Arameshi9706 (بحث | مشارکتها) |
|||
| (۳ نسخههای متوسط توسط ۲ کاربران نشان داده نشده) | |||
| سطر ۲۱: | سطر ۲۱: | ||
خاطرات: | خاطرات: | ||
| − | به یاد دارم یکبار که به مسافرت می رفتیم، در بین راه کاروانی را دیدیم که به دیدن و زیارت حضرت امام ( ره ) می رفتند. شهید عبدالخالق طی صحبتهایی که با آنان داشت، چقدر خالصانه و عاجزانه از آنان تقاضا می کرد. که :" سلام مرا هم به او برسانید و بگوئید که مرا هم دعا کند." | + | به یاد دارم یکبار که به مسافرت می رفتیم، در بین راه کاروانی را دیدیم که به دیدن و زیارت حضرت امام ( ره ) می رفتند. شهید عبدالخالق طی صحبتهایی که با آنان داشت، چقدر خالصانه و عاجزانه از آنان تقاضا می کرد. که :" سلام مرا هم به او برسانید و بگوئید که مرا هم دعا کند."<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=8206 سایت یاران رضا]</ref> |
| − | + | ||
| − | + | ==پانویس== | |
| + | <references/> | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲۹ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۲۲
کد شهید:6304979
نام:عبدالخالق
نام خانوادگی:خلیقپرتان
نام پدر:رضا
محل تولد:اسفراین
تحصیلات:نامشخص
گروه مربوط:گروهی برای این شهید ثبت نشده است.
نوع عضویت:سایر شهدا
مسئولیت:رزمنده
تاریخ شهادت:1363/12/22
خاطرات:
به یاد دارم یکبار که به مسافرت می رفتیم، در بین راه کاروانی را دیدیم که به دیدن و زیارت حضرت امام ( ره ) می رفتند. شهید عبدالخالق طی صحبتهایی که با آنان داشت، چقدر خالصانه و عاجزانه از آنان تقاضا می کرد. که :" سلام مرا هم به او برسانید و بگوئید که مرا هم دعا کند."[۱]