمام شود بعد برو ولی او برای دفاع از ناموس خود و میهنش قبول نداشت و رفت و علاقه زیادی به رهبر و انقلاب داشت و بعد از دوبار مجروح شدن در [[منطقه کوره موش]] به درجه شهادت نائل گردید و به آرزویش رسید. روحش شاد و یادش گرامی باد. | ||
| − | خاطره و سیره اخلاقی شهید: | + | ==خاطره و سیره اخلاقی شهید:== |
| − | خاطره ما از شهید عزیزمان این بود که از سن ۹ سالگی عباذت می کرد و در ماه مبارک رمضان سحری بلند میشود و سحری حاضر می کرد بعد همه خانواده را از خواب بیدار می کرد و سحری می خوریم بعد از سحری برای نماز صبح به جماعت می رفت وعده نماز ظهر و عصر و مغرب و عشائ هم به مسجد می رفت و در جنگ تحمیلی انقلاب زحمت زیادی می کشید و می گفت از هر راهی امام می رود ما هم باید ادامه دهیم تا پیروز شویم تا اینکه به درجه شهادت نائل گردید. | + | خاطره ما از شهید عزیزمان این بود که از سن ۹ سالگی عباذت می کرد و در ماه مبارک رمضان سحری بلند میشود و سحری حاضر می کرد بعد همه خانواده را از خواب بیدار می کرد و سحری می خوریم بعد از سحری برای نماز صبح به جماعت می رفت وعده نماز ظهر و عصر و مغرب و عشائ هم به مسجد می رفت و در جنگ تحمیلی انقلاب زحمت زیادی می کشید و می گفت از هر راهی امام می رود ما هم باید ادامه دهیم تا پیروز شویم تا اینکه به درجه شهادت نائل گردید.<ref>[http://www.shohadayekermanshah.ir/ سایت شهدای کرمانشاه]</ref> |
| − | + | ==پانویس== | |
| − | + | <references/> | |
| − | + | ||
| − | http://www.shohadayekermanshah.ir | + | |
نسخهٔ کنونی تا ۱۲ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۵۱
شهید فریدون عمرملی درجه:گروهبانیکم رسته :تانک نام پدر:اسماعیل تاریخ تولد :۱۳۳۸ محل تولد :کلاشگران تاریخ شهادت:۲۶/۷/۵۹ علت شهادت :اثابت موشک به تانک نوع مأموریت : زرهی وضعیت تأهل :مجرد
زندگینامه :
از کلاس پنجم به بعد کارو کوشش مشغول بود و زحمت زیادی برای خانواده و پدر و مادر خود می کشید صبح ها درس می خواند و بعد ازظهرها به کار مشغول بود و برای همسایه آشنا فامیل پدر و مادر احترام قائل می شد و اخلاق بسیار خوبی داشت و همه مخصوصاً پدر و مادر از او راضی بودند تا سن ۱۷ سالگی وارد ارتش شد و اعزام بدوره تکاوری و خدمات تانک شد بعد از ۶ ماه مأموریت به قصرشیرین رفت و دو بار مجروح شد و مادرش می گفت بگذار استراحت تمام شود بعد برو ولی او برای دفاع از ناموس خود و میهنش قبول نداشت و رفت و علاقه زیادی به رهبر و انقلاب داشت و بعد از دوبار مجروح شدن در منطقه کوره موش به درجه شهادت نائل گردید و به آرزویش رسید. روحش شاد و یادش گرامی باد.
خاطره و سیره اخلاقی شهید:
خاطره ما از شهید عزیزمان این بود که از سن ۹ سالگی عباذت می کرد و در ماه مبارک رمضان سحری بلند میشود و سحری حاضر می کرد بعد همه خانواده را از خواب بیدار می کرد و سحری می خوریم بعد از سحری برای نماز صبح به جماعت می رفت وعده نماز ظهر و عصر و مغرب و عشائ هم به مسجد می رفت و در جنگ تحمیلی انقلاب زحمت زیادی می کشید و می گفت از هر راهی امام می رود ما هم باید ادامه دهیم تا پیروز شویم تا اینکه به درجه شهادت نائل گردید.[۱]